حاکمیت دین، منافع ملی و آزمون بزرگ جهان اسلام در قبال آذربایجان
به قلم: عبدالحسین کلانتریپور
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله و آله الطاهرین.
مسئله هویت دینی، حفظ شعائر اسلامی، و مرزبندی صریح با جریانهای ضد دین و صهیونیستی در منطقه، از جمله موضوعاتی است که هرگز نباید دستخوش مصلحتاندیشیهای سیاسی و دیپلماتیک قرار گیرد. امروز نگاهی به تحولات جمهوری آذربایجان و رویکرد دولتمردان آن در قبال احکام اسلامی و ارزشهای انسانی، ابعاد نگرانکنندهای را نمایان ساخته است که سکوت در برابر آن، خیانت به آرمانهای امت اسلامی است.
تناقض آشکار میان هویت ملت و عملکرد حاکمان در آذربایجان
کشور جمهوری آذربایجان بنا بر آمارهای دقیق، با داشتن جامعهای با اکثریت قاطع مسلمان (نزدیک به نود و هفت درصد)، دارای بافتی عمیقاً مذهبی و ریشهدار در فرهنگ اسلامی و شیعی است. با این وجود، آنچه امروز از سوی حاکمیت این کشور به منصه ظهور میرسد، سنخیتی با اراده و باورهای ملت مسلمان آن ندارد.
برخورد با حجاب، محدودسازی شعائر دینی و همگرایی آشکار با محور آمریکایی-صهیونیستی، نشاندهنده فاصله عمیق میان دولت و ملت در این کشور است. چگونه ممکن است کشوری که نود و هفت درصد آن را مسلمانان تشکیل میدهند، تحت سلطه اقلیتی معدود و جریانی وابسته، ناچار به تحمل سیاستهای ضد دینی شود؟ آیا نیروهای مسلح، نخبگان، جوانان و بدنه مردمی این سرزمین، از غیرت دینی و ملی تهی شدهاند که در برابر این اقدامات ساختارشکنانه سکوت پیشه کنند؟
اسلام عزیز هرگز به امت اسلامی اجازه نمیدهد زیر بار زور، تحقیر و ارزشهای وارداتیِ لاییک و صهیونیستی بروند. اقداماتی که در راستای محدودسازی حجاب و ترویج فرهنگ غربی در این کشورها صورت میگیرد، خوشخدمتی آشکاری به استکبار جهانی و رژیم کودککش صهیونیستی است تا از این طریق، پاداشهای سیاسی و تسلیحاتی دریافت کنند. رفتارهای مشابهی نیز پیشتر از سوی برخی دولتهای مدعی اسلامگرایی در منطقه سر زده است که در نهایت، ماهیت سکولار و ضد دینی پشت نقابهای ظاهری را رسوا ساخت.
رسالت دستگاه دیپلماسی و لزوم پرهیز از انفعال
در این میان، انتظار بحقی که از دستگاه دیپلماسی و دولت جمهوری اسلامی ایران میرود، اتخاذ مواضعی محکم، اصولی و مبتنی بر عزت اسلامی است. روابط بینالملل نباید بهانهای برای چشمپوشی بر ظلم به جوامع اسلامی و پایمال شدن حقوق مسلمانان منطقه باشد.
دستگاه سیاست خارجی ما باید با صداقت و صلابت، مطالبات برحق امت اسلامی را پیگیری کند و نسبت به خط۰کشیهای روشن میان منافع ملی و سازش با عناصر زاویهدار با دین، حساسیت به خرج دهد. بیتوجهی به مطالبات دینی ملتهای همسایه و سکوت در برابر اقدامات ضد اسلامی حکومتهایی که دست در دست صهیونیستها دارند، با اصول بنیادین انقلاب اسلامی در تضاد است.
چالشهای داخلی، معیشت و لزوم صداقت با مردم
در عرصه داخلی نیز، مسائل اقتصادی و فرهنگی کشور نیازمند بازنگری جدی و عملگرایی مسئولان است. جلسات سران قوا و نشستهای مدیریتی باید خروجی ملموس، امیدبخش و گرهگشا برای مردم داشته باشد. تداوم وعدههای بیسرانجام و آمارسازیهای دور از واقعیت، تنها به فرسایش اعتماد عمومی میانجامد.
مردم عزیز ایران با وجود تمامی تنگناهای معیشتی و فشارهای اقتصادی، پای آرمانهای انقلاب ایستادهاند؛ اما توقع دارند مسئولان در حوزه اقتصاد، کنترل تورم، ارزش پول ملی و همچنین صیانت از ارزشهای فرهنگی و عفاف و حجاب، با جدیت، کفایت و صداقت عمل کنند. کشوری که با خون بهترین فرزندان این مرز و بوم آبیاری شده است، جای جولان دادن به نگاههای واداده و سیاستهای تسلیمطلبانه نیست.
سخن پایانی؛ بیداری ملتها و افق رهایی
تاریخ گواه است که هیچ حکومتی نتوانسته است در درازمدت بر خلاف اراده و باورهای دینی ملت خود دوام بیاورد. همانگونه که جوانان و ملتهای آزاده در سراسر جهان در برابر استکبار و بیعدالتی میایستند، ملت مسلمان آذربایجان نیز شایسته آن است که با تکیه بر هویت اسلامی و ریشههای اصیل شیعی خود، در برابر سیاستهای وابسته و ضد دینی حاکمان بایستد.
امید است با اراده الهی و بیداری عمومی، زنجیرهای وابستگی از دست و پای ملتهای منطقه گسسته شود و پرچم عزت، دینداری و استقلال در سرتاسر جهان اسلام به اهتزاز درآید.
