نقش رسانهها در تعمیق فرهنگ حفاظت از محیط زیست
نگارش ؛منوچهربرون
خوزستان، سرزمین رودهای خروشان، تالابهای ارزشمند، جنگلهای حرا، دشتهای پهناور و زیستگاه گونههای کمنظیر جانوری، سالهاست میان توسعه صنعتی و ضرورت حفظ طبیعت، در نقطهای حساس ایستاده است. استانی که هم ثروتهای عظیم طبیعی را در خود جای داده و هم با چالشهایی همچون آلودگی هوا، خشکسالی، آتشسوزی تالابها، گردوغبار، کاهش تنوع زیستی و آسیبهای ناشی از فعالیتهای صنعتی روبهروست. در چنین شرایطی، رسانه دیگر تنها ابزار اطلاعرسانی نیست؛ بلکه نهادی فرهنگساز، مطالبهگر و جریانآفرین برای حفاظت از محیط زیست به شمار میآید.
رسانه زمانی میتواند در مسیر توسعه پایدار نقشآفرین باشد که از انتشار خبر فراتر رود و به سمت آگاهیبخشی، آموزش و ایجاد حساسیت عمومی حرکت کند. هر گزارش، مستند، مقاله یا برنامه رادیویی و تلویزیونی میتواند پنجرهای تازه به سوی شناخت ارزشهای طبیعت بگشاید و مخاطب را از یک تماشاگر به یک کنشگر مسئول تبدیل کند.
یکی از مؤثرترین ابزارهای رسانه، سینمای مستند است. مستندی پژوهشمحور، تنها مجموعهای از تصاویر زیبا نیست؛ بلکه سندی زنده از واقعیتهای محیط زیست است که میتواند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، مسئولان را به پاسخگویی وادارد و نسل جوان را با اهمیت حفظ منابع طبیعی آشنا سازد.
سالها پیش، در جریان تولید مستندی درباره گوزن زرد ایرانی، این فرصت فراهم شد تا بخشی از زیباییها و ظرفیتهای طبیعی خوزستان به تصویر کشیده شود. آن تجربه نشان داد که تصویر، گاه بیش از هزاران صفحه گزارش و آمار، میتواند مخاطب را با ارزش یک گونه نادر یا یک زیستگاه طبیعی آشنا کند. مستند، زبان گویای طبیعت است؛ زبانی که احساس، دانش و مسئولیت را همزمان منتقل میکند.
با این حال، حفاظت از محیط زیست تنها با تولید فیلم یا انتشار خبر محقق نمیشود. آموزش، حلقه مکمل این فرآیند است. سالهای اخیر شاهد برگزاری دورههای متعدد آموزشی در حوزه محیط زیست بودهایم، اما پرسش اساسی این است که خروجی این دورهها چیست؟ آیا این آموزشها به تغییر رفتار شهروندان انجامیده است؟ آیا توانستهاند مشارکت جوامع محلی را افزایش دهند یا صرفاً به صدور گواهینامه و برگزاری همایش محدود شدهاند؟
جوامع روستایی و عشایری که در مجاورت مناطق حفاظتشده زندگی میکنند، نخستین حافظان طبیعت هستند. اگر رسانه بتواند با زبان بومی، فرهنگ محلی و مشارکت مردم، آموزشهای کاربردی ارائه دهد، نتیجه آن کاهش تخریب منابع طبیعی و افزایش احساس مسئولیت اجتماعی خواهد بود. آموزش زمانی موفق است که به رفتار تبدیل شود و رفتار، به فرهنگ.
از سوی دیگر، رسانه باید نقش دیدهبان جامعه را نیز ایفا کند. شرکتهای بزرگ صنعتی، نفتی، پتروشیمی و فولادی که از منابع طبیعی خوزستان بهرهمند میشوند، مسئولیتی انکارناپذیر در حفظ محیط زیست انسانی و طبیعی دارند. رسانه با مطالبهگری حرفهای، گزارشهای تحقیقی و انعکاس عملکرد این صنایع، میتواند آنان را به اجرای دقیق مسئولیتهای اجتماعی و زیستمحیطی وادار کند. توسعه اقتصادی زمانی ارزشمند است که در کنار آن، حق طبیعت و سلامت مردم نیز رعایت شود.
جریانسازی رسانهای یعنی تبدیل یک دغدغه تخصصی به مطالبه عمومی. هنگامی که مردم، دانشگاهیان، فعالان محیط زیست، هنرمندان و رسانهها در کنار یکدیگر قرار گیرند، حفاظت از طبیعت به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ فرهنگی که آینده خوزستان را تضمین میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگر، محیط زیست خوزستان به رسانههای مسئول، مستندسازان پژوهشگر، خبرنگاران دغدغهمند و نویسندگانی نیاز دارد که روایتگر زیباییهای طبیعت و در عین حال، بازتابدهنده تهدیدهای آن باشند. رسالت رسانه، تنها روایت واقعیت نیست؛ بلکه ساختن آیندهای است که در آن انسان و طبیعت در کنار یکدیگر به زندگی ادامه دهند.
اگر رسانه بتواند امید، آگاهی، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی را در کنار هم تقویت کند، بیتردید یکی از مهمترین ارکان احیای محیط زیست خوزستان خواهد بود؛ زیرا توسعه پایدار، پیش از آنکه در کارخانهها و طرحهای عمرانی شکل بگیرد، در اندیشه و فرهنگ مردم متولد میشود.





