یادداشتی بر وضعیت سرویس‌های بهداشتی عمومی شهر؛ سرمایه‌ای که در حاشیهٔ بی‌تدبیری فراموش شده است

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 51509

تاریخ انتشار: ۱۵ شهریور ، ۱۴۰۵

یادداشتی بر وضعیت سرویس‌های بهداشتی عمومی شهر؛ سرمایه‌ای که در حاشیهٔ بی‌تدبیری فراموش شده است

بقلم: صالح محمدیان

سرویس‌های بهداشتی عمومی، از آن دست زیرساخت‌هایی‌اند که تا وقتی هستند، کسی قدرشان را نمی‌داند؛ و وقتی نباشند، آبرو و سلامت یک شهر، هر دو با هم آسیب می‌بینند. امروز در شهر ما، این تأسیسات با بودجه‌ای کلان ساخته شده‌اند، اما در نبودِ متولی و بی‌توجهی، به ملکِ متروکه‌ای بدل شده‌اند که نه‌تنها خدمتی نمی‌رسانند، که خود به یک تبلیغ منفی برای شهر تبدیل شده‌اند.

این وضعیت، بیش از هر چیز، یک تصویر از شکاف میان «ساختن» و «نگهداشتن» در مدیریت شهری است.

بارها رسانه‌ها این موضوع را برجسته کرده‌اند و صدای نارضایتی شهروندان را بازتاب داده‌اند. اما پاسخِ ساختاری، یا غایب بوده یا به اقدامات مقطعی و بی‌اثر محدود شده است. نتیجه آنکه امروز، یک مسافرِ تازه‌وارد، پیش از آنکه زیبایی شهر را ببیند، با چهرهٔ زشت این بلاتکلیفی روبه‌رو می‌شود. این، فقط یک مشکل بهداشتی نیست؛ یک زخم بر منظر شهری و کرامت عمومی است.

نکته‌ای که شاید از خودِ این وضعیت تلخ‌تر است، جنس این غفلت است. نگهداری از یک پارک، تعمیر یک سرویس بهداشتی، پاکسازی یک معبر؛ این‌ها اموری نیستند که نیاز به مکاتبهٔ اداری، ثبت شکایت یا پیگیری شهروندان داشته باشند. این‌ها وظایف ذاتی و روزانه‌ی مدیریت شهری‌اند؛ کارهایی که باید هر روز دیده و انجام شوند، نه آنکه منتظر بمانند تا صدای اعتراض بلند شود. وقتی چنین مشکلاتی در سطح شهر باقی می‌ماند، یعنی یک حلقه از زنجیرهٔ مسئولیت، سهل‌انگاری کرده است. و سهل‌انگاری در این حوزه، یک قصور ساده نیست؛ یک ترک فعل است که باید با آن برخورد شود.

اما آیا این بحران واقعاً چنان کلان و لاینحل است که گره‌ای این‌چنین کور بر آن خورده باشد؟ پاسخ، به‌روشنی منفی است.

راه‌حل، نه بودجهٔ آن‌چنانی می‌خواهد، نه عزم ملی. حتی در بدبینانه‌ترین حالت، می‌توان ادارهٔ این اماکن را به بخش خصوصی واگذار کرد. تجربهٔ شهرهای موفق نشان داده که واگذاری سرویس‌های بهداشتی عمومی به بهره‌برداران خصوصی، با یک قرارداد شفاف، نه‌تنها هزینهٔ نگهداری را از دوش شهرداری برمی‌دارد، که می‌تواند به درآمدزایی و اشتغال‌زایی نیز بینجامد. بهره‌بردار، در ازای دریافت مبلغی اندک از کاربران یا از طریق تبلیغات محیطی، انگیزهٔ لازم برای نگهداری مطلوب را پیدا می‌کند.

مسیری که می‌تواند این بلاتکلیفی را به سرانجام برساند، ساده است: ابتدا، یک «فهرست شفاف» از تمام سرویس‌های بهداشتی عمومی شهر همراه با وضعیت هر یک تهیه و منتشر شود. سپس، برای هر واحد، یکی از سه گزینهٔ «بهره‌برداری مستقیم شهرداری»، «واگذاری به بخش خصوصی» یا «تبدیل به کاربری جایگزین» تعیین تکلیف گردد.

گام بعد، عقد قراردادهای مشخص با بخش خصوصی است، به‌گونه‌ای که در آن، شاخص‌های نظافت، ساعت کارکرد، و پاسخ‌گویی به شکایات به‌وضوح قید شده باشد. نظارت عمومی از طریق یک سامانهٔ سادهٔ مردمی، می‌تواند تضمین کند که هیچ واحد رها‌شده‌ای دوباره به متروکه تبدیل نشود.

این بحران، آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد، پیچیده نیست. آنچه کم است، نه پول، که اراده برای پایان دادن به بلاتکلیفی است. شهری که می‌خواهد در منظر عمومی خود، تمیز و باسلیقه دیده شود، پیش از هر چیز باید تکلیف ابتدایی‌ترین نیاز شهروندان و مسافرانش را روشن کند. سرویس بهداشتی عمومی، نه یک تجمل، که نخستین پلهٔ کرامت شهری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *