«اعتمادبه آمریکاممنوع،قدرت تنها زبان قابل فهم و تضمین بقا درنظام بین‌الملل»

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49662

تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ، ۱۴۰۵

«اعتمادبه آمریکاممنوع،قدرت تنها زبان قابل فهم و تضمین بقا درنظام بین‌الملل»

✍🏻: تاریخ معاصر جهان سرشار از توافق‌ها،پیمان‌ها و تعهداتی است که در بزنگاه‌های حساس قربانی منافع قدرت‌های بزرگ شده‌اند،بسیاری از ملت‌ها با اعتماد به وعده‌ها و تضمین‌های سیاسی،هزینه‌های سنگینی پرداخت کرده‌اند و دریافته‌اند که در عرصه روابط بین‌الملل،اخلاق و حقوق زمانی اعتبار می‌یابند که پشتوانه قدرت داشته باشند،بررسی عملکرد ایالات متحده آمریکادر دهه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که میان شعارهای حقوق بشری و رفتار عملی این کشور فاصله‌ای قابل توجه وجود دارد،از این رو،تجربه‌های تاریخی و تحولات جاری بار دیگر این واقعیت را یادآور می‌شوند که امنیت، استقلال و عزت ملی بیش از هر چیز بر قدرت، هوشیاری و آمادگی ملت‌ها استوار است.
⚖️ اعتماد بدون قدر،خطای راهبردی:
در روابط بین‌الملل، اعتماد بدون پشتوانه قدرت، همواره یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات راهبردی دولت‌ها بوده است،تجربه‌های تاریخی متعدد نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه زمانی که منافع ملی و ژئوپلیتیکی خود را در خطر ببینند، اغلب تعهدات، توافقات و حتی قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی را در چارچوب منافع خویش تفسیر می‌کنند،یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز در این زمینه، وقایع پایان جنگ خلیج فارس و حمله نیروهای ائتلاف به ستون‌های نظامی عراق در جریان عقب‌نشینی از کویت بود،رخدادی که بعدها با عنوان «جاده مرگ» در حافظه تاریخی منطقه ثبت شد.
🌍 سیاست خارجی آمریکا و معیار منافع:
این حادثه و بسیاری از رخدادهای مشابه در دهه‌های اخیر، این پرسش اساسی را مطرح کرده است که تا چه اندازه می‌توان به تضمین‌ها، تعهدات و وعده‌های قدرت‌های بزرگ اعتماد کرد؟ بررسی رفتار ایالات متحده در نقاط مختلف جهان از جمله خاورمیانه، آمریکای لاتین و سایر مناطق نشان می‌دهد که سیاست خارجی این کشور بیش از آنکه بر اصول ثابت اخلاقی یا حقوقی استوار باشد، بر مبنای محاسبه منافع و موازنه قدرت شکل می‌گیرد،در چنین شرایطی، معاهدات، توافقات و تفاهم‌ها تا زمانی معتبر تلقی می‌شوند که با منافع راهبردی واشنگتن تعارض پیدا نکنند.
📜 تجربه‌های معاصر بدعهدی:
در سال‌های اخیر نیز نمونه‌های متعددی از اختلاف میان تعهدات اعلامی آمریکا و عملکرد عملی آن مشاهده شده است،خروج یک‌جانبه از توافق‌های بین‌المللی، اعمال تحریم‌های فراسرزمینی،حمایت از اقدامات نظامی متحدان خود و اتخاذ مواضع متغیر در قبال بحران‌های جهانی، همگی این برداشت را تقویت کرده‌اند که در نظام بین‌الملل کنونی، اتکا صرف به وعده‌های سیاسی قدرت‌های بزرگ نمی‌تواند ضامن امنیت و منافع ملی کشورها باشد.
⚠️ تناقض درگفتار و رفتار:
از سوی دیگر، تغییرات مکرر در مواضع سیاسی رهبران آمریکایی و تناقض میان تهدید و مذاکره، فشار و گفت‌وگو،تحریم و دعوت به تفاهم، موجب شده است که بسیاری از تحلیلگران از نوعی بی‌ثباتی در رفتار سیاست خارجی آمریکا سخن بگویند،این وضعیت باعث می‌شود اعتمادسازی پایدار دشوار گردد و کشورها ناگزیر شوند بیش از هر چیز بر توان داخلی، انسجام ملی و ظرفیت‌های بازدارندگی خود تکیه کنند.
🛡️ قدرت ملی،پشتوانه حقوق و امنیت:
واقعیت آن است که در محیط پرآشوب کنونی جهان،حقوق بین‌الملل،سازمان‌های جهانی و توافقات سیاسی هرچند دارای اهمیت هستند،اما زمانی کارآمد خواهند بود که با پشتوانه قدرت ملی همراه شوند،تاریخ معاصر بارها نشان داده است که کشورهایی که از توان دفاعی، وحدت داخلی و آمادگی راهبردی برخوردار بوده‌اند،در برابر فشارها و زیاده‌خواهی‌های خارجی موفق‌تر عمل کرده‌اند.
🎯 جمع‌بندی
بنابراین مهم‌ترین درس تحولات چند دهه اخیر آن است که حفظ قدرت ملی،تقویت اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان، ارتقای توان بازدارندگی و اتکا به ظرفیت‌های داخلی، مطمئن‌ترین تضمین برای حفظ استقلال، امنیت و منافع کشورها در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود.
فرهادبابلی۱۴۰۵/۰۳/۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *