✍️جانفداء.د.اردشیر شریف زاده
دبیر جامعه اسلامی فرهنگیان استان خوزستان و عضو شورای مرکزی فرهنگیان کشور
🔸مقدمه: عصر افول هژمونی و طلوع ارادههای بومی با پشتوانه یک قدرت متعهد
در روزگاری که ستونهای نظم کهنه جهانی به لرزه درآمده، «ایران قوی» نه به عنوان یک بازیگر حاشیهای، که به مثابه ستون فقرات یک جبهه مقاومت تمدنی ظاهر شده است. مصادیق ناکامی میدانی، اطلاعاتی، اجتماعی و سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی دیگر تنها در گزارشهای محلی خلاصه نمیشود؛ بلکه حاصل طراحی راهبردی قدرتی است که سلطه را برنمیتابد. حزبالله لبنان، به عنوان بارزترین تجسم عینی «گفتمان مقاومت»، در ماههای اخیر نشان داده که «سپردن سینه» در برابر تلآویو، بدون اتکا به عمق راهبردی ایران، یک تاکتیک مقطعی، نه یک راهبرد پایدار است. بدون درک پیوند ناگسستنی «ایران قوی – محور مقاومت»، راز تداوم بالندگی حزبالله در لبنان ناقص میماند.
۱-ایران قوی؛ نه یک حامی، که معمار استراتژی بازدارندگی
گفتمان مقاومت بر این باور استوار است که پذیرش سلطه، به از دست رفتن استقلال میانجامد. اما این باور، بدون یک قدرت پشتیبان و ایدئولوژیک در سطح منطقه، صرفاً یک آرمان دستنیافتنی باقی میماند. «ایران قوی» در این میان، نقش معمار استراتژیک بازدارندگی فعال را ایفا میکند. از انتقال دانش تسلیحات دقیق و پهپادی گرفته تا طراحی جنگهای نامتقارن و پشتیبانی دیپلماتیک در مجامع بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که «قدرت سخت» و «نفوذ هوشمند» را در خدمت آزادیبخشی به کار گرفته است. حزبالله لبنان امروز بدون اتکا به پشتوانه تسلیحاتی، آموزشی و معنوی ایران، هرگز نمیتوانست معادلات بازدارندگی را علیه اسرائیل بر هم بزند.
۲-میدان جدید نبرد؛ فروپاشی بازدارندگی اسرائیل با پشتیبانی راهبردی ایران
تحولات اخیر نشان داد که معادلات بازدارندگی دستخوش تغییر اساسی شده است. رژیم صهیونیستی که همواره برتری هوایی خود را اهرم فشار میدانست، در جنوب لبنان با حریفی مواجه شد که از عمق راهبردی «ایران قوی» تغذیه میکند. عملیاتهای دقیق حزبالله در عمق جبهه داخلی اسرائیل، حاصل سالها سرمایهگذاری مشترک در «زنجیره قدرت مقاومت» از تهران تا بیروت است. ناکامی اسرائیل در تحمیل آتشبس به نفع خود و عقبنشینی از خطوط قرمز، فقط یک پیروزی میدانی برای حزبالله نیست؛ بلکه شکستی راهبردی برای پروژه «جداسازی سوریه از محور مقاومت» و «تضعیف ایران از طریق جنگ نیابتی» محسوب میشود.
۳- کارکرد اجتماعی؛ همبستگی لبنانی با پشتوانه الگوی ایرانی
در جامعه بحرانزده لبنان، گفتمان مقاومت به یک چتر فراگیر انسجامبخش تبدیل شده است. رمز این انسجام، تنها در تاکتیکهای داخلی خلاصه نمیشود؛ بلکه به الهامگیری از «مدل توسعه و استقلالطلبی ایرانی» بازمیگردد. ایران قوی نشان داده که یک ملت میتواند ذیل شعار «ما میتوانیم»، تحریمها، فشارها و تهدیدات را پشت سر بگذارد و به خودکفایی نظامی و علمی دست یابد. این تصویر عینی از «قدرت شرقیِ متکی به خود»، برای جوانان لبنانی و احزاب مقاومت، یک «الگوی عملیاتی» شده است. حزبالله امروز نه به عنوان یک نماینده صرف، که به عنوان شریکی راهبردی در «محور مقاومت» به رهبری ایران، توانسته گسلهای فرقهای لبنان را مدیریت کرده و اراده ملی را حول محور فلسطین و قدس متحد سازد.
۴- حزبالله و ایران قوی؛ روایتی از ترور تا تثبیت نسلها
اگر رمز ماندگاری گفتمان مقاومت را در یک جمله خلاصه کنیم، آن «نهادسازی مبتنی بر آرمان با پشتوانه پشتیبانی بیوقفه» است. ترور فرماندهان بزرگ (از سیدعباس موسوی تا سیدحسن نصرالله) نه تنها حزبالله را تضعیف نکرد، بلکه به دلیل وجود پشت صحنه قدرتمند ایران، بازتولید نخبگان مقاومت با سرعت و کیفیت بیشتری انجام شد. ایران قوی در تمام این سالها هرگز اجازه نداد خلأ فرماندهی یا کمبود تسلیحات، خط مقدم مقاومت را دچار فروپاشی کند. این «حضور مستمر در پشت صحنه» در کنار «حفظ حاکمیت ملی لبنان»، رمزی است که معادله «شهادت فرمانده = توقف جبهه» را برای همیشه در منطقه باطل کرده است.
🔹نتیجهگیری: ایران قوی؛ ضامن تداوم گفتمان مقاومت در جهان
آنچه امروز در لبنان، غزه، یمن و عراق میگذرد، نه یک پدیده زودگذر منطقهای، که نشانهای از «تغییر گسل اصلی قدرت در نظام بینالملل» است. «ایران قوی» تنها یک شعار ملی، بلکه یک واقعیت ژئوپلیتیک است که گفتمان مقاومت را از یک ایده دفاعی، به یک هژمونی رو به گسترش تبدیل کرده است.حزبالله لبنان، زندهترین روایتگر این حقیقت است که «هر قدرتی که بر پایه سلطه و اشغال بنا شود، در برابر اراده متحد ملتهایی که پشت یک ایران قدرتمند صف آراستهاند، زانو خواهد زد.» کرامت ملی و انسانی در لبنان و فلسطین، با پشتوانه راهبردی جمهوری اسلامی ایران، هرگز کالای معامله با هیچ قدرت متوهم غربی نخواهد شد.




