حسن گریباوی
دانش آموخته علم روانشناسی
مارینا آبراموویچ، هنرمند و پرفورمنسآرتیست مشهور، جملهای تأملبرانگیز دارد: «وقتی منفعل میشوید، هم خودتان را نابود میکنید و هم بخش نابودگر دیگران را بیدار میکنید.» این سخن، فراتر از یک توصیه فردی، حاوی یک حقیقت عمیق روانشناختی و اجتماعی است؛ اینکه انفعال نهتنها تواناییهای فرد را تحلیل میبرد، بلکه زمینه را برای گسترش سلطه، زیادهخواهی و سوءاستفاده نیز فراهم میکند.
روانشناسی اجتماعی سالهاست این پدیده را مورد مطالعه قرار داده است. یکی از مفاهیم کلیدی در این حوزه «کانفورمیسم» یا همرنگی با جماعت است. کانفورمیسم زمانی رخ میدهد که افراد باورها، ارزشها و قضاوتهای شخصی خود را به نفع تبعیت از گروه، اکثریت یا صاحبان قدرت کنار میگذارند. در چنین شرایطی، فرد به جای آنکه بر اساس اصول خود عمل کند، آنچه را انجام میدهد که کمهزینهتر، راحتتر و مورد پذیرش دیگران است.
اما تاریخ نشان داده است که بسیاری از پیشرفتها و تحولات مثبت بشری حاصل شجاعت کسانی بوده که در برابر فشار اکثریت یا قدرتهای مسلط ایستادهاند. این افراد را میتوان «نانکانفورمیست» نامید؛ کسانی که توانستهاند استقلال فکری خود را حفظ کنند و تسلیم فضای غالب نشوند. نانکانفورمیسم به معنای مخالفت کورکورانه نیست؛ بلکه به معنای حفظ قدرت انتخاب، تفکر انتقادی و وفاداری به ارزشها در شرایط فشار است.
در واقع، شجاعت اجتماعی از همین نقطه آغاز میشود؛ از توانایی «نه» گفتن به آنچه نادرست است، حتی زمانی که پذیرش آن آسانتر و کمهزینهتر به نظر میرسد. فرد شجاع کسی نیست که ترس را تجربه نمیکند؛ بلکه کسی است که اجازه نمیدهد ترس، تصمیمات او را هدایت کند. چنین فردی منفعل نیست، بلکه کنشگر است؛ به جای تسلیم شدن در برابر شرایط، در شکل دادن به آنها نقش ایفا میکند.
این اصل تنها به زندگی فردی محدود نمیشود. جوامع و ملتها نیز همانند افراد ممکن است در برابر فشارها دچار انفعال یا مقاومت شوند. هنگامی که یک ملت در معرض تهدید، تحریم، جنگ روانی یا فشار سیاسی قرار میگیرد، در واقع در معرض یک آزمون روانشناختی بزرگ قرار دارد؛ آزمونی که مشخص میکند آیا هویت و اراده خود را حفظ خواهد کرد یا در برابر فشارها تسلیم خواهد شد.
از این منظر، ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر جنگها، تهدیدها و فشارهای خارجی را میتوان صرفاً یک رخداد سیاسی ندانست، بلکه آن را از زاویه روانشناسی اجتماعی نیز تحلیل کرد. در چنین شرایطی، مقاومت به معنای حفظ استقلال تصمیمگیری و نپذیرفتن ارادهای است که از بیرون تحمیل میشود. این رفتار، در سطح ملی، شباهت زیادی به مفهوم نانکانفورمیسم دارد؛ یعنی نپذیرفتن خواستههای قدرتهای بزرگ صرفاً به دلیل قدرت بیشتر آنها.
در این میان، تابآوری نقش تعیینکنندهای دارد. تابآوری به معنای توانایی ایستادن در برابر سختیها، حفظ امید و ادامه مسیر علیرغم فشارهاست. همانگونه که یک فرد تابآور در برابر مشکلات زندگی از هم نمیپاشد، یک جامعه تابآور نیز در برابر بحرانها و تهدیدها هویت خود را از دست نمیدهد.
شاید مهمترین درسی که از این نگاه میتوان آموخت، همان اصل «انطباق نظر با عمل» باشد. ارزشها زمانی معنا پیدا میکنند که در میدان عمل نیز از آنها دفاع شود. اگر استقلال، عزت، عدالت و کرامت انسانی ارزش هستند، باید در شرایط دشوار نیز برای حفظ آنها ایستادگی کرد. در غیر این صورت، ارزشها به شعارهایی بیجان تبدیل خواهند شد.
سخن مارینا آبراموویچ در نهایت ما را به یک حقیقت مهم میرساند: انفعال تنها یک ضعف فردی نیست؛ بلکه میتواند به یک آسیب اجتماعی و حتی تاریخی تبدیل شود. همانگونه که انفعال فردی راه را برای سلطه دیگران باز میکند، انفعال جمعی نیز میتواند زمینهساز تحمیل اراده قدرتها بر ملتها شود. در مقابل، آگاهی، شجاعت، تابآوری و استقلال فکری، عواملی هستند که هم فرد و هم جامعه را قادر میسازند در برابر زیادهخواهی بایستند و مسیر خود را با عزت و اقتدار ادامه دهند.





