چرا سیاست حزبی در خوزستان به نهاد پایدار تبدیل نمی‌شود؟

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 47598

تاریخ انتشار: ۹ بهمن ، ۱۴۰۴

چرا سیاست حزبی در خوزستان به نهاد پایدار تبدیل نمی‌شود؟

سیاست در خوزستان بیش از آن‌که بر شانه‌های نهادهای ریشه‌دار استوار باشد، بر موج‌های زودگذر و هیجان‌های انتخاباتی حرکت می‌کند. هر بار که به موسم انتخابات نزدیک می‌شویم، نام‌هایی تازه در سپهر سیاست استان پدیدار می‌شود؛ احزابی که می‌آیند، شعار می‌دهند، فهرست می‌بندند و با پایان رأی‌گیری، آرام‌آرام به محاق فراموشی می‌روند. گویی از ابتدا برای ماندن نیامده بودند.
حزب سیاسی، در تعریف کلاسیک و کارکردی خود، باید نهادی پایدار باشد؛ دارای مرامنامه، برنامه، کادر تربیت‌شده و چشم‌اندازی بلندمدت در حوزه سیاست، فرهنگ و اجتماع. اما در خوزستان، اغلب آنچه به نام حزب فعالیت می‌کند، بیشتر شبیه «ستاد انتخاباتی موقت» است تا یک تشکل اثرگذار. این احزاب نه در فاصله‌ی میان انتخابات با جامعه گفت‌وگو می‌کنند، نه در بزنگاه‌های اجتماعی و فرهنگی نقش فعالی دارند.
یکی از ریشه‌های این ضعف، شخص‌محور بودن فعالیت‌های حزبی است. بسیاری از تشکل‌ها حول یک یا چند چهره شکل می‌گیرند، نه حول یک ایده یا برنامه. در چنین ساختاری، با حذف یا کنار رفتن افراد، حزب نیز عملاً از کار می‌افتد. سیاستِ بدون نهاد، ناگزیر به بازتولید همان چهره‌ها و همان خطاهاست.
از سوی دیگر، خوزستان استانی با تنوع کم‌نظیر قومی، فرهنگی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. چنین استانی نیازمند احزابی است که بتوانند این تنوع را بفهمند، نمایندگی کنند و به زبان برنامه و سیاست ترجمه نمایند. اما فاصله‌ی احزاب با بدنه‌ی اجتماعی باعث شده مطالبات واقعی مردم کمتر در دستور کار تشکل‌های سیاسی قرار گیرد. نتیجه آن است که حزب برای مردم بیگانه می‌شود و مردم نیز اعتمادی به حزب پیدا نمی‌کنند.
ضعف آموزش سیاسی و فقدان کادرسازی نیز به این چرخه دامن زده است. احزاب اگر مدرسه‌ی سیاست نباشند، به‌تدریج به باشگاه‌های بسته‌ی انتخاباتی تبدیل می‌شوند. جوانان در این فضا نه تجربه می‌آموزند، نه فرصت رشد پیدا می‌کنند و نه احساس تعلقی شکل می‌گیرد. سیاست‌ورزی بدون آموزش، سطحی و مقطعی باقی می‌ماند.
از منظر تمثیلی ، احزاب موسمی شبیه کاروان‌هایی‌اند که شبانه برپا می‌شوند و صبح زود کوچ می‌کنند؛ بی‌آنکه ردپایی ماندگار بر زمین بگذارند. حزبی که ریشه در جامعه ندارد، نمی‌تواند سایه‌ای امن برای مردم باشد. توسعه سیاسی بدون تحزب، بیشتر شبیه حرکت در دایره است تا پیمودن یک مسیر رو به جلو.
اگر قرار است احزاب در خوزستان نقشی واقعی ایفا کنند، باید از سیاست فصلی عبور کنند و به نهادهایی دائمی بدل شوند؛ نهادهایی با برنامه‌ی روشن، حضور مستمر در میان مردم، مشارکت در حل مسائل اجتماعی و گفت‌وگویی پیوسته با نسل جوان. تنها در این صورت است که حزب می‌تواند از ابزاری انتخاباتی، به کنشگری مؤثر در توسعه استان تبدیل شود.
خوزستان بیش از هر زمان، نیازمند سیاستی نهادینه، اخلاق‌محور و توسعه‌گراست. احزاب اگر می‌خواهند سهمی در آینده استان داشته باشند، باید یاد بگیرند که سیاست، نه یک مقطع کوتاه، بلکه مسیری طولانی است؛ مسیری که فقط با اندیشه، صبر و تعهد طی می‌شود.
منوچهربرون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *