رودخانهای که قاتل شد و مسئولانی که در ساحل امن نشستند.
شوشتر را با نخلستانهایش میشناسند، با درختان کنار که سایهشان بر آب میافتد و با باغهای سرسبزی که نفسگیرند. این شهر، نگین سازههای آبی جهان، مهد تمدنی است که آب را پرستیده و از دل سنگ، هنر آفریده. آبشارهای تاریخی ثبتشده در یونسکو، خانه مستوفی، قلعه سلاسل و پلبندهایی که معماری ایرانی را به رخ جهانیان میکشد.
اما این روزها، شوشتر بوی نارنج نمیدهد. بوی اشک میدهد. بوی مادرانی که کنار رودخانه میایستند و چشم به آب دارند، شاید پیکر بیجان پسرشان را از دل خروشان بیرون بیاورند. فرقی نمیکند «گرگر» باشد یا «شطیط»؛ قاتل یکی است. و قصه هر سال تکرار میشود.
روز جمعه، ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، خبر تلخ دیگری از راه رسید. نوجوان بوکسوری که نفسهایش را در باشگاه قوی کرده بود، در برابر رودخانه کم آورد. عضلاتی که در برابر مشتهای حریف ایستاده بودند، در برابر جریان آب فرو ریختند.
شوشتر اما تنها نیست. هر ساله در استان خوزستان، دهها نوجوان و جوان در رودخانههای خروشان و کانالهای آبیاری جان میبازند. از کارون خوندل گرفته تا دز، از کرخه تا جراحی؛ آبی که مایه حیات است، قاتل خاموش جوانان این دیار شده است.
از ابتدای فصل بهار امسال تاکنون، تنهای تنها در رودخانه کارون شوشتر حدود ۴ نفرغرق شدهاند.چهارخانواده که بهارشان به عزای پاییز بدل شد.چهارمادرکه دیگرگل سرخ بهار را نخواهند چید.
چند خانواده باید داغدار نوجوانان و جوانانشان در رودخانه شوند تا مسئولان به فکر بیفتند؟ چند چشم اشکآلود باید رو به دوربین بگوید «کاش زودتر فکری میکردند»؟
واقعیت این است: رودخانه قاتل نیست. قاتل، غفلت تاریخی مدیرانی است که در ساحل امن نشستهاند. غفلتی که هر سال با وعدههای تکراری همراه میشود: بودجه میدهیم، ناجی غریق میگذاریم، حصار میکشیم. اما وقتی بهار میآید، نه خبری از حصار است، نه ناجیای، نه نوری.
ازاستاندارخوزستان و معاونت عمرانی استدعا داریم که به این بحران انسانی ورود پیدا کنند. از فرماندار شوشتر که سکان مدیریت بحران شهرستان به دستان ایشان سپرده شده، با حفظ نهایت احترام انتظار میرود با حساسیت و شتابی وصفناپذیر، جلسه فوری شورای تأمین را تشکیل دهند.
نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی نیز میتوانند با پیگیریهای مستمر خود، صدای این مادران داغدار را به گوش مسئولان ملی برسانند.
شورای تأمین موظف است با یک مصوبه قاطع، شهرداری و اعضای شورای شهر شوشتر را ملزم به انجام اقدامات عاجل زیر کند: حصارکشی نقاط حادثهخیز، استقرار ناجیان غریق به صورت مستمر در تمام رودخانهها و کانالهای آبیاری پرخطر، تأمین روشنایی در شبها که خود قاتل خاموشی است، و مهمتر از همه، ساخت استخرها و امکانات تفریحی ایمن برای جوانانی که ناگزیر به رودخانه پناه میبرند.
سال گذشته، رئیس شورای شهر از بودجه ۱۰۰ میلیارد ریالی برای تجهیز ایستگاههای امداد و نجات خبر داد. یک سال گذشت و رودخانه چندین قربانی جدید گرفت. دیگر نه عکس یادگاری کنار رودخانه و نه ژستهای نمایشی برای دوربین؛ دیگر هیچ بهانهای پذیرفتنی نیست. مردم از مدیران خود فقط عمل میخواهند، نه وعده و نه شعار.
وای بر ما اگر باز هم بهار و تابستان از راه برسد و باز هم رودخانه قربانی بگیرد. دیگر نه یک خانواده، که وجدان تاریخی شوشتر و تمام خوزستان غرق خواهد شد.
زمان آن رسیده که از خواب گران بیدار شویم. شهرها را برای زیستن میسازند، نه برای سوگواری. هر روز بیتفاوتی، یعنی یک نوجوان بیگناه که در آب خاموش میشود. اگر امروز چارهای اساسی نیندیشیم، فردا در برابر وجدان تاریخ و مردم این دیار سربلند نخواهیم بود.
🖋 عبدالحمید گلافشان
خردادماه ۱۴۰۵





