نگارش:منوچهربرون
دهه هفتاد را میتوان یکی از دورههای طلایی مطبوعات محلی در خوزستان دانست. روزگاری که شمار نشریات اندک بود، اما اثرگذاری آنها گسترده و محسوس به نظر میرسید. در آن سالها نشریاتی همچون «نور خوزستان» و «فجر» در میان نخستین رسانههای مکتوب استان بودند که با امکانات محدود اما انگیزهای بزرگ، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه را بازتاب میدادند.
آن روزها اینترنت هنوز به زندگی روزمره مردم راه پیدا نکرده بود. شبکههای اجتماعی وجود نداشتند و تلفن همراه هنوز به رسانهای فراگیر تبدیل نشده بود. مردم برای آگاهی از رویدادها، تحلیل مسائل و خواندن دیدگاههای نویسندگان به سراغ روزنامهها و نشریات میرفتند. بسیاری از مطالب حاصل تحقیق، گفتوگو، گزارشهای میدانی و دلنوشتههایی بود که با دغدغه و احساس مسئولیت اجتماعی نوشته میشد. به همین دلیل رسانههای محلی از جایگاه و اعتبار ویژهای برخوردار بودند.
اما با گذشت بیش از دو دهه، وضعیت دستخوش تغییرات فراوانی شده است. تعداد مجوزهای رسانهای افزایش یافته و نشریات، پایگاههای خبری و کانالهای اطلاعرسانی متعددی فعالیت میکنند، اما در مقابل، میزان اثرگذاری بسیاری از آنها کاهش یافته است. گویی کمیت رشد کرده، اما کیفیت و مرجعیت رسانهای آن جایگاه گذشته را ندارد.
یکی از دلایل این وضعیت، تغییر الگوی مصرف رسانهای مردم است. امروزه فضای مجازی با سرعتی خیرهکننده اخبار و اطلاعات را منتشر میکند. مخاطب دیگر منتظر انتشار هفتگی یا ماهانه یک نشریه نمیماند. خبرها در کسری از ثانیه در شبکههای اجتماعی دست به دست میشوند و همین مسئله رقابت را برای رسانههای محلی دشوار کرده است.
عامل دیگر، کمبود آموزشهای حرفهای در حوزه رسانه است. روزنامهنگاری امروز تنها نوشتن یک خبر یا گزارش نیست؛ نیازمند شناخت فناوریهای نوین، سواد رسانهای، تحلیل داده، تولید محتوای چندرسانهای و آشنایی با نیازهای جدید مخاطب است. هر رسانهای که نتواند خود را با این تحولات هماهنگ کند، به تدریج از چرخه تأثیرگذاری فاصله خواهد گرفت.
نبود نشریات تخصصی نیز از دیگر چالشهاست. بسیاری از رسانهها به انتشار اخبار عمومی بسنده میکنند، در حالی که استان خوزستان با ظرفیتهای گسترده در حوزههای کشاورزی، صنعت، محیط زیست، گردشگری، فرهنگ و میراث تاریخی نیازمند رسانههای تخصصی و کارشناسی است. رسانهای که بتواند به صورت عمیق و علمی به مسائل بپردازد، بیش از هر زمان دیگری میتواند مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.
از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی نیز بر فعالیت رسانهها سایه افکنده است. افزایش هزینههای چاپ، کاهش آگهیها و محدود شدن منابع مالی موجب شده برخی رسانهها نتوانند کیفیت مطلوب خود را حفظ کنند. در چنین شرایطی، استمرار فعالیت حرفهای دشوارتر از گذشته شده است.
با این حال، آینده رسانههای محلی الزاماً تیره و تار نیست. رسانههای بومی همچنان یک مزیت بزرگ دارند؛ شناخت دقیق از جامعه محلی. هیچ رسانه ملی یا بینالمللی نمیتواند مسائل، دغدغهها، فرهنگ و ظرفیتهای یک منطقه را به اندازه رسانههای محلی بشناسد و بازتاب دهد. همین ویژگی میتواند نقطه قوت آنها باشد.
رسانههای محلی برای بازگشت به جایگاه اثرگذار خود باید از قالبهای سنتی فاصله گرفته و به سوی تولید محتوای خلاقانه، تحلیلهای عمیق، آموزش حرفهای نیروها و بهرهگیری از فناوریهای نو حرکت کنند. آنها باید به مرجع اطلاعرسانی و تحلیل مسائل استان تبدیل شوند؛ نه صرفاً بازنشرکننده اخبار.
امروز بیش از هر زمان دیگری، خوزستان به رسانههای توانمند، مستقل، حرفهای و مسئولیتپذیر نیاز دارد. رسانههایی که بتوانند صدای مردم باشند، ظرفیتهای استان را معرفی کنند، کاستیها را با نگاه کارشناسی نقد کنند و پلی میان جامعه و مدیران بسازند.
مرجعیت رسانهای تنها با داشتن مجوز یا انتشار خبر به دست نمیآید؛ حاصل سالها اعتمادسازی، تخصص، صداقت و ارتباط مؤثر با مخاطب است. اگر این اصول دوباره محور فعالیت رسانههای محلی قرار گیرد، میتوان امیدوار بود که روزهای پررونق مطبوعات بومی، در شکلی نو و متناسب با نیازهای عصر دیجیتال، دوباره تکرار شود.




