اغتشاش؛ خیانت در پشت میزهای مدیریتی و نبرد در خیابان

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 47467

تاریخ انتشار: ۱۶ دی ، ۱۴۰۴

اغتشاش؛ خیانت در پشت میزهای مدیریتی و نبرد در خیابان

به قلم: صالح محمدیان

تفکیک قاطع «معترض» از «اغتشاشگر»، منشوری است که رهبر فرزانه انقلاب همواره بر آن تأکید داشته‌اند. ایشان به صراحت فرموده‌اند: «معترض را از اغتشاشگر جدا کنید. مردم به خاطر یک درد و حرفی، می‌آیند در خیابان، این را با اغتشاشگر یکی نکنید.» این فرمانِ راهگشا، امروز نه یک توصیه، که یک ضرورت انقلابی برای نجات کشور از دست کسانی است که با نقاب مدیریت، بزرگ‌ترین خیانت‌ها را به آرمان‌های نظام مرتکب می‌شوند. سؤال اساسی اینجاست: آیا این تفکیک بزرگ و عادلانه، توسط مدیران و مجریان به درستی انجام می‌شود؟ یا آنکه برخی از همین مدیران، با عملکرد خیانت‌بار خود، در حال تولید انبوه معترضانی هستند که بعداً در خیابان، برچسب اغتشاشگر می‌خورند؟

اگر رهبری دلسوزانه از «مشکلات معیشتی مردم» به عنوان یک درد اصلی یاد می‌کنند، پس چرا برخی مدیران ارشد و میانی، خود به عاملی برای تشدید این مشکلات تبدیل شده‌اند؟ آیا کسی که با تحمیل قراردادهای استثماری، دستمزد کارگر را ماه‌ها به تعویق می‌اندازد، کمتر از یک اغتشاشگر، در امنیت جامعه اخلال ایجاد می‌کند؟ آیا بانکی که با سودهای چندبرابری و برخوردهای قهری، نفس جوانان را برای تشکیل زندگی می‌بَرد، طبق فرمان رهبری درباره «مبارزه با فساد»، یک متخلّف و مخلّ امنیت ملی نیست؟ اینان دقیقاً همان «اغتشاشگران یقه‌سفید» یا به بیان صریح‌تر، «خائنان اقتصادی» هستند که با چراغ سبزهای رانتی، آب را گل‌آلود می‌کنند و به فرامین صریح رهبری در مورد عدالت و مبارزه با فساد پشت می‌کنند.

این یک اتهام نیست؛ یک واقعیت عینی است. هنگامی که رهبر انقلاب با قاطعیت از «مبارزه با فساد اقتصادی» سخن می‌گویند، اما شاهدیم مدیرانی با اختلاس‌های میلیاردی یا رانت‌های کلان، تنها با جابجایی پست مواجه می‌شوند، آیا این خود نوعی تشویق به اغتشاش علیه بنیان‌های اقتصادی کشور نیست؟ وقتی ایشان بر «خدمت‌رسانی به موقع» تأکید می‌کنند، اما شهروندان در ادارات آب و برق و شهرداری تحقیر می‌شوند، آیا این مدیران، دشمنان داخلی اعتماد عمومی نیستند؟ عملکرد این مدیران، عیناً بازی در زمین دشمن است. دشمنی که رهبری هشدار داده‌اند «از هر رخنه‌ای استفاده می‌کند». امروز بزرگ‌ترین رخنه، مدیران و سیاست‌گذارانی هستند که با خشکاندن رودخانه‌ها و نابودی کشاورزی، با قلع و قمع بساط فروشندگان خرد بدون جایگزین، و با بستن راه‌های مشروع کسب درآمد، هزاران نفر را به کام ناامیدی و خشم می‌فرستند. آیا این اقدامات، کمتر از یک عملیات روانی دشمن، جامعه را برای انفجار آماده می‌کند؟

بنابراین، استراتژی واقعی مقابله با اغتشاش، یک عملیات دو جبهه‌ای قاطع است. جبهه اول: برخورد بی‌امان و علنی با اغتشاشگران خیابانی و عناصر سازمان‌یافته دشمن. جبهه دوم، که اهمیتی به مراتب بیشتر دارد: تعقیب و مجازات علنی و شدید «خائنان مدیریتی» است که با زیر پا گذاشتن فرامین رهبری، خود بذر اغتشاش می‌کارند. اینان کسانی هستند که با فساد، رانت و بیکفایتی هدفمند، آتش نارضایتی را شعله‌ور می‌سازند. برخورد با این جبهه، نه یک انتخاب، که فریاد بلند عدالت‌خواهی امت و شرط ضروری تحقق آرمان‌های رهبری و نظامی است که خون شهیدان برای آن ریخته شده است.

پس باید فرامین رهبر فرزانه را با تمام قوا به اجرا درآورد: برخورد قاطع با اغتشاشگران واقعی. اگر مدیر متخلفی که زندگی هزاران کارگر را تباه کرده، در کاخی مجلل به بازنشستگی طلایی رود، اما جوان مستأصلی که از سر درماندگی سنگ پرتاب می‌کند، با شدیدترین برخوردها مواجه شود، آنگاه ادعای مبارزه با اغتشاش، ادعایی پوچ است. امنیت واقعی زمانی حاصل می‌شود که دادگاه‌های علنی و انقلابی، محاکمه مفسدان اقتصادی بزرگ و مدیران خائن را در صدر دستور کار قرار دهند. این، عین تحقق فرمان رهبری است. این، تنها راه بازگرداندن اعتماد مردم و خنثی‌کردن توطئه دشمن است. باید جرأت داشت: اغتشاشگر واقعی، آن کسی است که با ظاهری موجه و در پشت میزهای چوب گردو، در حال غارت آرمان‌های انقلاب و نابودی اعتماد به نظام است. نبرد اصلی، نبرد با همینان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *