به قلم: عبدالحسین کلانتریپور
کارشناس سیاسی روزنامه جهان اخبار
در تحلیل تحولات امنیتی منطقه، یک پرسش بنیادین همواره پیش روی strategists و تحلیلگران سیاسی قرار داشته است: آیا سیاست دفاعی صرف، در برابر تهدیدهای پیوسته و فزاینده، پاسخگو خواهد بود؟ تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که پاسخ به این پرسش، منفی است. آنچه امروز در گفتمان امنیتی کشور مطرح میشود، گذار از «دفاع منفعل» به «پیشدستی راهبردی» است. این گذار، نه یک تغییر تاکتیکی، بلکه یک تحول دکترینی است که میتواند معادلات امنیتی منطقه را برای همیشه تغییر دهد.
آنچه در سالهای گذشته بر ما گذشت، تصویری روشن از یک نابرابری راهبردی ارائه میدهد. در حالی که ما در موضع واکنش قرار داشتیم، طرف مقابل بارها و بارها ضربات خود را وارد کرده است. از حملات رژیم صهیونیستی گرفته تا اقدامات خصمانه آمریکا، همه و همه نشان از آن دارد که میدان، میدانی یکطرفه بوده است. ما ضربه خوردیم، شهید دادیم، رهبرانمان را از دست دادیم و مردممان در بمبارانها جان باختند. اما در تمام این سالها، واکنش ما همواره پس از ضربه بود، نه پیش از آن. این الگو، الگویی بود که دشمن را جسورتر کرد و هزینههای امنیتی ما را افزایش داد.
آنچه در عملیات وعده صادق رقم خورد، نخستین گام در شکستن این انحصار بود. برای نخستین بار، ایران از موضع کنشگر فعال وارد شد و پاسخ را نه در انتظار، بلکه در اقدام جستوجو کرد. این تغییر رویکرد، بازتابی گسترده در سطح بینالمللی داشت و بسیاری از تحلیلگران جهانی را به بازخوانی معادلات منطقه وادار کرد. جهانیان تعجب کردند که ایران چگونه جرئت چنین اقدامی را یافت. اما این تعجب، نشانه آن بود که ما توانستهایم یک تابوی راهبردی را بشکنیم: تابوی اقدام پیشدستانه.
ضربالمثلی فارسی میگوید: «از یک سوراخ، دوبار گزیده نمیشویم.» اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که ما بارها از همان سوراخ گزیده شدهایم. این تکرار، نه ناشی از غفلت، بلکه محصول یک پارادایم دفاعی محافظهکارانه است که در آن، واکنش جایگزین پیشگیری شده است. ما همواره منتظر ماندهایم تا دشمن ضربه بزند، سپس پاسخ دادهایم. این الگو، اگرچه در کوتاهمدت هزینههای کمتری دارد، اما در بلندمدت، ما را در موضع انفعال نگه میدارد و دشمن را در موضع ابتکار عمل قرار میدهد.
رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت هوشمندی و آمادگی تأکید فرمودهاند. اما آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، تبدیل این هوشمندی به یک دکترین عملیاتی است: دکترین پیشدستی راهبردی. این دکترین، نه به معنای آغازگری نظامی بدون دلیل است، بلکه به معنای آن است که اگر مسئولان امنیتی، سیاسی و نظامی ما به این جمعبندی برسند که احتمال حمله طرف مقابل وجود دارد — حتی احتمال ضعیف — باید پیش از آنکه دشمن دست به اقدام بزند، توان بازدارندگی خود را به نمایش بگذارند.
این رویکرد، سه الزام اساسی دارد. نخست، اطلاعات دقیق و بهروز. بدون شناخت دقیق از نیات و تواناییهای دشمن، پیشدستی به ماجراجویی تبدیل میشود. اطلاعات، چشم و گوش هر عملیات راهبردی است. دوم، توانمندی نظامی متناسب. بازدارندگی بدون توان اجرایی، تنها یک ادعاست. اگر ما تهدید میکنیم که پاسخ خواهیم داد، باید توانایی اجرای آن تهدید را نیز داشته باشیم. سوم، اراده سیاسی. پیشدستی نیازمند تصمیمگیری شجاعانه در بالاترین سطوح است. بدون اراده سیاسی، حتی بهترین توانمندی نظامی نیز بیاثر خواهد بود.
آنچه امروز در گفتمان رسمی ما شنیده میشود، ترکیبی از رجزخوانی و تهدید متقابل است. گفته میشود: «اگر آمریکا دو هدف از ما بزند، ما بیست هدف میزنیم.» این جمله، بیانگر عزم و اراده است و از منظر روانی، بازدارندگی ایجاد میکند. اما باید توجه داشت که رجزخوانی، جایگزین اقدام نمیشود. بازدارندگی واقعی، آنگاه محقق میشود که دشمن بداند نه فقط در پاسخ، بلکه در پیشدستی نیز ما توانمند و مصمم هستیم. اینجاست که معادله تغییر میکند و محاسبات دشمن بر هم میخورد.
آنچه امروز در یمن، لبنان و دیگر عرصههای مقاومت شاهد آن هستیم، نمایشی از قدرت راهبردی ایران و متحدانش است. فتوحات اخیر در جبهه مقاومت، نه تنها دستاوردی برای جهان اسلام است، بلکه نشاندهنده آن است که ایران توانسته است با هدایت هوشمندانه، معادلات منطقه را به نفع خود تغییر دهد. این دستاوردها، مایه افتخار و شادمانی است. اما نباید ما را از ضرورت پیشدستی غافل کند. پیروزی در یک عرصه، مجوز غفلت در عرصه دیگر نیست.
جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطهای ایستاده است که بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک دکترین امنیتی منسجم و فعال است. دفاع منفعل، در برابر تهدیدهای پیوسته، پاسخگو نیست. پیشدستی راهبردی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. مسئولان ما — در سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی — باید به این جمعبندی برسند که اگر احتمال حمله وجود دارد، باید پیش از آن، دشمن را در محاسبات خود شکست داد. این، معنای واقعی بازدارندگی است.
تاریخ نشان داده است که قدرتهایی که در موضع انفعال باقی ماندهاند، همواره هزینههای سنگینتری پرداختهاند. در مقابل، آنهایی که با پیشبینی و پیشدستی، میدان را مدیریت کردهاند، توانستهاند امنیت خود را تضمین کنند. ایران امروز، با تجربههای تلخ و شیرین سالهای اخیر، در موقعیتی قرار دارد که میتواند این درس تاریخی را به عمل تبدیل کند.
در پایان، باید تأکید کرد که پیشدستی راهبردی، به معنای جنگافروزی نیست. بلکه به معنای مدیریت هوشمندانه تهدیدها پیش از تبدیل شدن آنها به بحران است. این، همان چیزی است که میتوان آن را «عقلانیت راهبردی» نامید. و همانطور که تجربه نشان داده، حرف اول و آخر را در این میدان، آنکس میزند که پیشدستی میکند. ایران اسلامی، با تکیه بر توانمندیهای خود و با هدایت رهبری حکیمانه، میتواند این مسیر را با موفقیت طی کند و امنیت و آرامش را برای ملت خود به ارمغان بیاورد.
عبدالحسین کلانتریپور
کارشناس سیاسی روزنامه جهان اخبار




