نقدی بر مدیریت فوتبال خوزستان؛ بازی در سایه‌ی بی‌تجربگی

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 45810

تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ، ۱۴۰۴

نقدی بر مدیریت فوتبال خوزستان؛ بازی در سایه‌ی بی‌تجربگی

به قلم یاسین اقبال خبرنگار پایگاه خبری جهان اخبار خوزستان، این ابرقدرت فوتبال ایران، امروز در حالی در عرصه ملی می‌درخشد که بنیان‌های مدیریتی آن در برخی کلیدی‌ترین پست‌ها با چالش‌های جدی روبرو است. اگرچه استعدادهای درخشان و هواداران پرشور، موتور محرکه این ورزش در استان هستند، اما تصمیم‌گیری‌های مدیریتی گاهی همچون ابری تیره، آینده این فوتبال را تحت الشعاع قرار داده است.
نمادهای یک چالش مدیریتی:
۱. مدیریت بی‌رزومه در قطب صنعتی فوتبال:
انتصاب آقای محمد محمدی به عنوان مدیرعامل باشگاه فولاد خوزستان، نمونه‌ای بارز از نادیده گرفتن تخصص در مدیریت ورزشی است. چگونه می‌توان پذیرفت یکی از بزرگترین و ثبات‌ترین ساختارهای فوتبال ایران، به دست فردی اداره شود که پیشینه‌ای مستند و شناخته شده در عرصه مدیریت ورزشی حرفه‌ای ندارد؟ این انتصاب، پیامدهای روشنی دارد:
کاهش اعتبار حرفه‌ای: چنین تصمیمی این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا باشگاه‌داری یک امر تخصصی است یا پست تشریفاتی برای تفویض مسئولیت؟
اتکا به شانس به جای برنامه‌ریزی: یک مدیر بی‌تجربه ناگزیر است برای تصمیم‌گیری‌های فنی به دیگران تکیه کند که این امر می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای و غیرکارشناسی شود.
به خطر افتادن ثبات بلندمدت: فولاد به دلیل ساختار صنعتی خود همیشه نماد ثبات بود، اما مدیریت غیرتخصصی می‌تواند این دستاورد ارزشمند را به تدریج تحلیل ببرد.
۲. مشاوری پرنفوذ با نقش مبهم:
در سوی دیگر،حضور آقای بهنام ابوالقاسم پور در جایگاه مشاور باشگاه استقلال خوزستان، الگویی دیگر از مدیریت بر مبنای روابط به جای ضوابط را نشان می‌دهد. اگرچه مشاوران می‌توانند نقش‌های مفیدی ایفا کنند، اما هنگامی که نقش و اختیارات آنان به وضوح تعریف نشده و بر اساس تخصص قبلی نباشد، به عاملی برای ایجاد بلاتکلیفی و تصمیم‌گیری‌های موازی تبدیل می‌شوند. این پرسش مطرح است که آیا اینگونه مشاوران، راهکارهای حرفه‌ای ارائه می‌دهند یا تنها بر اساس ارتباطات شخصی بر فضای تصمیم‌گیری باشگاه تأثیر می‌گذارند؟

تأثیر مستقیم بر چرخه جذب استعداد:
این نگاه غیرحرفه‌ای در مدیریت، مستقیماً بر فرآیند جذب نیرو، به ویژه برای غیربومی‌ها تأثیر می‌گذارد:
قدرتنمایی “رابطه” بر “رزومه”: هنگامی که مدیران بر پایه روابط شخصی منصوب می‌شوند، طبیعی است که در جذب بازیکن و کادر فنی نیز اولویت با افرادی باشد که شناخته شده” هستند، نه لزوماً شایسته‌ترین”. این امر فرصت را از استعدادهای غیربومی مستعدی که رزومه قوی دارند اما فاقد “پارتی هستند، می‌گیرد.
بی‌برنامگی در استعدادیابی: یک ساختار مدیریتی ضعیف، فاقد سیستم منسجم اسکاوتینگ و برنامه‌ریزی بلندمدت برای شناسایی استعدادها در سراسر کشور است. در چنین شرایطی، شناسایی و جذب استعدادهای غیربومی به شانس و ابتکار فردی واگذار می‌شود.
هرجومرج به جای رقابت سالم: هنگامی که معیارهای حضور در تیم بر اساس شایستگی نباشد، انگیزه در بین تمام بازیکنان – چه بومی و چه غیربومی – کاهش می‌یابد. فضای رقابتی سالم که موتور پیشرفت تیم است، از بین می‌رود.
فوتبال خوزستان در یک دوگانگی تاریخی گرفتار شده است:استعدادی بینظیر در پایین و مدیریتی غیرتخصصی در رأس. تا زمانی که کرسی‌های مدیریتی به جای رزومه و تخصص، با معیارهای دیگر پر شوند، این استان نمی‌تواند تمام پتانسیل عظیم خود را بالفعل کند. هواداران و رسانه‌ها باید بیش از پیش بر لزوم “حرفه‌ای‌گرایی” در مدیریت اصرار ورزند. آینده فوتبال خوزستان نه در زمین چمن، که در پشت میزهای مدیریت ساخته می‌شود، و این دقیقاً نقطه‌ای است که نیازمند اصلاحات فوری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *