وقتی تا چند ساعت پیش صدای انفجار و بمباران، آسمان و زمین را میلرزاند، سخن گفتن از «آزمون استاندارد» بیشتر شبیه شوخی تلخ است تا سیاست آموزشی. برگزاری امتحان نهایی سال دوازدهم در استان خوزستان در روز پنجشنبه ۸مرداد۱۴۰۵، آن هم در صبحی که تا همان ساعاتِ قبل از آن حمله سنگین گزارش شده، نه تنها یک تصمیم اشتباه مدیریتی است، بلکه از نظر اخلاقی، حقوقی و سنجشی نیز قابل دفاع نیست. مسئله فقط سختیِ شرایط نیست؛ مسئله این است که آزمون نهایی، به عنوان ابزار سنجش و به عنوان مولفه مؤثر در کنکور، باید حداقلی از امنیت، آرامش روانی و برابری فرصت را تضمین کند. وقتی این حداقلها از بین رفته، اصرار بر برگزاری آزمون یعنی تولید نمرههای آلوده به ترس، نه ارزیابی دانش.
کلیدواژه نخست در این بحث «امنیت جانی» است. حوزه امتحانی، محل تجمع نوجوانانی است که باید با تمرکز بنویسند، نه با ترس جان پناه بگیرند. اگر خوزستان بنا به واقعیتهای امنیتی، یکی از اهداف دائمی دشمنان بوده و هست، برگزاری آزمون در چنین فضای پرریسکی یعنی نادیده گرفتن بدیهیترین اصل مدیریت بحران: پیشگیری مقدم بر درمان. تاریخ ایران، تجربههای تلخی دارد؛ وقتی از هشدار درباره تکرار حوادث مرگبار مانند فاجعه دبستان میناب سخن گفته میشود، منظور تهدیدسازی نیست، بلکه یادآوری یک اصل روشن است: هیچ نمرهای ارزش آن را ندارد که احتمال یک تراژدی جمعی را بالا ببرد.
کلیدواژه دوم «عدالت آموزشی» است. آزمون سراسر کشور برگزار میشود، اما عدالت به معنای یکسانسازی کور نیست. عدالت یعنی دادن فرصت برابر در شرایط قابل مقایسه. دانشآموزی که شب قبل را تا صبح با صدای انفجار، اضطراب خانواده، احتمال قطع برق، آژیر و اخبار حمله گذرانده، با دانشآموزی که در شهر امن خواب آرام داشته، در نقطه شروع یکسان قرار ندارد. وقتی امتحان رأس ساعت ۷:۳۰ صبح آغاز میشود و تا دو ساعت قبل، منطقه زیر فشار روانی بمباران بوده، انتظارِ عملکرد عادی از دانشآموز، غیرواقعبینانه و غیرمنصفانه است. نتیجه چیست؟ نمرهای که به جای سنجش یادگیری، «سنجش تابآوری در بحران» است. این نه امتحان نهایی است و نه معیار علمی.
کلیدواژه سوم «اعتبار سنجش» است. امتحان نهایی، به ویژه در پایه دوازدهم تجربی، با زندگی آموزشی دانشآموز گره خورده و اثر مستقیم در سرنوشت کنکور دارد. بنابراین هر اختلالی در تمرکز، حافظه کاری، آرامش روانی و توان نوشتن، عملا دادههای آزمون را مخدوش میکند. اضطراب پس از حمله، یک مسئله احساسی ساده نیست؛ واکنش طبیعی بدن به تهدید است و مستقیما بر سرعت پردازش، دقت، یادآوری و تصمیمگیری اثر میگذارد. دانشآموزی که هنوز از شوک بمباران بیرون نیامده، حتی سوالات ساده را غلط میخواند یا زمان را از دست میدهد. این یعنی نمرات به شکل سیستماتیک پایین میآید، اعتراضها بالا میگیرد و اعتماد عمومی به سازوکار سنجش فرو میریزد.
کلیدواژه چهارم «حق انتخاب و حضور» است. گزارش اینکه تعدادی از دانشآموزان، به درستی از ترس در آزمون حاضر نشدهاند، معنای روشن دارد: بخشی از جامعه هدف، عملا از حق شرکت برابر محروم شده است. غیبت در چنین شرایطی «تقصیر» نیست، یک واکنش عقلانی به تهدید است. در این وضعیت، آموزشوپرورش باید به جای تنبیه خاموش یا ثبت غیبت، سازوکار جبرانی شفاف ارائه کند؛ از جمله لغو امتحان و تعیین زمان جایگزین، یا برگزاری آزمون جبرانی استاندارد با تضمین امنیت و آرامش. هر گزینهای غیر از تعویق، به معنای تثبیت بیعدالتی و تشدید شکاف روانی و اجتماعی است.
کلیدواژه پنجم «ضعف مدیریت بحران آموزش و پرورش» است. اینکه چرا پس از بمباران سنگین، تعویق اضطراری اعمال نشد، پرسشی است که پاسخ اداری کوتاه نمیخواهد؛ پاسخ سیاستی میخواهد. آموزشوپرورش نمیتواند در بزنگاههای امنیتی به روال عادی پناه ببرد و مسئولیت را به «سراسری بودن آزمون» حواله کند. استانهای جنگی باید استثناهای از پیش تعریفشده داشته باشند: پروتکل تعلیق فوری، ارزیابی ریسک لحظهای، هماهنگی با نهادهای امنیتی، اطلاعرسانی رسمی و محترمانه، و سازوکار جبرانی که اثرات کنکور را نیز پوشش دهد. نبود این پروتکل، یعنی تصمیمگیری سلیقهای در حساسترین لحظهها.
در پایان، جمعبندی روشن است: برگزاری امتحان نهایی در خوزستانِ درگیر تهدید و بمباران، هم امنیت جانی را به حاشیه میبرد، هم عدالت آموزشی را نقض میکند، هم اعتبار سنجش را مخدوش میسازد و هم آینده کنکوری دانشآموزان را با نمرههای غیرواقعی آلوده میکند. این تصمیم باید فوراً اصلاح شود: لغو امتحان برگزارشده در شرایط جنگی و موکول کردن آن به زمان امن، همراه با سازوکار جبرانی شفاف و یکسان برای همه دانشآموزان استانهای درگیر. آموزشوپرورش اگر میخواهد از «آموزش» دفاع کند، باید اول از دانشآموز دفاع کند؛ و دفاع واقعی یعنی تعویق فوری، نه توجیه اداری.
پیگیری ادامه دارد …






8 پاسخ
با سلام و ادب و احترام واقعا درود بر بینش والا و تفکر بی طرف و واقع بین و انسانیت والای شما
دقیقا من و خواهرزاده ام و تمامی دوستانم از ترس در این ازمون شرکت نکردیم چون دقیقا موشک باران نزدیک خونه مون بود و شیشه ها شکستن و صداهای وحشتناکی بود خیلی بد و تا۶/۵خدا میدونه تو شوک بودم و حوزه من اونقدر دور است از خونه که همیشه ۵/۵میزنم بیرون تا با اتوبوس یا تاکسی ۲الی ۳ کورس ساعت ۷ برسم و درها بسته میشه حتی اگر نمی ترسیدم هم فرصت زمانی رفتن را نداشتم فقط میتوانم بگویم اصلا جنوبی ها رو انسان فرض نمی کن و جنگ در جنوب انگار برای کشور و وزیر نازنین اموزش و پرورش که خط قرمزش امنیت دانش اموزان هست البته فقط حرفی برای بقیه اهمیتی نداره
عدالت با علی مرد
درود بر شرف و بینش و انسانیت نویسنده محترم که جنوب رو هم جز کشور می دونین و برخلاف وزیر اموزش و پرورش که فقط ادعاست و جاه طلب و هراسان از جایگاهش جنگ توی جنوب رو هم جز جنگ کشور می دونین
ما آدم نیستیم گویا که زیر موشک سنگین باید بچه هامون رو بفرستیم امتحان نهایی جا بمونه امتحان نهایی و کنکور از جان و روان بچه هامون مهم تره؟
با سلام و ادب و احترام
به تفکر ودیدگاه و انسانیت شما سر تعظیم فرود می اوریم ایکاش چند نفر مثل شما توی کشور فلک زده ما اون بالا بالاها بجای مسئولین و وزرای بی لیاقت تصمیم گیرنده بودن
و ایکاش بچه خود وزیر اموزش و پرورش اون روز توی اهواز بود و امتحان نهایی داشت و بلای بچه های بدبخت مدرسه میناب سرش میومد البته اگه دلش میومد بفرستتش حوزه دقیقا توی مسیر موشک بارون
ما جنوبی ها رو ادم محسوب نمی کنن آخه فرمودن خط قرمزشون جان و امنیت دانش اموزان هست
سلام
واقعا گل گفتین و چه زیبا بیان نمودین هیچ جای دفاعی برای این اشتباه فاحش و قبیح باقی نذاشتین واقعا من خودم و تموم دور و بری هام بچه هاشون رو نذاشتن برن اون روز زیر موشک حتی ۷/۵همون نزدیگ حوزه هم انفجار بود خودم تا ساعتها از ترس میخکوب و تپش قلب داشتم خورده شیشه های پنجره ها رو جمع میکردم دقیقا نزدیک خونه امون بود انفجار موشک ها عمرا اگه صفر شدن نهایی که به جهنم اگه انتخاب بهشت و جهنم و وحی منزل هم بود نمیذاشتم تنها دختر دسته گلمو نمیذاشتم بره
ایکاش تفکرات سالم و بی طرف و انسان دوستانه ای مثل نویسنده روشنفکر و عدالت خواه این مطلب در کشور ما حداقل به تعداد انگشت های دست وجود میداشت
با سلام و عرض ارادت هم میهن عزیزم
چقدر رسا و بیطرف و روشن عدالت مرده را در سکوت فریاد زدین واقعا از زبون ما مردم محنت کش جنوب که فقط سرمایه نفت کشوریم و استعمار روح و روانمان تنها حاصل این مزیت جغرافیا بوده همیشه
میگن تو ژاپن ۱درصد فرهیخته و ۹۹درصد کودن هستن اما ژاپن از پیشرفته ترین کشورهاست درست برخلاف ایران که همون کودن های بیهوش در رآسن
باسلام
بنده و دخترم یکی از صدها قربانیان همین موضوعیم واقعا ایکاش روشنفکرهای عدالت پیشه ای مثل شما دروطنم بیشتر وجود داشت و در راس کار بودن هزار کارزار زدیم که صدامون به گوش مسئولین بی درد رفاه زده برسه افسوس
سلام خداقوت جوانمرد عدالت پیشه
ما بچه های اهواز که قربانی این تصمیم بیرحمانه و پر از تبعیض و بی توجهی به جان ما و واقعا ظالمانه بوده ایم کارزاری به راه انداختیم گرچه بعیده جوابگو باشن
اگه لینک کارزار ما رو برای ثبت امضاهای بیشتر بزنین ممنون میشم
لینک کارزار لغو امتحان نهایی سلامت وبهداشت https://wwwkarzar.net/339562
سلام و درود
ممنون از اینکه یکی بالاخره دلش برای دانش اموزان بدبخت زیر موشک و شرجی۵۲درجه سوخت
ایکاش یکم انصاف داشتن بخدا ما خیلی ها نرفتیم امتحان بدیم
کارزار راه انداختیم گرچه هزار تا کارزار و امضا رو بی تفاوت ازش رد شدن زیر موشک و گلوله فقط نهایی و کنکور مهمه هرچی ایرانی بمیره جمعیت کمتر میشه به نفعشونه
از اون ورم اگه داد می زنن تو این بی پولی و تورم و بیکاری وفقر بچه زیاد بیارین برای اینکه تو یه جزیره تنها نباشن بچه هاشون همبازی داشته باشن
الهی اگه این امتحان رو نمیخوان عادلانه و به رسم انسان بودن برگزار کنن برای ما که ذیحقیم الهی خدا با دل بچه های عزیزشون جبران کنه
من و دوستام این کارزار رو امضا کردیم لینکشو اشتباه نوشتhttps://www.karzar.net/339562