اهواز شهر بی دفاع!

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 31959

تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ، ۱۴۰۳

اهواز شهر بی دفاع!

*شهرام گراوندی

یکم؛ زمانی که رضا امینی با انتخاب و معرفی شورای شهر اهواز از اصفهان به اهواز آمد و حتا با خودش چهره هایی را در رکاب، حمل کرد و در اتاق ها و مناصب شهرداری اهواز گمارد، بسیاری از شهروندان اهوازی در شبکه های اجتماعی همراه با عده ای از کنشگران شهری اجتماعی از این رویداد خوشحال بودند؛ چرا که فکر می کردند شهرداری از اصفهان، لابد می تواند اهواز فرسوده و فروپاشیده را که معروف به کلان روستا شده بود، و بر اساس آمارهای خجالت آور جهانی جزو پنج شهر آلوده ی جهان شناخته شده بود؛ تبدیل به شهر زیبایی نظیر اصفهان کند!
دیری نپایید که این پنداره رنگ باخت و همه گان دریافتند هر گردی گردو نیست! اعتراض ها کم کم فزونی یافت و شورای اهواز در سیبل انتقادها قرار گرفت که این نابغه را دیگر از کجا پیدا کردید؟!
شورای شهر اما بازی خودش را بارها و بارها تکرار کرد! شورایی که نه بر اساس شایسته سالاری و تخصص گرایی و صرفن بر اساس مناسبات پیشا مدنی ِ قومگرایی یا جناح بندی غیر خدمت رسانی ِ حزبی مسلکی شکل گرفته بود؛ هر بار با بازی عده ای از آنها نتوانست و یا در واقع نخواست رضا امینی را برکنار و با عزت و احترام به آغوش اصفهان برگرداند!
دوم؛ مدیریت شهری و زیرساخت‌های کلانشهر اهواز با چالش‌های جدی مواجه است که باعث نارضایتی عمومی شده است. از جمله این مشکلات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
فرسودگی زیرساخت‌ها و خیابان‌ها:
بسیاری از خیابان‌ها و جاده‌های خروجی شهر، از جمله جاده حمیدیه و سه‌راه خرمشهر، دچار مشکلات جدی در آسفالت و زیرساخت هستند. این امر به ترافیک، حوادث و نارضایتی شهروندان منجر شده است. به گفته نماینده اهواز، بارها به شهرداری درباره بهبود ورودی‌های شهر هشدار داده شده، اما اقدام مؤثری انجام نشده است.
فرسودگی و شکستگی خیابان های مرکز شهر و محلات نیز در شمار همین آسیب جدی است که بدون توجه و رسیدگی به حال خود رها شده است.
مدیریت ناکارآمد پروژه‌های عمرانی:
ضعف در تعریف و اجرای پروژه‌های شهری به‌ویژه در مقایسه با شهرهای کوچک‌تر مانند حمیدیه یا کارون به چشم می‌خورد. این مشکل به عدم اولویت‌بندی درست و بی‌توجهی به نیازهای شهری مرتبط است.
مثال ساده ای در خصوص همین مقایسه می زنم که می تواند عمق فاجعه ی مدیریت شهری و به ویژه ضعف مفرط شهرداری اهواز را برجسته کند.
در کارون که چسبیده به اهواز است؛ مساله ی وانت های حامل میوه و دیگر اقلام مانند مواد شوینده و اسباب بازی و غیره و غیره به صورت اصولی حل شده است و در تمام عرصه ی قابل مشاهده ی کارون این قبیل خودروها وجود ندارند. ولی در کمال تاسف با وجود درآمد سرشار شهرداری اهواز و دریافت ارقام بالای حق آلایندگی توسط شهرداری اهواز، مدیریت ناکارآمد امینی نه تنها از برخورد و جمع آوری این مدل خودروها در سراسر شهر، از برچیدن گوسفندفروشها و قصابی ها در محدوده ی کوروش و ویس و ملاثانی و بز چرانی و فروش گوسفند زنده در محدوده ی فاز ۲ پادادشهر تا حوالی قبرستان و کوی مدرس نیز عاجز و ناتوان است.
در سراسر کشور به ندرت خبری از عرضه ی مرغ زنده می شنویم، ولی در اهواز در برخی از محلات و بازارچه ها نظیر بازارچه ی یوسفی این مساله امری عادی است!
انباشت نخاله‌های ساختمانی:
در برخی مناطق مانند بلوار شهید هاشمی، وجود نخاله‌های ساختمانی به معضلی جدی تبدیل شده است. در دیگر مناطق مرکزی نظیر خیابان های فرعی محدوده ی طالقانی و امام (ره) و نادری و ۳۰ متری نیز نخاله های ساختمانی به وفور به چشم می خورد. شهرداری باوجود صرف بودجه‌های بالا برای جمع‌آوری نخاله‌ها، هنوز نتوانسته شرایط را بهبود بخشد.
کمبود خدمات شهری اولیه:
حدود یک‌سوم شهر اهواز از زیرساخت‌های اولیه محروم است. در برخی مناطق، مشکلاتی نظیر نبود سیستم فاضلاب استاندارد، ضعف در جمع‌آوری زباله‌ها و کمبود امکانات رفاهی باعث کاهش کیفیت زندگی شهروندان شده است.
برای بهبود این وضعیت، برنامه‌ریزی‌های جامع‌تر، شفافیت در مدیریت منابع و نظارت دقیق‌تر بر پروژه‌ها ضروری است.
تعامل سازنده و یاری گرفتن از آبفای اهواز و شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از مواردی است که می تواند در موفقیت شهرداری موثر باشد. امری که مانند دیگر موارد یاد شده ی قبل در همین نوشتار مغفول واقع شده است.
همچنین افزایش تعامل با شهروندان و اولویت‌بندی مشکلات واقعی شهری می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی در این شهر کمک کند.
معادلات و معاملات سیاسی چگونه مدیریت شهری اهواز را زمین گیر کرده است؟!
نفوذ جبهه پایداری و معادلات سیاسی در مدیریت شهری اهواز، به‌ویژه در شرایطی که اصول شایسته‌سالاری، برنامه‌ریزی جامع و حکمرانی خوب رعایت نمی‌شود، از عوامل اصلی ضعف عملکرد شهرداری است.

جبهه پایداری از طریق روابط سیاسی و انتصاب‌های جناحی، فرآیند تصمیم‌گیری در حوزه ی مدیریت شهری را مختل کرده و تمرکز را از منافع عمومی به سمت اهداف جناحی تغییر داده است.
این نفوذ باعث شده پروژه‌های زیرساختی و عمرانی متوقف یا بی‌کیفیت انجام شوند و نظام شهری دچار فرسودگی شدید شود. از سوی دیگر، عدم شفافیت مالی و عدم مشارکت واقعی جامعه مدنی و بخش خصوصی در فرآیندهای توسعه، بر وخامت اوضاع افزوده است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اهواز در شاخص‌های حکمرانی خوب، از جمله قانون‌مداری و مشارکت اجتماعی، وضعیت مطلوبی ندارد و چنین مسائلی موجب عقب‌ماندگی ساختاری این شهر شده است.
ادامه‌ی مشکلات مدیریت شهری اهواز، در کنار نفوذ سیاسی جناح‌ها مانند جبهه پایداری، شامل تأثیر مخرب ساختارهای ناکارآمد اداری و ناهماهنگی بین نهادهای ذی‌ربط است. نبود شفافیت در تخصیص بودجه‌های شهری و اولویت‌بندی‌های نادرست موجب شده پروژه‌های کلیدی مانند بهسازی خیابان‌ها، مدیریت آب‌های سطحی و توسعه حمل‌ونقل عمومی با تأخیر یا توقف مواجه شوند.
علاوه بر این، نفوذ جناحی موجب حذف نیروهای متخصص و انتصاب مدیرانی با صلاحیت‌های غیرمرتبط شده که برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌ها را مختل کرده است. در نتیجه، نارضایتی عمومی و فشار بر زیرساخت‌های فرسوده افزایش یافته و آینده‌ی توسعه پایدار اهواز به خطر افتاده است.
ضعف بنیادی شورای شهر!
شورای شهر اهواز، به دلیل وابستگی‌های جناحی و سیاسی و نبود تجربه کافی در مدیریت کلان شهری، نقش مخربی در بحران مدیریت شهری این کلان‌شهر ایفا کرده است. نبود هماهنگی و برنامه‌ریزی یکپارچه در میان اعضا باعث شده تصمیم‌گیری‌ها تحت‌تأثیر منافع شخصی و گروهی باشد.
علاوه بر این، رقابت‌های داخلی و تضاد دیدگاه‌ها میان اعضای شورا موجب شده اجرای پروژه‌های عمرانی و اولویت‌بندی مشکلات اصلی شهر مانند زیرساخت‌های فرسوده، مدیریت آب‌های سطحی، و حمل‌ونقل عمومی به تعویق بیفتد. ضعف نظارتی شورا بر عملکرد شهرداری نیز از دیگر عوامل بحرانی است که موجب هدررفت منابع و کاهش اعتماد عمومی شده است.
مجموع این پدیده ها، یکی دیگر از معضلات بزرگ شهرداری اهواز یعنی بی‌انگیزگی گسترده در میان پرسنل، مدیریت میانی و نیروهای قدیمی را رقم زده است.
این نیروها به دلیل فشارهای سیاسی، کمبود منابع، و عدم شفافیت در مسیر پیشرفت شغلی، انگیزه کافی برای انجام وظایف خود ندارند. مدیریت میانی، که می‌توانست نقش پل ارتباطی و هماهنگی میان سیاست‌گذاری و اجرا را ایفا کند، اغلب به دلیل نبود آموزش‌های به‌روز و احساس عدم امنیت شغلی، فاقد کارایی است. از سوی دیگر، نیروهای قدیمی، به جای بهره‌گیری از تجربیات خود برای بهبود خدمات شهری، گاه به دنبال تثبیت موقعیت شخصی هستند و مقاومت شدیدی در برابر تغییرات ضروری نشان می‌دهند.
همچنین عدم ارتباط موثر میان این سطوح و رهبری شهری موجب شده است که برنامه‌ها و طرح‌های عمرانی یا ناقص اجرا شوند یا در نیمه‌راه رها گردند. اصلاح ساختار انگیزشی و تدوین سیاست‌های شفاف برای ارتقاء شغلی و ارزیابی عملکرد می‌تواند این مشکل را تا حد زیادی حل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *