در فرهنگ اصیل و کهن ما،بزرگان و سالخوردگان همواره از جایگاه رفیع و احترام بیمانندی برخوردار بودهاند.
آنان حافظان خاطرات جمعی، انتقالدهندگان تجربه و در واقع، سرمایههای انسانی جامعه هستند که عمر خود را صرف آبادانی و پیشرفت کشور کردهاند.
بازنشستگی، اگرچه فصل استراحت پس از یک عمر تلاش است، اما نباید به معنای کنار گذاشته شدن و فراموشی باشد. متأسفانه امروزه شاهد آن هستیم که این عزیزان در برهه حساس زندگی خود، با چالشها و ناملایماتی روبرو هستند که برپایی یک زندگی آرام و باکرامت را برای آنان دشوار ساخته است.
بیاحترامی؛ زخمی که بر جان مینشیند یکی از دردناکترین مشکلاتی که بازنشستگان از آن گلایه دارند،رفتارهای غیرمحترمانه و گاهی تحقیرآمیز برخی کارکنان در ادارات و مراکز خدماتی است.
این موضوع بهویژه در زمان مراجعه برای دریافت خدمات بیمه تکمیلی که حق مسلم آنان است، به اوج خود میرسد. برخوردهای سرد، بیحوصلگی در پاسخگویی، ایجاد صفهای طولانی و طاقتفرسا و نادیده گرفتن حقوق اولیه آنان، نهتنها بر مشکلات اداری میافزاید، بلکه عزت نفس و احساس ارزشمندی این بزرگان را خدشهدار میسازد. آنان که زمانی سازندگان امروز این کشور بودند، اکنون در یافتن کمترین حقوق خود درمانده شدهاند.
نگاه روانشناسان و مشاوران به بحران بازنشستگی
از دیدگاه متخصصان روانشناسی و مشاوره،بازنشستگی یکی از پراسترس ترین دورههای زندگی هر فرد محسوب میشود.
در این مرحله، فرد به ناگاه خود را خارج از چارچوب منظم سالیان کاری میبیند، بخشی از هویت اجتماعی خود را از دست میدهد و ممکن است دچار احساس بیهدفی و انزوا شود.
در چنین شرایطی، احترام و توجه جامعه مانند دارویی شفابخش، میتواند به ترمیم روحیه آنان کمک کند.
روانشناسان تأکید میکنند که رفتارهای تحقیرآمیز و بیاعتنایی به بازنشستگان تنها یک مشکل اداری نیست، بلکه یک آسیب اجتماعی عمیق است که سلامت روانی فرد و جامعه را تهدید میکند.
این رفتارها میتواند منجر به بروز یا تشدید اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش شدید اعتماد به نفس در آنان شود.
در مقابل، برخوردی محترمانه، شنیدن دردودل آنان و ایجاد احساس مفید بودن، مهمترین عامل برای گذر سالم از این دوره و حفظ شادابی و نشاط در آنان است.
راهکارهایی برای ادای دین به بازنشستگان
چه باید کرد؟چگونه میتوانیم قدردان زحمات این عزیزان باشیم؟
آموزش و فرهنگسازی:
لازم است دورههای آموزشی مستمر برای کارکنان ادارات به ویژه در بخشهای مراجعه مستقیم که رو در رو با ارباب رجوع سروکار دارند، برگزار شود تا بر برخوردی همراه با همدلی و محترمانه بابازنشستگان داشته باشند.
ایجاد سامانههای الکترونیک ساده و کارآمد:
باید با راهاندازی سامانههای آنلاین کاربرپسند، نیاز به مراجعه حضوری برای دریافت خدمات را به حداقل رساند.
اختصاص ایستگاههای ویژه بازنشستگان: در ادارات و صفهای خدماتی، ایجاد پنجرهها یا صندوقهای مختص بازنشستگان میتواند تا حد زیادی از مشقت انتظار بکاهد.
فعالسازی کانونهای بازنشستگی:
این کانونها میتوانند با برگزاری برنامههای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی، احساس تعلق و شادی را به زندگی بازنشستگان بازگردانند.
نظارت مستمر:
نظارت دقیق و پاسخگویی در قبال رفتار پرسنل باارباب رجوع،به ویژه بازنشستگان باید در دستور کار مدیران ارشد قرار گیرد.
به عنوان یک شهروند معترف به زحمات پیشکسوتان،معتقدم که برخورد با بازنشستگان، آیینه تمامنمای فرهنگ و انسانیت یک جامعه است.
چگونه میتوانیم ادعای تمدن کهن داشته باشیم اما در برخورد با سازندگان این تمدن کوتاهی کنیم؟
احترام به بازنشستگان، تنها یک وظیفه اداری نیست، یک تکلیف اخلاقی و انسانی است.
آنان حق دارند که درکنار آرامش مالی از آرامش روانی و احترام اجتماعی نیز برخوردار باشند.
بیاییم با نگاهی نو،دررفتار خود با این گنجینههای زندگی بازنگری کنیم و کاری کنیم که طعم شیرین بازنشستگی را که حق مسلم آنان است، بچشند.
به قلم عبدالحمید گلافشان





