تحلیلهای اخیر کارشناسان نظامی نشان میدهد که از نظر راهبردی، نظامی و سیاسی، حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران غیرمنطقی و پرهزینه است. این تحلیلها به واقعیتهای میدانی و توان دفاعی ایران متکی هستند و نشان میدهند که جنگهای اخیر، نظیر جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا، این نظریه را تأیید کردهاند که حمله نظامی به ایران نهتنها مردود است، بلکه میتواند عواقب وخیمی به همراه داشته باشد.
کارشناسان بر این باورند
در تحلیلهای اخیر که از سوی کارشناسان نظامی منتشر شده، به روشنی تأکید شده است که از نظر راهبردی، نظامی و سیاسی، حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران غیرمنطقی، پرهزینه و بهطور کلی «مردود» است. این تحلیلها مبتنی بر واقعیتهای میدانی، توان دفاعی ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی کشور و تبعات سنگین چنین اقدامی برای منطقه و جهان هستند و جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا این نظریه را اثبات کرد که حمله نظامی مستقیم به ایران مردود و نتیجه عکس دارد. اما در کنار این تحلیلهای منطقی، نگرانیهایی جدی درباره شخصیت و رفتار برخی رهبران تندرو غربی نیز مطرح شده است؛ بهویژه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که تعادل روانی ندارند و تصمیات احمقانه میگیرند!
کارشناسان حرفهای که این تحلیلها را ارائه دادهاند، بر این باورند که در شرایط عادی و بر اساس منطق نظامی، هیچیک از نیروهای آمریکا یا اسرائیل حاضر به آغاز درگیری مستقیم با ایران نیستند. چرا که ایران نهتنها از قدرت بازدارندگی بسیار بالایی برخوردار است، بلکه هرگونه اقدام نظامی میتواند به یک درگیری منطقهای گسترده و کنترلنشده منجر شود. با این حال، آنچه این وضعیت را پیچیده و پرخطر میسازد، حضور افرادی است که بهزعم تحلیلگران، فاقد تعادل روانی و عقلانی در تصمیمگیری هستند.
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، به عنوان چهرههایی شناختهشده با سابقهای پر از جنجال، اقدامات پرمخاطره و تصمیمات غیرعقلانی و غیرقابل پیشبینی، از سوی برخی کارشناسان بهعنوان “روانی” و “احمق” توصیف شدهاند. در این ارزیابیها آمده است که نمیتوان بهطور قطع بر روی عقلانیت و منطق این دو نفر حساب باز کرد. تصمیمگیریهای آنها نه از روی تدبیر و تحلیل، بلکه بر پایه جاهطلبیهای سیاسی، لجاجت، خودشیفتگی و حتی شرایط روانی ناپایدار انجام میشود.
نکته مهم این است که حتی اگر دستگاههای نظامی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل با اقدام نظامی علیه ایران مخالف باشند، این احتمال وجود دارد که در صورت روی کار بودن چنین رهبرانی، تصمیماتی از بالا تحمیل شود که با منافع واقعی این کشورها نیز در تضاد باشد. تجربه خروج ترامپ از برجام و حمایت بیقید و شرط نتانیاهو از سیاستهای تهاجمی گواهی بر این مدعاست.
رویکردهای تهاجمی و شعارهای تنشزا، که گاه بدون توجه به واقعیتهای میدانی مطرح میشوند، نیازمند بررسیهای دقیق روانشناختی و سیاسیاند. برخی صاحبنظران معتقدند که اختلال در شیوههای تحلیل و تصمیمگیری این چهرهها ممکن است منجر به اتخاذ سیاستهایی شود که نه تنها با منطق نظامی همخوانی ندارند، بلکه تهدیدی علیه صلح جهانی نیز محسوب میشوند.
در پایان میتوان گفت که اگرچه از نظر نظامی حمله به ایران بسیار ضعیف و نامحتمل ارزیابی میشود و مردود است، اما نمیتوان تهدید رفتارهای غیرمنطقی و خطرناک افرادی چون ترامپ و نتانیاهو را که تعادل روانی ندارند، نادیده گرفت. در جهان امروز، وجود رهبران غیرعادی میتواند حتی در غیاب دلایل عقلانی، فجایع بزرگی را رقم بزند. به همین دلیل، هوشیاری سیاسی و آمادگی در برابر هرگونه اقدام غیرمنتظره، امری ضروری و حیاتی برای ایران و منطقه محسوب میشود.
در نهایت، اگرچه از نظر نظامی حمله به ایران ضعیف و نامحتمل ارزیابی میشود، اما تهدید رفتارهای غیرمنطقی ترامپ و نتانیاهو باید جدی گرفته شود. هوشیاری سیاسی و آمادگی برای مقابله با هرگونه اقدام غیرمنتظره، برای ایران و منطقه ضروری است.





