✍️ پرستو نبوی
فیلم «تهران کنارت» دومین تجربه بلند علی بهراد، پس از «تصور»، نمونهای برجسته از سینمای شهری معاصر ایران است که همزمان با تجربه شخصی کارگردان و دغدغههای اجتماعی نسل جوان شکل گرفته است. روایت فیلم حول تقاطع زندگی چند شخصیت جوان در تهران میچرخد و تمرکز اصلی آن بر تجربههای احساسی، بلاتکلیفیها و تضادهای نسلی است. تهران در این فیلم بیش از یک لوکیشن صرف است؛ شهری است که به نوعی شخصیت فعال روایت تبدیل شده و بر احساسات، تصمیمات و سرنوشت کاراکترها سایه میافکند. این تبدیل تهران به یک شخصیت مستقل در سینمای ایران گرچه پیشتر در آثار معدودی دیده شده، اما در «تهران کنارت» با حساسیت نسبت به زندگی روزمره و روابط انسانی نسل جوان همراه شده است.
از منظر روایت، فیلم بیشتر به خلق حس و انتقال تجربه روانی شخصیتها میپردازد تا به گرهافکنی داستانی کلاسیک. این رویکرد به مخاطب امکان میدهد ذهنیت و عاطفه شخصیتها را تجربه کند، مشابه جریانهای سینمای تجربهگرا و آثار با روایت غیرخطی مانند نمونههای مطرح جهانی. بازی بازیگران، به ویژه علی شادمان و آناهیتا افشار، با استفاده از سکوتها، نگاهها و حرکات ظریف بدن، توانسته عمق روانی شخصیتها را منتقل کند و از اغراقهای ملودرامهای رایج فاصله بگیرد.
با این حال، تحلیل نقدهای منتشر شده نشان میدهد فیلم در نیمه دوم و به ویژه برخی سکانسها مانند صحنههای رستوران و حضور گربه، با رهاشدگی روایت مواجه است و انسجام خط داستانی کاهش مییابد. این مسئله بیشتر ناشی از تمرکز فیلم بر فضا و احساس و کمتوجهی نسبی به ارتباط علت و معلولی رخدادهاست. برخی منتقدان بر این باورند که حذف این سکانسها تاثیری بر تجربه کلی مخاطب نخواهد گذاشت و حتی ریتم فیلم را بهبود میبخشد.
از نظر فرهنگی و اجتماعی، فیلم مهمترین ارزش خود را در تصویر واقعگرایانه زندگی نسل جوان شهری دارد. روابط عاطفی، بحران هویت، مهاجرت و تلاش برای بقا در شرایط پیچیده اجتماعی، محورهای اصلی فیلم هستند. همین نگاه واقعگرایانه سبب شد فیلم با واکنشهای شدید نهادهای نظارتی و رسانهای مواجه شود و مسیر اکران آن سه سال به تعویق افتد. پرونده قضایی علیه عوامل فیلم و ایجاد کمپینهای رسانهای، بخش قابل توجهی از تجربه مخاطب و حتی خوانش فیلم را شکل داد و «تهران کنارت» را از یک اثر سینمایی صرف به پدیدهای رسانهای و اجتماعی تبدیل کرد.
هنری، فیلم با ترکیب قاببندیهای شاعرانه، توجه به جزئیات شهری و طراحی صحنه واقعگرا، توانسته تهران را به عنوان فضایی زنده و تأثیرگذار در روایت نمایش دهد. این سبک تصویرسازی از دیدگاه منتقدان، جلوهای همزمان واقعی و شاعرانه از زندگی شهری ارائه میکند، هرچند برای مخاطبانی که انتظار روایت خطی و منسجم دارند، ممکن است چالشبرانگیز باشد.
از منظر پژوهشی، «تهران کنارت» نمونهای از سینمایی است که نه تنها داستان عاشقانهای شهری را روایت میکند، بلکه در معرض بحثهای گسترده درباره مرزهای آزادی خلاقیت هنری، تصویر نسل جوان و نسبت سینما با واقعیت اجتماعی قرار گرفته است. موفقیت نسبی فیلم در گیشه، استقبال مخاطبان و پوشش رسانهای گسترده نشان میدهد که حواشی نه تنها مانع دیده شدن اثر نشد، بلکه کنجکاوی عمومی و توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی امروز را افزایش داد.
در مجموع، «تهران کنارت» فیلمی است که تجربه دیداری و حسی مخاطب را در اولویت قرار میدهد، با تمرکز بر تصویر روانی و احساسی شخصیتها و فضای شهری، و همزمان، به بحثهای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای پیرامون نسل جوان و آزادی خلاقیت هنری دامن میزند. این اثر نمونهای موفق از سینمایی است که فراتر از روایت خطی، تجربه زندگی شهری و پیچیدگیهای انسانی را با تمام تناقضها و زیباییهایش به نمایش میگذارد و جایگاه خود را به عنوان یک فیلم مهم و جنجالی در سینمای ایران تثبیت کرده است.




