به قلم: عبدالحسین کلانتریپور
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
یکی از ظرائف و متغیرهای حساس در عرصه تحلیل سیاسی انقلاب اسلامی، تحلیل رفتار و مواضع جریانی است که در ادبیات سیاسی کشور به جریان غربگرا یا اصلاحطلب شهرت یافته است. مرور روند تاریخی چند دهه اخیر نشان میدهد که بخش عمدهای از مدیریت اجرایی و تصمیمسازیهای اقتصادی و مدیریتی کشور، مستقیماً در اختیار همین طیف بوده است؛ با این حال، در کمال تعجب شاهدیم که این جریان به جای پاسخگویی در قبال کارنامه عملیاتی خود، در مقام «مطالبهگر» ظهور کرده و آدرسهای غلطی برای حل مشکلات به جامعه ارائه میدهد.
در این مقاله، با کالبدشکافی رفتار رسانهای و مواضع اخیر برخی چهرههای این طیف—از جمله در برنامههای تلویزیونی—به بررسی تناقضات ساختاری، نفوذ تحلیلی و آسیبهای رسانهای پدیده غربگرایی پرداخته میشود.
۱. کارنامه ۳۰ ساله و مغالطه تغییر جایگاه «مدعی» و «پاسخگو»
با مرور ادوار مدیریتی پس از دفاع مقدس—شامل هشت سال دولت سازندگی، هشت سال دولت اصلاحات، هشت سال دولت تدبیر و امید و بازترکیبهای مدیریتی مختلف—درمییابیم که بیش از سه دهه از مدیریت اجرایی و اقتصادی کشور در اختیار این تفکر بوده است.
عجیبتر آنکه همان جریانی که بانی اصلی بسیاری از ساختارها و چالشهای اقتصادیِ جاری است، امروز در رسانهها مدعی نابسامانی اقتصاد شده و مسئولیت کارنامه خود را متوجه اصل نظام یا خطمشیهای مقاومت میداند. در مباحث حقوقی و سیاسی، جابهجایی «شاکی» و «متهم» یا جایگزینی جایگاه «جلاد» و «شهید»، یک شیوه عملیات روانی شناختهشده است. کسانی که پروندههای متعدد مدیریتی و محکومیتهای قضایی و مالی مشخصی در دهه ۷۰ و پس از آن در کارنامه دارند، امروزه بدون پرداخت هزینه نقد درونی، در نقش مصلحان اجتماعی و منتقدان اوضاع اقتصادی سخن میگویند.
۲. دیپلماسی انفعال و عقبنشینی از ابزارهای اقتدار ملی
در مواضع اخیر برخی چهرههای این طیف (از جمله در بحث مبادلات استراتژیک، پروندههای منطقهای و موضوعات حیاتی نظیر تنگه هرمز)، باز هم همان الگوی تکراری «چراغ سبز به دشمن» و صحبت از «موضع ضعف» به چشم میخورد.
الگوی پیشنهادی این جریان، تفویض امتیازات استراتژیک و عقبنشینی گامبهگام در برابر فشار غرب و آمریکاست؛ تجربهای که در عرصه بینالملل نمونههای شکستخورده متعددی دارد:
-
نمونه ونزوئلا: انفعال اولیه و تسلیم در برابر فشارهای ساختاری که منجر به مداخله مستقیم در منابع نفتی آن کشور شد.
-
نمونه عراق: تعبیه حسابهای مسدودشده نفتی تحت نظارت بانک مرکزی آمریکا که حتی در کوچکترین خریدها و شریانهای مالی این کشور دخالت و اعمال قدرت میشود.
تجربه تاریخی ثابت کرده است که سلطهگران غربی هیچگاه با امتیازدهی و عقبنشینی متوقف نمیشوند، بلکه تنازل از خطوط قرمز، اشتنهای آنان را برای جریتر شدن و سلب کامل استقلال کشورها بیشتر میکند.
۳. آسیبشناسی نقش رسانه ملی در ضریب دادن به جریان انحراف
رسانه ملی و بهویژه شبکههای تخصصی خبری، مسئولیت سنگینی در بازنمایی واقعیتها و ارتقای بصیرت عمومی دارند. تریبون دادن به افرادی که مواضع ساختارشکنائه، عدم پایبندی به اصول استوار نظام و سابقه ایجاد فتنه و انحراف (مانند وقایع کوی دانشگاه و تحرکات مشابه) را در کارنامه دارند، آسیبهای متعددی به همراه دارد:
-
ایجاد نگرانی و التهاب ذهنی در جامعه: ترویج پیامهای انفعالی و ادعای لزوم سازش، امید و روحیه مقاومت مردم را نشانه میرود.
-
ارسال سیگنال اشتباه به محاسبات دشمن: وقتی دشمن متوجه وجود صداهای سازشکارانه از تریبونهای رسمی کشور شود، بر شدت تحریمها و فشارهای سیاسی خود میافزاید.
-
تطهیر جریانهای دارای سوءسابقه: دادن فرصتهای یکطرفه رسانهای بدون مواجهه و نقد جدی، زمینه را برای بازسازی چهره جریانهای مردود شده فراهم میسازد.
۴. اقتدار جمهوری اسلامی و بیداری امت اسلامی
علیرغم تمام خطدهیهای انفعالی و مانعتراشیهای داخلی و خارجی، جمهوری اسلامی ایران تحت هدایت معظّم و حکیمانه مقام معظم رهبری و پایداری مردم مؤمن و با بصیرت، امروز در اوج اقتدار منطقهای و عزت بینالمللی قرار دارد.
مردم ایران ثابت کردهاند که در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری خود را حفظ کرده و اجازه نخواهند داد سرمایههای ملی، استقلال و اقتدار کشور به دست تفکرات لیبرالی و غربزده پایمال شود. خط روشنگری در جامعه باید با صلابت ادامه یابد تا مرز میان «خدمتگذاران صادق» و «بانیان انفعال و وابستگی» شفاف باقی بماند.
نتیجهگیری
مواضع اخیر و تحرکات رسانهای طیف غربگرا بیش از آنکه یک نقد دلسوزانه باشد، نوعی فرار از پاسخگویی در قبال کارنامه گذشته و همسو شدن با محاسبات دشمن است. راهکار اساسی در برابر این رویکرد، تکیه بر توان داخلی، تقویت روحیه مقاومت، ارتقای بصیرت عمومی و روشنگری مستمر در رسانهها است. عزت، امنیت و استقلال کشور در سایه پایداری بر اصول انقلاب اسلامی و پیروی از رهبری معظّم انقلاب تضمین خواهد شد، نه چشمداشت به لبخند یا تهدید دشمنان جنایتکار.