سخن گفتن درباره هر بُعد از ابعاد شخصیت حضرت امام خمینی(ره) بدون برخورداری از حداقلی از شناخت نسبت به عظمت وجودی ایشان، کاری دشوار و حتی ناممکن است. شخصیت امام چنان گسترده، چندساحتی و عمیق است که بسیاری از بزرگان و صاحبنظران نیز اعتراف کردهاند توصیف کامل این حقیقت بزرگ از توان قلم و بیان فراتر است. با این حال، برای نزدیکتر شدن به شناخت این شخصیت استثنایی، میتوان به برخی از ویژگیها و ابعاد برجسته وجودی ایشان اشاره کرد.
امام خمینی(ره) حتی پیش از آنکه در جایگاه مرجعیت شیعه قرار گیرد، در میان علما و بزرگان حوزههای علمیه از جایگاهی ممتاز، اثرگذار و کمنظیر برخوردار بود. عمق علمی، بینش فقهی، قدرت تحلیل، روحیه مبارزه و نفوذ معنوی ایشان، از همان سالها وی را به شخصیتی متفاوت در میان عالمان دین تبدیل کرده بود.
پس از غیبت حضرت ولیعصر(عج)، در طول تاریخ اسلام مردان بزرگی ظهور کردهاند که هر یک خدماتی ارزشمند و ماندگار به اسلام و جامعه اسلامی ارائه دادهاند. بسیاری از این بزرگان در یک یا چند بُعد علمی، اجتماعی یا سیاسی به موفقیتهای چشمگیری دست یافتند و در زمان خود برجستهترین شخصیتها به شمار میرفتند. اما بیتردید در میان این چهرههای بزرگ، شخصیتی با جامعیت و تأثیرگذاری حضرت امام خمینی(ره) نمیتوان یافت؛ شخصیتی که توانست پس از قرنها، اندیشه حکومت اسلامی را از حوزه نظری به عرصه عمل وارد کند.
امام خمینی(ره) با احیای اندیشه حکومت اسلامی و تحقق آن در قالب یک نظام سیاسی مستقل، نقطه عطفی در تاریخ اسلام و حتی تاریخ جهان پدید آورد. ایشان پس از بیش از هزار سال از غیبت کبری، موفق شد با تکیه بر آموزههای ناب اسلامی، حکومتی مبتنی بر احکام الهی و اراده مردم بنیان نهد؛ حکومتی که در برابر قدرتهای بزرگ جهانی ایستاد و استقلال و عزت اسلام و مسلمانان را به نمایش گذاشت.
جامعیت شخصیت امام خمینی(ره) در ابعاد گوناگون، ایشان را از بسیاری از بزرگان تاریخ متمایز میکند. او عارفی وارسته بود که ارتباط عمیقش با عالم معنا برای بسیاری از نزدیکان و شاگردانش آشکار بود؛ فیلسوفی برجسته که در شمار متفکران بزرگ فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ فقیهی بزرگ که در علوم دینی و فقهی سرآمد روزگار خویش بود و در میان مراجع تقلید، بعنوان اعلم شناخته شد؛ و در عین حال سیاستمداری کمنظیر که قدرت تحلیل و تدبیرش، بسیاری از سیاستمداران جهان را به شگفتی واداشت.
امام خمینی(ره) تنها یک نظریهپرداز نبود؛ بلکه متفکری بود که توانست نظریههای خود را در عرصه عمل محقق سازد. نظریه ولایت مظلقه فقیه و تشکیل حکومت اسلامی، که سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تبیین شده بود، با رهبری قاطع و اراده خللناپذیر ایشان به واقعیت تبدیل شد و نظامی مقتدر و مبتنی بر ارزشهای اسلامی شکل گرفت.
در دیگر ابعاد شخصیتی نیز اگر نگوییم بینظیر، بیتردید کمنظیر بود. قاطعیت، شجاعت، صلابت و اراده پولادین امام در کنار آرامش و وقار کممانندش، تصویری فراموشنشدنی از رهبری الهی را در تاریخ معاصر ثبت کرد. این روحیه استوار نه تنها رژیم پهلوی را به زانو درآورد، بلکه معادلات قدرت در جهان را نیز دگرگون ساخت و بهم ریخت.
امام خمینی(ره) در ظلمستیزی، استکبارستیزی و دفاع بیامان از اسلام، نمونهای یگانه در روزگار خود بود. او هرگز در برابر فشارها و تهدیدها سازش نکرد و با صراحت و شجاعت بر اصول اسلامی پای فشرد. در پرتو رهبری ایشان، افقهای تازهای در برابر جهان اسلام گشوده شد و اسلامی که سالها در حاشیه و انزوا قرار گرفته بود، بار دیگر عزت، هویت و حضور فعال خود را در صحنه جهانی بازیافت.
یکی از نمونههای روشن استقامت و شجاعت امام خمینی(ره) به سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازمیگردد؛ زمانی که فضای خفقان و دیکتاتوری رژیم پهلوی بسیاری از علما و مراجع را به سکوت مطلق واداشته بود و امام در تبعید بهسر میبرد. در آن زمان، آیتالله سعیدی با امام دیدار کرد. امام از ایشان خواست هنگامی که به ایران بازمیگردد، سلام ایشان را به علما و مراجع برساند و آنان را به قیام علیه حکومت پهلوی دعوت کند.
آیتالله سعیدی پس از بازگشت به ایران، پیام امام را به علما و مراجع منتقل کرد؛ اما فضای سنگین اختناق و فشار حکومت چنان شدید بود که بسیاری از آنان نتوانستند پاسخ مثبتی بدهند. هنگامی که آیتالله سعیدی بار دیگر به عراق بازگشت و گزارش این وضعیت را به امام ارائه کرد، با نگرانی عرض کرد: «آقا، شما تنها ماندهاید و در خطر هستید؛ هیچیک از علما این دعوت را نپذیرفتند، شاید بهتر باشد مدتی سکوت کنید تا آسیبی به شما نرسد.»
پاسخ امام خمینی(ره) در آن لحظه، سخنی بود که در تاریخ ماندگار و ثبت شد. ایشان فرمودند:
«سعیدی! اگر جن و انس در یک طرف باشند و من در طرف دیگر، من حرف خودم را میزنم.»
این جمله بیانگر روحیهای بود که هرگز در برابر فشارها عقبنشینی نکرد و تا تحقق آرمانهای الهی ایستادگی نمود.
امام خمینی(ره) همچنین مفهوم سیاست اسلامی را بر پایه اصولی روشن و بنیادین تعریف کرد: تکیه کامل بر تعالیم الهی، استقلال حقیقی در تصمیمگیریها، عدم وابستگی به قدرتهای شرق و غرب، دفاع از مظلومان و مقابله با ستمگران. سیاست در نگاه امام نه ابزاری برای قدرتطلبی، بلکه وسیلهای برای تحقق عدالت، کرامت انسانی و اجرای احکام الهی بود.
تدبیر سیاسی امام، که ریشه در جهانبینی عمیق اسلامی، بصیرت کمنظیر و هوش سرشار او داشت، بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران جهان را متحیر ساخت. در زمانی که اغلب نظریهپردازان سیاسی معتقد بودند ایران ناگزیر باید در مدار یکی از دو بلوک شرق یا غرب قرار گیرد، امام خمینی این معادله را بهکلی رد کرد و راه سوم را بر اساس استقلال کامل و تکیه بر اسلام ناب ترسیم نمود.
حکومتی که بر اساس این اندیشه شکل گرفت، نظامی بود که شعار «نه شرقی، نه غربی» را در عمل محقق ساخت؛ دستاوردی که حاصل رهبری مردی بود که با ایمان عمیق، اراده استوار و اعتماد به وعدههای الهی توانست معادلات قدرت جهانی را به چالش بکشد.
اندیشههای امام خمینی(ره) در زمینه تشکیل حکومت مستقل اسلامی و موفقیت عملی در تحقق آن، الهامبخش بسیاری از ملتهای دیگر شد و موجی از بیداری اسلامی و حرکتهای استقلالطلبانه را در جهان اسلام پدید آورد.
در قرنی که به نام امام خمینی(ره) شناخته میشود، میتوان سه پدیده بزرگ و کمنظیر را مشاهده کرد:
نخست، شخصیت حضرت امام خمینی(ره)؛ رهبری جامع که در عرصههای گوناگون علمی، معنوی، سیاسی و اجتماعی جایگاهی کمنظیر داشت و مجموعهای از دانش عمیق دینی، تهذیب نفس، شجاعت، ایمان راسخ و مدیریت الهی را در خود جمع کرده بود.
دوم، انقلاب اسلامی ایران؛ انقلابی که با رهبری امام و اراده ملت ایران شکل گرفت و از بسیاری جهات در تاریخ اسلام بیسابقه بود.
سوم، ملت مؤمن و قهرمانپرور ایران؛ مردمی با ارادهای استوار که با ایمان، فداکاری و تبعیت از رهبری دینی توانستند یکی از بزرگترین تحولات سیاسی و اجتماعی عصر حاضر را در جهان رقم بزنند.
بدینسان، حضرت امام خمینی(ره) را میتوان شخصیتی استثنایی و شگفتیساز در تاریخ دانست؛ رهبری که با ایمان، علم، شجاعت و اخلاص، نه تنها مسیر تاریخ ایران بلکه مسیر بیداری جهان اسلام را دگرگون ساخت. بیتردید ظهور چنین شخصیتی برای مسلمانان جهان نعمتی بزرگ و پدیدهای شگفتانگیز در تاریخ به شمار میآید.
روحش شاد و یادش گرامی
برای احترام به روح بزرگ خمینی کبیر سه صلوات بفرستید