نشست تخصصی بررسی ابعاد اجتماعی، ادبی، روانشناختی و تاریخی شعر خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی با حضور مدیران استانی، استادان دانشگاه و پژوهشگران حوزه ادب و فرهنگ در اهواز برگزار شد، در این نشست، صاحبنظران به تبیین نقش محوری حافظ در وفاق ملی، ویژگیهای فرمولپذیر و انسانشناسانه غزل او، مفهوم فردیت و رندی در تراز تمدن ایرانی، و ریشههای تاریخی و متنی انطباق پدیده تفأل با حافظه جمعی ایرانیان پرداختند.
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خوزستان، آیین بزرگداشت لسانالغیب و نشست تخصصی حافظپژوهی با هدف بازخوانی علمی مواریث کهن ادبی و بررسی پیوند اندیشه حافظ با مسائل هویتی و اجتماعی معاصر، با سخنرانی جمعی از مسئولان و استادان برجسته زبان و ادبیات فارسی برگزار شد.
در آغاز این نشست، بابک عبداللهی؛ معاون امور آسیبها و مسائل اجتماعی استانداری خوزستان، با تأکید بر اینکه «حافظ شاعر تمام قرنها و قشرهاست»، اظهار کرد: شگفتی کلام خواجه شیراز در این است که همه طیفها و طبقات فکری از اهل سلوک و عرفان تا صاحبان نگرشهای گوناگون با هر سطح از دانش، بر سر دیوان حافظ به اشتراک و همزبانی میرسند؛ ویژگی منحصربهفردی که حافظ را به ستون وفاق ملی و پناهگاه هویتی جامعه بدل کرده است.وی با ابراز تأسف از جاری نشدن تعالیم اخلاقی و معرفتی بزرگانی چون سعدی و حافظ در متن مناسبات عمومی و سبک زندگی امروز، بر لزوم پدافند فرهنگی در برابر آسیبهای ناشی از غربزدگی و جهانیسازی تأکید کرد و افزود: حافظ واپسین قلّهنشین شعر کهن فارسی و دارای نبوغی مستقل، رازآلود و «نظرکرده» است؛ دیوان او عصاره حافظه فرهنگی، تاریخی و بازتاب روحیه ایستادگی ملت ایران به شمار میرود. عبداللهی همچنین با نقد انفعال و کمکاری دستگاههای فرهنگی در بازتعریف جذاب مفاخر برای نسل جوان هشدار داد که محافل ادبی نباید در حلقههای بسته نخبگانی بمانند، بلکه باید زمینه حضور فعال جوانان را برای پیشگیری از گسست نسلی و مصادره مواریث ملی فراهم کرد.
در ادامه نشست، محمد جوروند؛ مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان و دانشآموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی، با ادای احترام به مفاخر و استادان حافظپژوه استان از جمله ابراهیم قیصری، پاسداشت حافظ را صیانت از ارکان هویت و مواریث معنوی دانست و بیان کرد: برخلاف باوری که شعر حافظ را پدیدهای صرفاً دستنیافتنی و تحلیلناپذیر میداند، غزل حافظ «فرمولپذیر» و دارای مهندسی واژگانی دقیقی است که میتوان زیباییها و ظرافتهای بدیع و موسیقایی آن را به روشنی تبیین کرد.
وی انعطافپذیری کمنظیر اشعار حافظ در دستگاهها و گوشههای موسیقی اصیل ایرانی را نشانه هوشمندی بالای این شاعر برشمرد و تصریح کرد: حافظ به جای ترسیم انسانی تکبعدی یا دستنیافتنی، «انسان واقعی» را با تمام پیچیدگیها، پارادوکسها، لغزشها و توبهها به تصویر کشیده و همین امر راز همذاتپنداری همیشگی جامعه با دیوان اوست.
جوروند با استناد به تفسیرهای ژرفنگرانه از کلام حافظ گفت: پیام بنیادین خواجه شیراز رسوخ به عمق معنا و رهایی از ظاهربینی است؛ از این رو ظرفیت تأویلپذیری و انس مستمر با این دیوان، سرمایهای فرهنگی و زنده برای پیوند نسل امروز با ریشههای معرفتی نیاکانمان است.
سپس، یوسف لیموچی؛ دبیر محفل حافظپژوهی، به تبیین مفهوم «فردیت در آثار حافظ» پرداخت و اظهار کرد: حافظ شیرازی با تسلط بر میراث کهن و درک ژرف از ناخودآگاه جمعی، به مقام متعالی «فردیت» دست یافته است. تمایز بنیادین حافظ در جسارت او در مواجهه با خویشتن و به تصویر کشیدن تضادهای درونی است؛ او بدون ادعای عصمت و قدسیمآبی، به انسانیترین و واقعیترین تصویر از خویشتنِ خویش دست مییابد.
وی ایستادگی حافظ در برابر ریا، سالوس و دوروییهای اجتماعی عصر خود را نشانه بارز فردیت و آزادگی وی دانست و تصریح کرد: حافظ به عنوان یک منتقد اجتماعی هوشمند، با اتکا به «رندی» مرز میان دینداری خالصانه و دینفروشیِ ریایی را شفاف ساخت.
لیموچی افزود: دیوان حافظ آیینهای است که همگان به فراخور افق دید و احوالات درونی خود از آن بهره میبرند؛ هدف ما از برپایی این محافل نیز عبور از خوانشهای سطحی و دستیابی به لایههای نهان اندیشه حافظ برای حل مسائل هویتی نسل معاصر است.
در بخش پایانی نشست، احسان پورابریشم؛ عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، به واکاوی علمی و تاریخی پدیده تفأل به دیوان حافظ پرداخت و اظهار کرد: تفأل به دیوان حافظ پدیدهای صرفاً برخاسته از باورهای عامیانه نیست، بلکه واقعیتی تاریخی و متنی است که در سراسر قلمرو فرهنگی زبان فارسی از ماوراءالنهر و عثمانی تا شبهقاره هند پیشینهای مکتوب دارد.
وی با اشاره به تمایز «تَفَأّل» (فال نیک) از «تَطَیُّر» (فال بد) در آموزههای اسلامی، یادآور شد که لقب «لسانالغیب» نخستینبار توسط آذری اسفراینی در کتاب *جواهر الاسرار* (۸۴۰ ق) و نخستین گزارش رسمی تفأل در «دیاربکریه» (۸۷۵ ق) ثبت شده است.
وی پیرامون چرایی انطباق غزل حافظ با نیت و احوال قلبی مخاطبان توضیح داد: ساختار «منشورگونه» دیوان و همان ویژگی که حافظ از آن به «نظم پریشان» یاد میکند، ابیات را در ظاهر متکثر و در لایههای زیرین (همچون رشتهچاههای قنات) به هم پیوسته ساخته است.
پورابریشم بالا بودن بسامد واژههای امیدآفرین نظیر امید، نوید، فتح و کامکاری را عامل اصلی آرامشبخشی این اثر دانست و تأکید کرد: دیوان حافظ عصاره و سنتز حافظه جمعی ایرانیان است و بازخوانی شواهد تاریخی آن، از جمله حاشیهنویسیهای پادشاهان گورکانی هند بر نسخههای خطی، ضرورت پژوهشهای دانشگاهی پیرامون ابعاد روانی و هویتی این اثر جاودان را دوچندان میکند.
