آغوش باز ایران برای گفتمان میانه‌روی عراقی

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 48458

تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ، ۱۴۰۵

آغوش باز ایران برای گفتمان میانه‌روی عراقی

در همین چارچوب، موضع‌گیری بازیگران محور مقاومت در قبال جنگ رمضان را می‌توان بخشی از «دیپلماسی گفتمانی» تعبیر کرد؛ دیپلماسی‌ای که از طریق همسویی ارزشی، فرهنگی یا ایدئولوژیک ظرفیت ایجاد همگرایی سیاسی را فراهم می‌آورد. به همین دلیل، موضع‌گیری‌های نمادین و پیام محور در چنین فضایی، نه صرفاً اقدامی تاکتیکی، بلکه بخشی از «سازوکار تولید سرمایه اجتماعی» میان جریان¬های مذکور تلقی می‌شود.

یکی از بازوهای اصلی محور مقاومت، مقاومت عراق است. مقاومتی که موزاییکی از جریان‌ها، اندیشه‌ها و رویکردهای مختلف با تاکتیک‌های منحصر به فرد در موضوع مقاومت است.

مقاومت عراقی، هم سویه‌های داخلی دارد هم افق‌های فراملی. هم عُلقه به هویت عربی در آن موج می‌زند، هم بر ارزش‌های فرااقلیمی شیعه ابتنا دارد. در همین راستا مقاومت در فرهنگ عراق را نمی‌توان بدون توجه به جایگاه مرجعیت، حوزه نجف و تاریخ استبداد بعثی فهم کرد. از این رو، تعریف و تحدید مقاومت در عراق می‌بایست با فهم «فرهنگ سیاسی، تاریخ استبدادستیزی، عناصر مردم شناسانه، هویت عربی و ارزش‌های شیعی» انجام شود.

امروزه این جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و نظامی در قبال تحولات داخلی و خارجی، در یک «مثلث فشار» عمل می‌کنند: بخشی از این مثلث، الزامات سیاست داخلی عراق است؛ شامل ضرورت حفظ توازن میان گروه‌های قومی ـ مذهبی و تعامل با ساختار دولت. بخش دوم روابط خارجی عراق و جایگاه آن به‌عنوان یک کشور پل‌گذر منطقه‌ای؛ و بخش سوم، فشارهای ناشی از رقابت قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای در عراق است.

برخی از این گروه¬ها، به خصوص آنهایی که در سنت‌های مذهبی یا خانوادگی ریشه دارند، حامل هویتی تاریخی هستند که لازمه درک آن توجه به نهادهای دینی و شبکه اجتماعی فراملی است. لذا موضع‌گیری یک جریان سیاسی نسبت به بحران‌های پیرامونی، عموماً متضمن «بار هویتی» و نه فقط «محاسبه سیاسی» است.

یکی از مهم‌ترین و ریشه‌دارترین خانواده¬های دینی ـ اجتماعی در تاریخ معاصر عراق، «خاندان حکیم» است که بخش معتنابهی از نفوذش را از سرمایه مرجعیتی، نقش تاریخی در جامعه شیعی عراق و شبکه‌های اجتماعی ـ مذهبی به دست آورده است.

این خانواده از دهه‌ها قبل تاکنون در حوزه‌هایی کلیدی همچون نهاد دین و تولید گفتمان مذهبی، رهبری اجتماعی و شبکه‌های فرهنگی و عرصه سیاست سازمان‌یافته در قالب تحزب به‌ویژه پس از سقوط حزب بعث نقش‌آفرینی کرده است.

پس از تغییر ساختار سیاسی و تحولات درون‌سازمانی در مجلس اعلای اسلامی عراق، جریان منتسب به این خانواده توانست از سرمایه اجتماعی انباشته میان طبقه شهری و بخشی از طبقات متوسط شیعی استفاده کند و خود را به عنوان یکی از «جریان‌های میانه‌رو» در صحنه شیعی معرفی کند. نوگرایی گفتمانی، تأکید بر دولت محوری و فاصله‌گذاری از قطب بندی‌های امنیتی موجب شد موقعیت این جریان با بخش‌هایی از جامعه جوان و طبقه سیاسی تکنوکرات همگرایی بیشتری پیدا کند.

در عرصه سیاسی می‌توان حزب حکمت ملی به رهبری سیدعمار حکیم را «پلی میان سنت دینی و سیاست حزبی» به شمار آورد. این جریان نه کاملاً امنیت‌محور است و نه صرفاً سنتی. بلکه ترکیبی از شبکه‌های مذهبی و سازوکارهای حزبی مدرن را در اختیار داشته و تلاش می‌کند خود را میانجی ‌گر گروه‌های مختلف شیعی معرفی نماید.

رهبر این جریان را می‌توان تا حدودی نماینده «نسل جدید سیاست شیعی» به حساب آورد. نسلی که در تلاش است سیاست را از زبان مرجعیت سنتی به زبان «دولت‌سازی، گفت‌وگو و توسعه نهادی» ترجمه کند. ایشان از یک طرف وارث سرمایه نمادین خاندان حکیم است و از سوی دیگر تلاش دارد گفتمان متفاوتی نسبت به نسل قبل ارائه نماید؛ گفتمانی که بر هویت ملی عراق، دوری از تنش‌های منطقه‌ای و تعامل سیاسی تأکید داشته و استوار است.

شاید علت اختلاف سال‌های اخیر میان این جریان با بخشی از جریان مقاومت هم به همین اختلاف نگاه برمی‌گردد. اما آنچه اهمیت دارد، تعریف جریان حکمت ملی در درون بیت شیعی و ضدیت با استبداد است. به همین دلیل تحرکات روزهای اخیر سیدعمار حکیم در محکومیت حمله به جمهوری اسلامی ایران، حشدالشعبی عراق و حزب‌الله لبنان را می‌توان جلوه‌ مقاومتی و هم‌افقی گفتمانی این جریان با اندیشه مقاومت دانست.

پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای به ایشان، در چارچوب این تاریخ دیرین، رویکرد فرهنگی ـ سیاسی حزب حکمت ملی و همسویی گفتمانی آن با گفتمان مقاومت قابل تحلیل است. این پیام، دو سطح را در خود جای داده است: یکی سطح نمادین است که حامل نوعی «تضمین هویتی» است و دیگری «کارکرد راهبردی» آن است.

در واقع رهبری با این پیام بر تقویت «هم‌سویی ادراکی»، ایجاد کانال‌های ارتباطی مانا و ارتقای ظرفیت بسیج فرهنگی و سیاسی در مواقع ضروری تأکید و نظر داشته است.

رهبر انقلاب در این پیام، هم به دنبال تقویت و توسعه «فضای گفتمانی مشترک» هستند هم گسترش «دامنه اندیشه و عمل مقاومت» در شبکه مقاومت عراق. از این رو اقدام ایشان در ارسال پیام‌های تقدیر از مواضع

علما و جریان‌های سیاسی در منطقه را می‌توان بخشی از «احیای ژئوپولیتیک مقاومت» دانست.مابین سطور این پیام‌ها، حامل این نکته است که پیام‌ها و حمایت‌ها و مواضع اخلاقی همچون اقدامات نظامی نقشی اساسی در شکل‌دهی به آینده امنیت منطقه‌ای ایفا می‌کنند.

* عضو هیأت علمی دانشکده سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *