وقتی یک سرماخوردگی ساده، جیب پدرخانواده را خالی می‌کند

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 50653

تاریخ انتشار: ۹ مرداد ، ۱۴۰۵

وقتی یک سرماخوردگی ساده، جیب پدرخانواده را خالی می‌کند

این روزها اگر سری به خانه‌های مردم بزنی، به جای قفسه‌های یخچال که جای خالی موادغذایی را نشان می‌دهد، پر است از قوطی‌های رنگ‌ورورفته‌ی قرص و کپسول و شربت. یخچال‌ها تبدیل به داروخانه‌های کوچکی شده‌اند که هر بیماری، برای خودش نسخه‌ای می‌پیچد. اما این ماجرا، یک سرِ دردناک دارد که کمتر به آن پرداخته شده است.
فرض کنید یک کارگر ساده، با دستمزد روزانه‌اش، ناگهان می‌بیند که یکی از اعضای خانواده‌اش تب کرده و گلودرد گرفته. برای درمان این بیماری به ظاهر ساده، باید مسیرِ طولانیِ یک درمانِ اصولی را طی کند: ویزیت پزشک، آزمایش، دارو، و شاید هم یک آمپول یا سرم. حالا اگر هزینه‌ی تمام‌شده‌ی این راه را حساب کنیم، به رقمی نزدیک به یک میلیون تومان می‌رسیم. رقمی که برای بسیاری از خانواده‌ها، معادلِ چند روز کارِ سخت و طاقت‌فرساست.
حالا اگر همان کارگر، به جای رفتن به مطب، خودش به داروخانه برود و بدون نسخه، آنتی‌بیوتیک و قرص‌های قوی بخرد، شاید تنها یک‌دهم آن هزینه را بپردازد. اینجاست که انتخابِ او، انتخابی از روی ناچاری می‌شود؛ نه از روی نادانی. او خوب می‌داند که این کار درست نیست، اما چاره‌ای ندارد.
از سوی دیگر، وقتی یک کیلو گیلاس یا انبه، قیمتی بالاتر از یک وعده‌ی غذای گرم دارد، دیگر چگونه می‌توان از مردم انتظار داشت برای پیشگیری از بیماری، میوه و خوراکی‌های مقوی بخرند؟ مگر نه این است که پیشگیری بهتر از درمان است؟ اما این جمله‌ی زیبا، وقتی در سفره‌ی مردم جایی ندارد، تبدیل به یک شعارِ توخالی می‌شود.
در این میان، یک حلقه‌ی گم‌شده‌ی دیگر هم وجود دارد: داروخانه‌ها. چه کسی نظارت می‌کند که چرا یک داروی آنتی‌بیوتیک، بدون کوچک‌ترین پرسشی، روی پیشخوان گذاشته می‌شود؟ چرا فروش این داروها، به راحتیِ فروشِ یک آسپرین ساده انجام می‌گیرد؟ این سهل‌انگاری، یک زنگ خطر بزرگ برای تمامِ جامعه است؛ چراکه مصرفِ بی‌رویه‌ی این داروها، میکروب‌ها را مقاوم می‌کند و روزی فرا می‌رسد که دیگر هیچ دارویی، پاسخگوی بیماری‌های ساده هم نخواهد بود.
مردم، مقصر اصلی این ماجرا نیستند. وقتی هزینه‌ی درمانِ یک بیماریِ ساده، از جیبِ یک خانواده‌ی کم‌درآمد خارج است، و وقتی نظارت بر داروخانه‌ها به درستی انجام نمی‌شود، نتیجه‌اش همین می‌شود: نسلی که برای هر دردی، خودش دارو می‌خورد، بی‌آنکه بداند فردا، چه بهایی باید بپردازد.
راستش را بخواهید، وقتی پای صحبتِ یک مادرِ خانواده می‌نشینم و می‌گوید «آقای خبرنگار، من برای سرماخوردگیِ بچّه‌ام، مجبور شدم همان دارویِ چندماه پیش را بدهم، چون پولِ دکتر را نداشتم، دلم می‌شکند. این، تقصیرِ او نیست؛ تقصیرِ شرایطی است که انتخاب را از او گرفته است. ما همه می‌دانیم که خوددرمانی اشتباه است، اما آیا به جای سرزنشِ مردم، نباید به فکرِ چاره‌ای باشیم؟ آیا نباید نظارت بر داروخانه‌ها را سخت‌تر کنیم؟ آیا نباید هزینه‌ی درمان را برای خانواده‌های کم‌بضاعت، قابل‌تحمل کنیم؟ سلامت، یک کالای تشریفاتی نیست؛ سلامت، حقِ اولیه‌ی هر انسانی است. تا وقتی که یک خانواده برای درمانِ ساده‌ترین بیماری، مجبور به قرض کردن یا چشم‌پوشی از خوراکِ روزانه‌اش شود، یعنی هنوز راهِ درازی در پیش داریم. باشد که روزی برسد که هیچ‌کس، به خاطرِ نداشتنِ پولِ ویزیت، دست به خوددرمانی نزند و هیچ داروخانه‌ای، بدون نسخه، درمانِ غلط را به مردم تقدیم نکند. این، آرزویِ نه چندان دوری است که به امیدِ تحققش، قلم می‌زنم.

🖋عبدالحمید گل‌افشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *