به قلم جعفر دیناروند
دردهای انشعابی(۱) به قلم جعفر دیناروند
مسیر زندگی انسان ها، دارای فراز و نشیب های بسیاری است.گاه مانند اتومبیل در جاده، سختی های فراز را پیش رو دارد و زمانی نیز راحتی، نشیب را احساس می کند.درک این وضعیت، به چگونگی موقعیت های موجود وابسته است.
این یعنی، انسان، پیوسته در راه است، حرکت می کند تا مسیر را طی کند.این، جبر زمانه است که از نوزادی به سمت کودکی حرکت کند و یا کودکی را پشت سر گذارد تا به نوجوانی برسد.حرکت در نقطه ای متوقف می شود.مرگ متوقف کننده است.
پس، انسان، با در راه بودن، دچار دردها می شود.تنوع آن ها در جسم یا روان و روح یا وهم و خیال، همیشه وجود داشته و خواهد داشت.این ذات آذمی است که آن ها را عمیق یا سطحی، ادراک کند.گاهی تند و زمانی کند تفسیر می شوند.
نکته قابل توجه، درک دردهاست زیرا با وجود آن، فکر درمان جاری می شود و انواع چاره ها، آزمایش می گردند.هدف اصلی هم، رهایی از دردهاست زیرا انسان را از تعادل خارج و به نوعی سردرگمی مبتلا می کند.
این، نشان می دهد که انسان از دردها گریزان است و در هر مرحله ای برای مبارزه، آماده می شود.این البته، نکته مهمی است اما کافی نیست زیرا بسیاری از دردها، اصیل نیستند بلکه انشعابی از سایرین محسوب می شوند.
این نوع دردها در همه زمینه ها خودنمایی می کنند.گرچه آن ها را «انشعابی» خوانند اما به نظر می رسد که لفظ«انحرافی» مناسب تر باشد.یعنی، دردهایی که انسان را از ریشه اصلی آن ها، منحرف و دچار نوعی اشتباه محاسباتی می کند.
بیماری که از درد معده می نالد و البته پزشک را نیز متوجه آن نقطه می کند، نمی داند که وجود سنگ کلیه است که عامل اصلی انتقالی درد است لذا، هر داروی معده ای که تجویز شود، ناکارآمد خواهد بود.
دردهای انشعابی، در همه زمینه های زندگی انسان ها، وجود دارند.آن ها مخصوص یک مقطع زمانی نبوده و نیستند.در طول تاریخ وجود داشته، امروز نیز موجودند.شکلی مخفیانه دارند و منحرف کننده هایی ماهرند.تشخیص آن ها، کار هر کسی نیست.
عوام در این رابطه، تابع امواج انشعابی ها می شوند و طول عمر خود را با آن ها، کوتاه تر می کنند.این نوع انسان ها که فراوان یافت شده و می شوند، از درک این وضعیت عاجزند و خود را به دست حوادث می سپارند.
روشنفکران و اندیشمندان جامعه، از عوام فاصله ها دارند و تمرکز خود را بر اصل ها قرار می دهند.گرچه، مسیر درستی را انتخاب می کنند اما همیشه موفق نمی شوند.موانع مسیرها، متعدد و متنوعند.راه چاره، مبارزه در دو جبهه است.
با نگاهی عمیق تر می توان، این انشعاب ها را در زندگی روزمره انسان ها هم مشاهده کرد.دردهایی انحرافی که فشارهای بسیاری، تحمیل می کنند در حالی که مردم از آن ها غافلند.این غفلت ها، هزینه های زیادی را به وجود می آورند.
از این نظر، راه نجات، تمرکز بر اصل هاست.فقر در درون جامعه هرگز اصل نیست.دردی انشعابی است که بسیار دردناک هم هست.جماعت زیادی در آن گرفتارند و چون آن را اصل می دانند، چاره را هم به همان شکل می یابند.
بهزیستی را مامور جنگ با آن می کنند اما تجربه نشان داده است که افزایش فقر حاصل آن بوده است.گاه بنگاه های خیریه ای بنا کرده اند که خود، گسترش دهنده فقر و ایجاد واژه ای جدید به نام«تنبلی» شده است.
فقر، دردی انحرافی است.بیکاری، به همین شکل تفسیر می شود.اعتیاد، سرقت، تجاوز و در راس همه این ها، جنگ و جنگ افروزی، دردهایی انشعابی از درد اصلی هستند.با حمله به انشعاب ها، نمی توان به راه حل ها رسید.
سئوال اساسی این است.مگر کمیته امام فعال نیست؟ مگر بهزیستی افراد را زیر پوشش ندارد؟مگر انجمن های خیریه، کوشش نمی کنند؟ مگر واریز یارانه ها، برای فقرا نیست!!!؟پس، چرا فقر گسترش بیشتری یافته است؟وضع ثروتمندان چگونه است؟
باید پاسخ ها را یافت.ابتدای کار، درک پرسش هاست.این یعنی، جرقه ای در ذهن ایجاد شده است.تبدیل شدن آن به شعله های علمی، روشنایی آور است.دردهای انشعابی، روبناهای جوامع بشری اند.آن ها، منحرف کننده از اصل ها هستند.
این انحراف بینی ها، طی سال های طولانی در میان جوامع بشری روی داده اند.آن ها، سابقه ای به اندازه طول حیات بشریت دارند.در گذشت زمان، بدل بینی های متنوعی وجود داشتند که بعضی، به مرور، از بین رفته اند.
دردهای انشعابی را باید از درون جامعه بیرون کشید.تفاوت آن ها را با هم، مقایسه کرد.شدت و ضعف هر یک را طبقه بندی نمود.هر کدام را در قالب خود قرار داد.عاملین را شناسایی نمود.منشا اتصالی را کشف کرد.
باید پذیرفت که همه این کوشش ها برای یافتن سرچشمه هاست.فشار خون با قرص ضد فشار کنترل می شود اما از بین نمی رود.این فشار و سردرد ناشی از آن، انحرافی است.پزسک ماهر، درد انشعابی را اصل نمی داند.از زاویه ای دیگر، همه گرفتاری های بشر، انشعاب هایی از سرچشمه هستند.ابتدای این رود گرفتاری کجاست؟این یعنی، باید جست و جو کرد.یافت و با شجاعت معرفی نمود گرچه در جامعه طوفان زده، کار آسانی نخواهد بود.




