حادثه تلخ انفجار در بندر شهید رجایی بندرعباس، زخمی عمیق بر پیکر امنیت ملی و اجتماعی ایران است. این فاجعه نه تنها دهها کشته، هزاران مصدوم، و خسارات مالی غیرقابل تصوری به بار آورد، بلکه پرده از واقعیتی نگرانکننده برداشت: بیاعتنایی سیستماتیک به اصول پدافند غیرعامل توسط مدیران نالایق. این حادثه، نمونهای آشکار از پیامدهای مدیریتی است که بهجای پیشگیری، همواره درگیر درمانِ دردهای ناشی از بیبرنامگی خود است.
پدافند غیرعامل؛ چراغ خاموشِ امنیت:
پدافند غیرعامل، به مجموعه اقداماتی اطلاق میشود که بدون استفاده از سلاح، تابآوری زیرساختها را در برابر تهدیدات طبیعی و انسانساخت افزایش میدهد. این مفهوم، سالهاست در ایران با تأکید مقام معظم رهبری و سازمان پدافند غیرعامل بهعنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح شده است. با این حال، اجرای آن در عمل به مدیرانی سپرده شده که یا از درک اهمیت آن ناتوانند، یا ترجیح میدهند منابع را صرف پروژههای زودبازده و نمایشی کنند. غفلت از ایمنسازی سازهها، ذخیرهسازی نامناسب مواد خطرناک، و بیتوجهی به استانداردهای فنی، تنها نمونههایی از سهلانگاریهایی است که بندر شهید رجایی را به بمبی ساعتی تبدیل کرد.
مدیریت ناکارآمد؛ آتشافروز فاجعه:
سوال اساسی اینجاست: چرا با وجود هشدارهای مکرر، همچنان شاهد تکرار چنین فجایعی هستیم؟ پاسخ را باید در سه لایه جستجو کرد:
۱. بینش کوتاهمدت مدیران: بسیاری از مسئولان، پدافند غیرعامل را هزینه، نه سرمایهگذاری میدانند. آنها ترجیح میدهند بهجای پیشگیری، پس از وقوع حادثه با اعزام نیروهای امدادی، خود را در نقش «قهرمان مدیریت بحران» معرفی کنند.
۲. فقدان سیستم پاسخگویی: نبود مکانیسمهای شفاف برای محاسبهپذیری مدیران، به آنها اجازه میدهد بدون ترس از پیگرد قانونی، خطاهای خود را تکرار کنند.
۳. تخصصگرایی قربانی رابطهگرایی: انتصاب افراد بر اساس وفاداری سیاسی بهجای شایستگیهای فنی، همچنان بلای جان مدیریت کلان کشور است.
هزینههای یک فاجعه؛ از خون تا اقتصاد:
آمار رسمی از کشته شدن دهها نفر، مصدومیت بیش از ۱,۳۰۰ تن، و خسارتی معادل «هزاران هزار میلیارد تومان» حکایت دارد. اما ابعاد واقعی فاجعه فراتر از اعداد است:
– آیا دیه میتواند اشک مادرانی را پاک کند که فرزندشان در آتش بیتدبیری سوخت؟!
– آیا جبران مالی، درد جسمی مصدومانی را تسکین میدهد که آیندهشان به نابودی کشیده شد؟!
– آیا پذیرش مسئولیت صوری، اعتماد عمومی را بازمیگرداند که هر روز بیش از پیش فرسایش مییابد؟!
راه برونرفت: از شعار تا اقدام:
۱. پاکسازی ساختار مدیریتی: ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد مبتنی بر شاخصهای ایمنی و پدافند غیرعامل، و اخراج فوری مدیران ناکارآمد.
۲. تحول در نظام گزینش: الزام به استخدام مدیران فنی در پستهای حساس، با اولویت تجربه و دانش بر روابط.
۳. بازرسی سراسری: تشکیل تیمهای مستقل برای بررسی تمامی زیرساختهای حیاتی از بنادر تا پالایشگاهها، با انتشار عمومی گزارشها.
۴. قانونگذاری سختگیرانه: تعیین مجازاتهای سنگین (از حبس تا مصادره اموال) برای مدیرانی که سهلانگاریشان به فاجعه منجر شود.
نتیجهگیری:
فاجعه بندر شهید رجایی، زنگ خطری است که اگر بهدرستی شنیده نشود، تکرار آن قطعی است. پدافند غیرعامل نه یک انتخاب، که ضرورتی اجتنابناپذیر برای کشوری در معرض تهدیدات متنوع است. امروز، زمان آن رسیده که بهجای سوگواری برای قربانیان، با عزمی جزم، سیستم مدیریتی را اصلاح کنیم که خود به عاملی برای ناامنی تبدیل شده است. وای بر جامعه ای که از تاریخ نیاموزد!
صادق سلامت دوم
روزنامهنگار
۸ اردیبهشت ۱۴۰۴





