امروز: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

توسعه پایدار در گرو خودآگاهی و یگانگی شهروندان

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 23329

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ، ۱۴۰۰

توسعه پایدار در گرو خودآگاهی و یگانگی شهروندان

به گزارش بازتاب خوزستان، مهمترین مشخصه توسعه به چالش کشیدن وضعیت موجود و بوجود آوردن شرایطی است که در آن شرایط بتوان به خواسته‌های گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، جامه عمل پوشاند.
باید دید سیر تحولات اجتماعی و سیاسی، شرایط را چگونه رقم خواهد زد و چگونه یک جامعه میتواند با افزایش سطح آگاهی و قدرت تحلیل افراد جامعه مسیر توسعه بدون بازگشت را در یک الگوی خطی به صورت پیوسته طی کند. هر چند توسعه فرآیندی گریز ناپذیر است و دیر یا زود تحولات اجتماعی در بستر زمان آثار خود را بر ساختار و سیاست های دولت ها خواهد گذاشت، اما نباید از نقش ارتباطات، تعاملات بین المللی و دانش و آگاهی دولت مردان و شهروندان در تحقق و تسریع این روند غافل شد.
توسعه سیاسی مهمترین عامل دوام و پایداری و باعث ثبات در مناسبات حاکم بر روابط میان گروه های اجتماعی و فعالین مدنی درون یک واحد سیاسی است که می تواند پیوندهای اجتماعی و درون گروهی را برای طی نمودن سیر توسعه در دیگر ابعاد مهیا نماید.
یقینا رسیدن جامعه به سطحی از آگاهی برای شناسایی نخبگان توسعه گرا می تواند شرط اصلی برای ورود نیروهای روشنفکر و نوگرا به عرصه سیاسی باشد.
اگر دولت توسعه گرا را شرط لازم برای توسعه کشورهای جهان سوم و در حال گذار بدانیم رسیدن به خودآگاهی را باید پیش شرط تحقق این مهم قلمداد کنیم، که طبق این اصل توسعه در حوزه آموزش و آگاهی اهمیت و جایگاه خاصی پیدا خواهد کرد.
وجود دولت توسعه گرا میتواند شکاف بین جامعه و روشنفکران که در جدال بین سنت و مدرنیته طی سالیان متمادی ایجاد گردیده را پر نموده و زمینه حرکت نخبگان و روشنفکران اجتماعی را در عرصه اجتماعی برای هدایت جامعه به سمت توسعه و ترقی روز افزون سوق دهد.
توسعه اجتماعی بر ستون های شهروندی، مشارکت اجتماعی، رفاه اجتماعی، و سرمایه اجتماعی بنا شده است. مفهوم توسعه اجتماعی را به چند طریق میتوان درک کرد، توسعه اجتماعی از نظر *سیاسی و اقتصادی* در ارتباط با امنیت، ثبات و رفاه نسبی شهروندان میباشد.
از نظر *اجتماعی* به سطح سواد و تحصیلات، آموزش، مهارت ها، روابط اجتماعی و تا حدودی به کیفیت زندگی مربوط میشود.
از نظر *اخلاقی* مستلزم رشد و پیشرفت وجدان، آگاهی اخلاقی و اراده و توان جمعی است تا مطابق با دانش و فرهنگی که درست به نظر میرسد رفتار نماید.
از جنبه *روانشناسی* نیز توسعه اجتماعی با سلامت ذهنی، احترام به خود، موفقیت در امور مهم و سعادت انسانی در ارتباط است.

در فرآیند توسعه پایدار، نقش *پایداری اجتماعی* در تحقق اهداف بسیار حائز اهمیت است، بدین سبب در اهداف راهبردی توسعه پایدار موضوعاتی چون توانمندسازی، افزایش قدرت و آزادی انتخاب، توسعه و گسترش مشارکت، ارتقاء کیفیت زندگی، ظرفیت سازی نهادی، امنیت اجتماعی، مسئولیت پذیری و رفاه اجتماعی به شکلی گسترده مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو ابعاد اجتماعی در تعامل با سایر ابعاد اقتصادی و اکولوژیکی، توسعه پایدار را تقویت و کلیت موزون آن را شکل می دهد.
موضوع دیگری که در توسعه پایدار حائز اهمیت میباشد *زیست پذیری* است. زیست پذیری از منظر ماهیت و شرایط موجود، زیرمجموعه ای از پایداری است که مستقیما بر ابعاد فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، و روانی زندگی مردم تاثیر می گذارد ودر برگیرنده مجموعه ای از ویژگی های اکتسابی و شرایط محیطی میباشد که محل زندگی را به مکانی مطلوب، مناسب و جذاب برای زندگی، کار و قابل بازدید همه مردم تبدیل میکند.
این ویژگی ها به دو دسته عینی که شامل: دسترسی به زیرساخت های شهری، امنیت، جابجایی و حمل و نقل، مسکن، سلامت و امکانات بهداشتی، تفریح، فضاهای عمومی جذاب و فرصت های اقتصادی می باشد و دسته ذهنی که شامل: حس تعلق به مکان، هویت محلی، سرمایه اجتماعی، همبستگی، عدالت، صمیمیت، رعایت حقوق متقابل و مسئولیت پذیری اجتماعی می باشد طبقه بندی کرد.

پارسونز برای حفظ و بقای هر اجتماعی ۴ نیاز کارکردی را مطرح کرده است.
۱- *روند جامعه پذیری- یعنی آموزش ارزش ها و هنجارها به اطفال و مهاجران و پذیرش این ارزش ها توسط افراد مذکور*
( رشد مهاجرت بی سابقه روستائیان و عشایر به شهرها و عدم زیرساخت های آموزشی لازم و آشنایی با کارکردهای جامعه شهری قابل توجه میباشد گر چه در آموزش صحیح و اصولی کودکان نیز با مشکل مواجه هستیم.)
۲- *هماهنگی با شرایط محیطی- از جمله تفکیک و تخصیص نقش ها*
(باید گفت در نظر گرفتن ملاک های غیر رسمی و نامعقول در سپردن نقش های مهم و کلیدی به افراد غیر متخصص و بی مسئولیت، سیستم های کارکردی جامعه ما را دچار تزلزل کرده است.)
۳- *تحقق اهداف- هر فرد، گروه و یا سیستم تبعی دارای هدف یا اهدافی است.*
(براحتی میتوان سردرگمی و عدم وجود برنامه ای مشخص، چه در سطح زندگی فردی و چه در سطح کلان اداری و سازمانی، چه کوتاه مدت و چه بلند مدت که در اثر بی ثباتی و سوء مدیریت درون جامعه ما ایجاد شده را مشاهده کرد.)
۴- *وحدت و یگانگی- یعنی ترکیب و تجمع افراد و گروه ها در یک مجموعه ی فعال.*
اتحاد و یگانگی باعث محدود شدن کج روی های مخرب اجتماعی، تنظیم تعارضات و حل و فصل قانونی اختلافات میشود، یک جامعه نه تنها نیازمند آموزش و تطابق رفتار اعضای جدید خود با ارزشهای موجود است، بلکه به هماهنگی خود با شرایط محیطی نیز احتیاج دارد و این هماهنگی به نوبه خود به بروز تعارض منافع منجر می شود و رفع تعارضات مستلزم تنظیم یگانگی در جامعه است.
در واقع در هر مجتمع و مجموعه ای چنانچه اتحاد و همدلی در جهت پیشبرد اهداف مشترک وجود نداشته باشد و تعارض منافع به اشتراک منافع تبدیل نشود، جامعه مذکور دچار بی اعتمادی اجتماعی گردیده و روز بروز از هدف اصلی خود دورتر شده و رسیدن به توسعه را دشوارتر میکند.
از این رو تنها راه موفقیت و رهایی از مشکلات و معضلات جامعه امروز و تغییر در وضعیت موجود، یگانگی، خودآگاهی و آموزش درست ارزش ها و هنجارها به شهروندان و توسعه فضایل اخلاقی همراه با ایجاد روحیه امید و خودباوری است که با افزایش نقش شهروندان و توجه ویژه به مطالبه گری در چارچوب قانون، پذیرش وظایف و مسئولیت اجتماعی و آگاهی از حقوق شهروندی مسیر طولانی و ناهموار و پر پیچ و خم توسعه را هموار خواهد نمود.

 

زاهد مهمدی کرتلایی

پر بازدیدترین ها