کرونا، سفیر عبرت و هشداری برای غفلت بشر بود

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 20278

تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ، ۱۳۹۹

کرونا، سفیر عبرت و هشداری برای غفلت بشر بود

بی‌شک مهم‌ترین و بزرگ‌ترین بحران بشری در سال گذشته ویروس کرونا بود.
ویروسی به ظاهر برخواسته از بدن یک جغد یا خفاش در شهر ووهان چین که به سرعت بر تمام کشورها و قاره‌ها سایه افکند و جهان را به یک چالش ناشناخته فراخواند.
صد البته زمین، به واسطه‌ی اصالت و هویت ماندگاری که دارد در طول عمر با برکتش بارها از این دست بحران‌ها را دیده و چشیده است اما اهالی زمین به دلیل عمر کوتاه و مقطعیشان هراز چند گاهی به چنین چالش‌ها و بحران‌هایی برخورد می‌کنند و به همین دلیل است که در مواجه با آن همیشه به مشکل بر می‌خورند.
در اینکه این ویروس، همه‌ی ما را اذیت کرد، شکی نیست. در اینکه جان خیلی از عزیزان مان را هم گرفت، تردید نداریم. در اینکه باعث و بانی خیلی مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شد هم اشتراک نظر داریم اما ای کاش گاهی از منظری دیگر هم به این ویروس بنگریم.

کرونا به تمام انسان ها ثابت کرد و نشان داد که گاهی ماهیت بشری خودشان را به هزاران دلیل، فراموش می کنند.

نشان داد که گاهی وقت ها، وقتی آدم ها کمی در علم و تکنولوژی و صنعت و پزشکی به اصطلاح پیشرفت می کنند، چنان پایشان را از گلیم شان درازتر می کنند که از جلد آدمیت بیرون می آیند و فراموش می کنند که هنوز هم همان بنده های ضعیف، محدود و کم قدرتی هستند که در مقابل عظمت پروردگار و شکوه خلقت تنها درصدی از این معادله را می توانند حل کرده و به تسخیر خود دربیاورند.

ویروس ناپیدای کرونا باعث شد که انسان ها خودشان را که شاید گم کرده بودند، دوباره پیدا کنند و یادشان نرود که با همه ی پیشرفت ها و نانوها و ادعاها و ماهواره ها و جنگ ها و معادلات پیچیده در مقابل یک ویروس از یک خفاش از یک شهر از یک کشور از این کره ی کوچک از کهکشان عظیم خلقت، ناتوانند.

کرونا با همه ی آسیب ها و سختی هایش، درس خوبی به من داد که بدانم و بفهمم که مرگ بر اساس ذات ش از همیشه به من نزدیک تر است.

کرونا به من ثابت کرد که انسان نباید خیلی از اساس و ذات پاک آفرینش را با کمی غرور و سواد و امکانات نادیده بگیرد.
کرونا به من آموخت که بیشتر از پیش مواظب خودم، رفتارم، کردارم و گفتارم باشم، منی که با همه ی ادعایی که دارم هنوز در قرن بیست و یک در مقابل یک ویروس کوچک، دچار بحران و ترس می شوم.
بحران و غفلتی که می تواند برای من و دیگران درس های زیادی برای گفتن داشته باشد.

امیدوارم که بشریت در سال ۱۴۰۰ و سال های بعد از آن باز هم برای علم و ثروت و قدرت و پیشرفت و صنعت تلاش دوچندان کند اما ذات خودش را و حد خودش را در قیاس با عالم خلقت فراموش نکند که اگر فراموش کرد، ممکن است ویروسی از کلاغی از دیاری دوباره همه ی زمین را به چالش بکشد و دهان همه را با یک ماسک ببندد.

امیدوارم سال خوبی پیش روی همه جامعه‌ی بشری باشد.
سالی پر از صلح و صفا و سلامت و عنایت به پروردگاری که به شدت، کافی است.

 

✍🏼 هوشنگ نوبخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *