در نظم کنونی جهان، ایالات متحده را نمیتوان یک کنشگر متعارف به شمار آورد؛ این قدرت به دستگاه عظیم سرکوب و چیرگی بدل شده که بیپرده، استقلال و حاکمیت ملتها را آماج حملات قرار میدهد. بنیاد سیاستهای کاخ سفید نه بر حقوق بینالملل، بلکه بر سه ستون اجبار، خدعه و ویرانسازی استوار است. جنگ اقتصادی، فشارهای سیاسی، نبرد مرکب و چند وجهی، براندازی و یورش نظامی، همگی قطعات یک پروژه استعماری واحدند که تنها یک مقصود را دنبال میکنند: به خاک مالیدن دولتهای آزاد و تحمیل رابطه ارباب و رعیتی در سراسر گیتی.تحریمهای اقتصادی، مهلکترین سلاح خاموش آمریکاست. واشنگتن با گروگانگیری دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، هر کشوری را که از فرمانش سرپیچی کند، از سیستم مالی بینالمللی قطع میکند. تحریمهای ثانویه و فراسرزمینی، حتی کشورهای بیطرف را نیز مجبور به همراهی با این تروریسم اقتصادی میکند. قطع دسترسی به سوئیفت، بلوکه کردن داراییهای بانک مرکزی، تحریم نفت و انرژی، فشار بر بیمهگران و خطوط کشتیرانی، و فلجسازی تجارت خارجی، همه و همه برای ایجاد قحطی اقتصادی و شعلهور کردن نارضایتی عمومی طراحی شدهاند. این سیاست جنایتبار، زندگی روزمره میلیونها انسان بیگناه را هدف میگیرد تا ملتها را علیه دولتهایشان بشوراند. آمریکا با این روش، دارو، غذا و حتی تجهیزات پزشکی را به سلاح تبدیل کرده است؛ این اوج رذالت و جنایت علیه بشریت است. فشار دیپلماتیک، چهره دیگر همان استکبار ضدبشری است. آمریکا با توسل به نفوذ خود در سازمان ملل، شورای امنیت، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، مشروعیت کشورهای مستقل را زیر سؤال میبرد. قطع روابط دیپلماتیک، اخراج دیپلماتها، تحریم روادید مقامات، پروندهسازیهای حقوق بشری، اعمال نفوذ در دادگاههای بینالمللی و تهدید به وتو، ابزارهای ریاکارانهای هستند که واشنگتن برای منزویکردن مخالفانش به کار میگیرد. این دیپلماسی قلدرمآبانه، هیچ رحمی نمیشناسد: هر کشوری که از اطاعت سر باز زند، باید تاوان سنگینی بپردازد.اما وقتی تحریم و فشار دیپلماتیک کافی نباشد، آمریکا نقاب از چهره برمیدارد و به سراغ گزینههای خونین میرود. مداخله نظامی مستقیم، حمله موشکی، ترور هدفمند فرماندهان، جنگ نیابتی، حمایت مالی و تسلیحاتی از مخالفان، کودتای نرم، انقلابهای رنگی، و مهندسی انتخابات، تنها بخشی از زرادخانه شیطانی واشنگتن است. تجربه عراق، لیبی، افغانستان، سوریه و یمن نشان میدهد که هر جا پای آمریکا باز شده، چیزی جز ویرانی، تجزیه، خونریزی و بیثباتی به ارمغان نیامده است. آمریکا با شعاردادن درباره حقوق بشر و دموکراسی، در عمل حامی جنایتکارترین رژیمها و گروههای تروریستی بوده و تنها هدفش، نابودی کشورهای مستقل و غارت منابع آنهاست. جنگ ترکیبی و شناختی، نرمافزار این استراتژی کثیف است. آمریکا با در اختیار داشتن غولهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، اذهان ملتها را بمباران تبلیغاتی میکند، اخبار جعلی تولید میکند، و با عملیات روانی، اعتماد مردم به حاکمیتهای مستقل را از بین میبرد. جاسوسی سایبری، حمله به زیرساختهای حیاتی، سرقت فناوری، نفوذ در نهادهای مذهبی و مدنی، استفاده ابزاری از سازمانهای غیردولتی، و تحریک تفرقههای قومی و مذهبی، همگی برای تجزیه کشورها و بیارادهکردن ملتها به کار گرفته میشوند. واشنگتن با جذب جاسوس از میان مقامات، تحریم فرهنگی و علمی، قطع دسترسی به اینترنت و نرمافزارها، و دستکاری بازارهای مالی، جنگی تمامعیار را علیه استقلال ملتها به راه انداخته است.نکته راهبردی و هراسانگیز این است که این ابزارها نه جدا از هم، بلکه به صورت ترکیبی و هماهنگ عمل میکنند. تحریم اقتصادی با جنگ روانی همراه میشود، انزوای دیپلماتیک با خرابکاری سایبری تقویت میگردد، و مداخله نظامی با بمباران رسانهای توجیه میشود. هدف نهایی این ماشین سرکوب، ایجاد وابستگی ساختاری است؛ وابستگیای که استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورها را در زنجیر منافع آمریکا اسیر میکند.اما تاریخ نشان داده است که مقاومت ملتها از پولاد محکمتر است. کشورهایی که با تکیه بر وحدت ملی، تقویت همکاریهای منطقهای، ایجاد نظامهای مالی جایگزین، و خودباوری راهبردی در برابر این ماشین سلطه ایستادهاند، توانستهاند از چنگال استعمار نوین آمریکا رهایی یابند. دوران یکهتازی واشنگتن به سر آمده است؛ هر ملتی مثل ایران، اراده کند، میتواند زنجیرهای سلطه را پاره کند و سرنوشت خود را به دست گیرد.
صادق سلامت
روزنامهنگار
۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵



