«به نام آنکه جان را ارزش داد و شهادت را بلندترین قله انسانیت قرار داد» 
______________________
*شهید حادثه تروریستی ۳۱ شهریور اهواز؛سید خلیل هاشمی فر از تولد تا شهادت*
____________________
*حمد و سپاس در مورد شهدا، نه فقط یک جمله، بلکه یک عهد است؛ عهد با انسانهایی که جان خود را فدای ایمان، وطن، و کرامت انسانی کردند*
___________________________
*تولد و کودکی*
در بیست و دوم اسفند ۱۳۷۱ کودکی در روستایی ازتوابع شهرستان بهبهان به نام «بیدبلند» درکنار بزرگترین پالایشگاه گاز خاورمیانه چشم به جهان گشود؛ وشد نوری که شادی و امید را به خانه و در نهایت به روستای ساددات معزز منیزوری با نام بیدبلند آورد.
شهید قصه ما با نگاه آرام و لبخندی شیرین، نور چشم پدر و همهی وجود مادر شد و زندگی خانواده را پر از شور و مهربانی کرد.
*راز یک نام*
به رسم دیرین جنوب، مادربزرگ مأمور انتخاب نامش شد. او با صدایی محکم و دلی سرشار از یقین گفت: «بهترین نام، نامدار است.» شاید آن روز کسی دلیلش را درک نکرد، اما گویی دل مادربزرگ از آینده خبر داشت.
با این حال، به یاد پدربزرگ، در شناسنامه نامش «سید خلیل» ثبت شد. روزگار ولادت او با روزهای اندوه بار شهادت مولا علی(ع) در ماه رمضان همزمان شد هنگامهای که نالهی سوگ، در شهادت مولا علی(ع) در کوچه و خانه میپیچید. آوای آن مصیبت چنان در دلها رسوخ کرده بود که زبانها، بیاختیار، کودک را «سید علی» میخواندند. از همان آغاز، دو نام با او همراه شد؛ «سید خلیل» در شناسنامه و «سید علی» در دل مردم واهالی روستای بیدبلند.
*جوانی و سربازی*
او بزرگ شد؛ آرام، صبور، متواضع و دوستداشتنی. کودکیاش پر از بازیهای شیرین، نوجوانیاش پر از تلاش، و جوانیاش آمیخته با علم و فروتنی بود.و توانست سطح عالیه تحصیلات را پشت سر بگذارد. پدر در اندیشه فردای او بود و مادر در رؤیای روز دامادیش. اما او هر روز بیشتر در دلها جا باز میکرد؛ مهربانتر، آرامتر، دوستداشتنیتر وسر به زیر تر پله های ترقی را پشت سر می گذاشت.
زمان گذشت تا آن که بعد از فارغ از تحصیلات عالیه از دانشگاه معتبر دولتی، لباس مقدس سربازی بر تن کرد. قامت بلندش، نگاه پرصلابتش و چهره روشنش، مایهی غرور وطن وروستای زادگاهش شد. سربازی برای بسیاری سخت است، اما برای او خدمتی عاشقانه وخدمت به وطن وهم نوعان خود در شهر اهواز بود.
*روز حادثه*
وامـــــــــــــــــــــــــا
۳۱ شهریور ۱۳۹۷، اهواز در عزای حسینی و آمادهی رژه نیروهای مسلح بود.صدای طبلها، نوای سرودها و همهمهی جمعیت، در کنار پرچمهای برافراشته، فضایی سرشار از شور و امید آفریده بود؛ گویی عزای حسینی با غرور ملی در هم تنیده بود . پرچمها در باد میرقصیدند، کودکان با ذوق به سربازان سلام میدادند و آفتاب سوزان خوزستان بر قامت استوار رزمندگان میتابید. در اول صف رژه منظم و استوار، آن روز سید خلیل نیز ایستاده بود؛ همچون همیشه آرام و باوقار وپراز امید برای آینده خود وکشور عزیزمان ایران، که ناگهان، صدای رگبار گلوله های پی در پی ، فضای رژه را در خون و آتش غلتاند. تروریستهای بزدل و پست فطرت، ناجوانمردانه بر صف سربازان و مردم بیدفاع آتش گشودند. فریادها با صدای گلولهها درهم پیچید؛ کودکان هراسان، مادران نگران و پیکر قهرمانان وطن یکی پس از دیگری بر خاک افتاد.
*شهادت و جاودانگی*
در همان میدان، سید خلیل هاشمیفر، سرباز وطن، سینهاش را سپر گلولهها کرد و با قامتی استوار، آخرین لحظات عمرش را گذراند. وابهت وافتخاری بزرگ برای روستای سادات منیزوری و هم تبارانش آفرید وخون سرخش زمین را رنگین ساخت، اما چهرهاش آرام بود؛ گویی از آغاز میدانست که راهی جاویدان پیش رو دارد.
آن روز، ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، نه فقط روزی خونین که روزی حماسی در حافظهی تاریخ ایران ماند. روزی که فرزندان این خاک مظلومانه، اما سرافراز، جان دادند تا وطن بماند وپرچم سه رنگ زیبای وطن برافراشته بماند. و نتیجه آن شد که معنای سخن مادربزرگ درباره نامش بر همگان آشکار گردید؛ آری، حق با او بود، فرزند این خاک، شهید سید خلیل هاشمیفر، حقیقتاً نامدار شد؛ نامدار وطن،نامدار ولایت ونامدار شهرش بهبهان و روستایش بیدبلند که قبلش شهیدبزرگی چون سید غیب الله چاشیانی را تقدیم وطن کرده بود در جنگ تحمیلی۸ساله بعث عراق واین دوشهید بزرگوار تاریخساز کشور عزیزمان ایران وزادگاهشان ، و جاویدان در یادهای دوست داران شهدا در کل منطقه شهرستان بهبهان تا کهگلویه و کل استان خوزستان شدند.
*یادمان*
یادشان گرامی، نامشان ماندگار و راهشان پررهرو.
سید خلیل وشهدای جوان وسربازان گلگون کفن آن روز شوم اهواز رفتند، اما نام و راهشان همچنان پرچمی است که بر فراز ایران برافراشته خواهد ماند.”بیایید همه با هم دعا کنیم برای سرافرازی وطن و آرامش و صبر برای همهی پدران و مادران شهدای سرزمینمان ایران”
«تقدیم به خانواده انقلابی و ولایی شهید سید خلیل هاشمی فر و همه شهدای رژه ۳۱ شهریور اهواز»
شهریور ۱۴۰۴،خوزستان _اهواز





