گدای سمج و جیب خالی در چهار راه های شلوغ

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 32884

تاریخ انتشار: ۱۸ دی ، ۱۴۰۳

گدای سمج و جیب خالی در چهار راه های شلوغ

*به کسی بر نخورد*

*عبدالصادق حیدری زاده پیشکسوت آموزش و پرورش*

*کافیست از طرف چهار شیر به طرف مرکز شهر حرکت کنیم با اولین چراغ قرمز بعد از مصلی یا همان چهار راه آبادان با صحنه های عجیبی روبرو می شوی انسان در همان چند ثانیه پشت چراغ قرمز نمی داند بخندد یا گریه کند*

*در حالی که دود کارخانه های صنعتی و خاکستر نیشکر در غروب امانت را بریده یک باره مشاهده میکنی که دو نفر از میمنه و میسره دستمال بدست به جان شیشه ماشین افتاده و شروع به پاک کردن می کنند داد میزنیم آقا شیشه تمیز است قبول نمی کنند پول خورد هم نیست سرو صدا و داد و بیداد حاصل این معرکه*

*از چهار راه اول که رد شدی چند نفر گلفروش و دستمال کاغذی به طرفت هجوم می آورند شکل و شمایل گداها هم متفاوت است از خانم دو سه تا بچه قد و نیم قد در بغل تا پیرمرد و معتاد و بعضی هم چوب بدست منتظر دریافت کمک هستند*

*البته اگر از منقل اسپند بدستان به سلامتی رد بشوی و چشمانت سوزش نداشته و شراره آتش روی صندلی و یا پیراهنت نیفتاده*

*از همه این ها رد بشوی اگر شانس بیاوری و پول نقدی در جیب باشد راضی کردن گدا هم کار حضرت فیل است* *

*مربوط به شهر اهواز و چهار راه پهلوان کیانپارس و فلکه پاداد تنها نیست یکبار گذرت به سه راهی مظفریه و جنگیه بعد از کوت سید صالح بخورد در همان سرعت گیر پل مانند خانمی را شبانه روز مشاهده میکنید البته فکر کنم شیفت عوض می کنند جاده آبادان هست جاده بطرف حمیدیه نزدیک سید هادی و جاده ملاثانی و اندیمشک*

*در اتوبوس هم که نشسته باشید اهواز که خاک به سرم مترو نداریم بعداز پانزده سال تازه از پیمانکار قدیم خلع ید شده و خبرهای خوبی هم از تکمیل این پروژه به مشام نمی آید هرچند که ما خوزستانی ها دیگر آنقدر دود نیشکر و صنایع فولاد و نفت در مشاممان وجود دارد که هیچ بویی را نمی توانیم استشمام کنیم*

*بیراهه رفتم به کسی بر نخورد در اتوبوس هم مشاهده می کنید مردی نسخه دکتر به دست که زنم سرطان دارد و در بیمارستان بستری است و کمک کنید معمولاً ما مردها کمتر کمک میکنیم ولی خانم ها معمولا هم دلسوز تر هستند هم مهربان کمکی می کنند*

*اگر بخواهم از انواع اقسام گدایی بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ شود از کارتن خواب گرفته تا عصا بدست لخت و برهنه تا زنی که بچه اش را به پشت بسته گداهای محلی هم که بنا بگفته بعضی ها محل را سر قفلی می گیرند بعضی می‌گویند اینها بصورت مافیایی عمل می کنند چند سال پیش تلویزیون سریال آن را هم پخش کرد*

*ظاهراً هیچ ارگانی هم مسوولیت گداها و کودکان کار را به عهده نمی گیرد اراده ای نیست که ساماندهی بشوند*

*در ظاهر مسأله سازماندهی و طبقه بندی این متکدیان بخصوص زنان و کودکان و بیماران به عهده بهزیستی*

*و اسکان آنها به عهده شهرداری ها است*

*دوستان می دانند که با وجود این متکدیان و حرکت بعضی از افراد هنجار شکن آسیب های جدی به اجتماع وارد می شود*

*امیدوارم که بزودی این معضل اجتماعی حل شود*

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *