در سالهای اخیر یکی از محورهای اصلی ترافیکی شهر اهواز که بهعنوان شاهراه ارتباطی بین مرکز شهر و فرودگاه بینالمللی این منطقه محسوب میشود که دچار تحولات قابل تأملی در سطح کاربری، فرهنگ عمومی و امنیت اجتماعی گردیده است. این محور که در گذشته بهخاطر موقعیت راهبردی خود در شبکهٔ حملونقل استان خوزستان از اهمیت ویژهای برخوردار بود، امروزه بهعنوان فضایی شناخته میشود که از وظیفهٔ اصلی خود بهعنوان مسیر عبور و مرور خارج شده و به محلی برای تجمعات غیررسمی، فروش غیرمجاز دخانیات، قلیان و سایر فعالیتهای اجتماعی نامناسب تبدیل گشته است. این تحول نهتنها بر تصویر شهری و فرهنگی اهواز تأثیر منفی گذاشته بلکه نگرانیهای جدی در حوزهٔ امنیت عمومی، سلامت روانی نوجوانان و جوانان و همچنین برنامهریزیهای شهری ایجاد کرده است.
راه فرودگاه اهواز که از طریق بلوار پاسداران به بخشهای مرکزی شهر متصل میشود مسیری پرتردد است که روزانه هزاران خودرو اعم از خودروهای شخصی، وانتها، تاکسیها و اتوبوسهای حمل مسافر از آن عبور میکنند. این موقعیت ترافیکی در کنار نبود نظارت کافی و برنامهریزی شهری مناسب باعث شده تا بخشهایی از این جاده بهویژه در ساعات عصر و شب به محوری برای فعالیتهایی تبدیل شود که با اصول فضای عمومی شهری و ارزشهای اجتماعی جامعه سازگار نیست. گزارشهای متعددی از حضور گستردهٔ جوانان و نوجوانان در این مسیر منتشر شده که بسیاری از آنها بهصورت گروهی در کنار جاده توقف کرده و بهمصرف قلیان، سیگار الکترونیکی و در برخی موارد مواد مخدر خفیف میپردازند. این رفتارها نهتنها از نظر قانونی نامشروع است بلکه موجبات نگرانی خانوادهها، فعالان فرهنگی و مسئولان امنیتی را فراهم کرده است.
یکی از دلایل اصلی گسترش چنین وضعیتی عدم وجود فضاهای تفریحی و اجتماعی مناسب برای جوانان در شهر اهواز است. (در این بین ناگفته نماند که روزگاری نه چندان دور این مکان جایگاهی برای تفریحات سالم خانواده ها بوده)
جامعهٔ جوان این شهر که با نرخ جمعیتی بالا و سطح تحصیلات نسبتاً مناسب روبهروست بهدنبال محیطهایی برای تعامل اجتماعی، آرامش روانی و سرگرمی است. اما متأسفانه سرمایهگذاری کافی در حوزهٔ فضاهای عمومی، پارکهای فرهنگی، سالنهای ورزشی و تفریحی برای این قشر صورت نگرفته است. در مقابل جادهٔ فرودگاه با فضای باز، روشنایی نسبتاً مناسب و فاصلهٔ دور از چشماندازهای شهری بهصورت خودبهخودی بهعنوان یک فضای جایگزین انتخاب شده است. این انتخاب هرچند ناخواسته و عفونی است ولی نشاندهندهٔ خلأ برنامهریزی شهری در پاسخ به نیازهای اجتماعی قشر جوان است.
از سوی دیگر حضور فروشندگان غیرمجاز دخانیات و قلیان در این مسیر نیز بهطور چشمگیری افزایش یافته است. این افراد که بیشتر آنها فاقد هرگونه مجوز رسمی فعالیت هستند در حاشیهٔ جاده یا در پارکینگهای متروکه مستقر شدهاند و محصولاتی را بهصورت عمده و خرده به مراجعان عرضه میکنند. فروش قلیانهای آماده، دخانیات خارجی، سیگارهای الکترونیکی و حتی انواع مایعهای طعمدار برای ویپها از جمله کالاهای رایج در این مکان ها است. این فروشها علاوه بر نقض قوانین بهداشتی و نظارتی باعث ترویج فرهنگ مصرف دخانیات در میان نوجوانان و جوانان نیز گردیده است. متأسفانه بسیاری از خریداران این محصولات زیر بیست سال دارند و فاقد هرگونه اطلاعات بهداشتی دربارهٔ مخاطرات سلامتی استفاده از این مواد هستند.
نکتهٔ شایان تأمل این است که این فضای نامناسب بهتدریج از حالت یک محور ترافیکی خارج شده و بهعنوان یک محور اجتماعی غیررسمی شناخته میشود. این امر بهویژه در شبهای پایان هفته بیشتر آشکار میگردد که تعداد خودروهای متوقفشده در این مسیر بهطور چشمگیری افزایش مییابد. بسیاری از این افراد صرفاً بهدنبال یک فضای آزاد برای گپوگفت، تماشای خیابان یا حتی نمایش خودروهای شخصی خود هستند. این رفتار که در ظاهر بیضرر بهنظر میرسد در بلندمدت میتواند به الگویی برای فعالیتهای اجتماعی غیرسازمانیافته تبدیل شود و از سوی دیگر موجب کاهش امنیت و آرامش عمومی گردد. وجود چنین تجمعاتی بدون نظارت امنیتی مناسب زمینهساز بروز انحرافات فردی و گروهی میشود که ممکن است از جرایم خرد تا درگیریهای خشونتآمیز را دربرگیرد.
مسئولان شهری و فرهنگی شهر اهواز که از این وضعیت آگاه هستند تاکنون اقدامات مؤثری در جهت ریشهیابی و حل این مسئله انجام ندادهاند. برخی از این مسئولان با اشاره به محدودیتهای بودجه و نبود هماهنگی بین دستگاهها از جمله ناجا، شهرداری، آموزشوپرورش و ادارهٔ کل فرهنگو ارشاد اسلامی این عدم اقدام را توجیه میکنند. با این حال باید توجه داشت که حل چنین چالشی نیازمند راهحلهای چندبعدی است که در عین حال بهنوعی از همافزایی بین بخشهای مختلف دولتی برخوردار باشد. صرفاً ا
قدامات سرکوبگرانه مانند جمعآوری فروشندگان یا پراکندهسازی تجمعات بدون ارائهٔ جایگزین مناسب نهتنها مؤثر نیست بلکه ممکن است بهعنوان نوعی سرکوب جوانان تلقی شده و واکنشهای نامطلوبی را بهدنبال داشته باشد.
یکی از راهحلهای پیشنهادی ایجاد فضاهای تفریحی و فرهنگی مناسب در نزدیکی این محور است تا جوانان و نوجوانان بتوانند در محیطی امن و تحت نظارت از اوقات فراغت خود بهصورت سالم استفاده کنند. این فضاها میتوانند شامل پارکهای نورپردازیشده، کافههای فرهنگی، سالنهای مطالعه عمومی، زمینهای ورزشی کوچک و فضاهای هنری باشد. همچنین اجرای برنامههای فرهنگی و هنری در ساعات عصر و شب میتواند جذابیت این منطقه را از حالت منفی بهسمت فعالیتهای اجتماعی مفید سوق دهد. این اقدامات نیازمند همکاری نزدیک بین شهرداری و سازمانهای فرهنگی است و باید با مشارکت خود جوانان طراحی و اجرا شود تا مورد پذیرش آنان قرار گیرد.
در کنار این راهحلهای فرهنگی نظارت امنیتی و قانونی نیز نباید نادیده گرفته شود. حضور منظم و هوشمند نیروهای انتظامی در این مسیر میتواند از بروز جرایم و فعالیتهای غیرقانونی جلوگیری کند. البته این نظارت باید با رویکردی انسانی و آموزشی همراه باشد تا از تبدیل شدن آن به یک نقطهٔ تنش اجتماعی جلوگیری شود. همچنین صدور مجوزهای موقت برای برخی فعالیتهای فرهنگی در این محور در صورت رعایت ضوابط قانونی میتواند راهحل مناسبی برای جذب جوانان و کاهش فضای منفی فعلی باشد.
از دیدگاه روانشناختی نیز حضور طولانیمدت جوانان در این فضای غیررسمی میتواند تأثیرات منفی جدی بر هویت فردی و اجتماعی آنان بگذارد. فضاهایی که فاقد قاعده و ساختار هستند و تحت تأثیر رفتارهای همتا قرار میگیرند زمینهساز تقلید از رفتارهای ناسالم و پذیرش هنجارهای اجتماعی غیرمعتبر میشوند. این امر در مراحل حساس رشد نوجوانی که فرد در حال شکلگیری هویت خود است میتواند عواقب طولانیمدتی داشته باشد. از این رو ایجاد فضاهای ساختاریافته و امن که در آنها جوانان بتوانند با رعایت قواعد اجتماعی و فرهنگی تعامل کنند ضرورتی انکارناپذیر است.
برخی منتقدان معتقدند که تبدیل جادهٔ فرودگاه اهواز به این نوع فضای اجتماعی نشاندهندهٔ شکست سیاستهای فرهنگی و شهری در سطح استانی و ملی است. بهگفتهٔ این منتقدان جامعهٔ ایرانی بهویژه در شهرهای مرکزی مانند اهواز با وجود داشتن جمعیت جوان بالا هنوز نتوانسته است الگویی همهجانبه برای تفریحات سالم، تعامل اجتماعی و سرگرمیهای مفید ارائه دهد. در مقابل فضاهای خودساختهای مانند جادهٔ فرودگاه بهعنوان پاسخی عفونی ولی مؤثر به این خلأ ظاهر میشوند. این دیدگاه اگرچه سختگیرانه است ولی واقعبینانه نیز هست و نیاز به بازنگری در سیاستهای عمومی فرهنگی را نشان میدهد.
یکی از پیامدهای غیرمستقیم این وضعیت کاهش شاخص امنیت ادراکشده در میان شهروندان است. بسیاری از خانوادهها بهویژه در ساعات پایان روز تمایلی به تردد در این محور ندارند زیرا فضای عمومی آن دیگر بهعنوان محیطی امن برای فعالیتهای خانوادگی در نظر گرفته نمیشود. این مسئله موجب ایزولهشدن بیشتر جوانان از فضاهای خانوادگی شده و چرخهٔ تکرار تجمعات ناسالم را تقویت میکند. همچنین این وضعیت بر تصویر شهری اهواز بهعنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی و فرهنگی جنوب غرب کشور تأثیر منفی گذاشته و میتواند بر جذب گردشگران داخلی و خارجی نیز تأثیر بگذارد.
در نهایت باید توجه داشت که جادهٔ فرودگاه اهواز تنها یک نماد است از چالشهای عمیقتری که جامعهٔ ایرانی در عرصهٔ فرهنگ، شهرسازی و جوانپروری با آن روبهروست. حل این مسئله نیازمند نگاهی جامع، بینرشتهای و مشارکتی است که در آن تمام ذینفعان از جمله خانوادهها، مسئولان شهری، نهادهای امنیتی، فعالان فرهنگی و خود جوانان نقش فعالی داشته باشند. تا زمانی که این فضای خلأ پر نشود و الگوهای جدیدی برای تعاملات اجتماعی جوانان ارائه نشود این گونه تجمعات نامناسب بهصورت دورهای در نقاط مختلف شهرها تکرار خواهد شد.
راهحل نهایی این است که فضاهای عمومی شهری نه بهعنوان محیطی برای عبور و مرور بلکه بهعنوان بستری برای زندگی اجتماعی، فرهنگی و فکری شهروندان دیده شوند. در این راستا جادهها، پارکها، میدانها و حتی مساجد و مراکز فرهنگی باید پاسخگوی نیازهای روحی، اجتماعی و تفریحی شهروندان باشند. تنها در این صورت است که فضاهایی مانند جادهٔ فرودگاه اهواز دوباره به وظیفهٔ اصلی خود بازمیگردند و از تبدیل شدن به بستری برای رفتارهای ناسالم و غیرفرهنگی جلوگیری میشود.
در پایان باید یادآور شد که جوانان نه دشمن شهر بلکه آیندهساز آن هستند. بهجای دور کردن آنان از فضاهای عمومی بهتر است فضاهایی امن، جذاب و مفید برایشان طراحی شود. این کار نهتنها موجب کاهش آسیبهای اجتماعی خواهد شد بلکه پایههای یک جامعهٔ سالم و پویا را نیز تقویت میکند. جادهٔ فرودگاه اهواز امروزه یادآور این واقعیت است که شهرها زمانی زنده هستند که فضاهای عمومی آنها برای همه در دسترس و متناسب با نیازهای عصر باشد.
به قلم : عبداله محیسن پور شریف
کارشناس ارشد مدیرت شهری





