سید یوسفیانی:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»
✍️ نگارنده؛ سیدقنبر یوسفیانی
دانشآموخته علم سیاست و روابط بینالملل
«فرزند؛ خوزستان –بهبهان»
__________________
تیغ تمدن؛ یا طناب دارِ استعمار؟
ایالات متحده آمریکا، دهههاست که نه به عنوان یک دولت متعارف در نظام بینالملل، بلکه به مثابه یک ماشین جنگی بیرحم، در اقصی نقاط جهان عمل کرده است. از ویرانههای ویتنام و آتشافروزی در خاورمیانه تا کودتاهای مخملی و کودتاهای سخت در آمریکای لاتین؛ کارنامه واشنگتن جز سیاهه جنایت، غارت منابع و تحمیل اراده استعماری بر ملتهای مستقل چیزی نیست. آنها حقوق بشر را ابزاری برای سرکوب، و دمکراسی را پوششی برای استقرار دیکتاتورهای دستنشانده خود کردهاند. در جهانی که استکبار با مشت آهنین بر سر مستضعفان میکوبد، تنها راه بقا، قدرت است؛ قدرتی که در ادبیات، دیپلماسی و میدانِ عمل، یکسان و بازدارنده باشد.
خطاب به ریاست محترم جمهور
آقای دکتر پزشکیان، ریاست محترم جمهور؛ محض رضای خدا، روی ادبیات و بیان مطالب خود بازنگری کنید. ملت ایران سرافراز و مقتدر است و از منتخب خود انتظار دارد صدای این اقتدار باشد، نه فرستنده سیگنالهای انفعال. پالسهای ضعف، دشمنِ خونخوار را گستاختر میکند. مراقب باشید که این سبکِ بیان، در نگاه مردم و تاریخ، شائبه تکرار تجربیات تلخ گذشته را ایجاد نکند؛ ملت نباید احساس کند که در برابر امواج سهمگین تهدیدات، سکانداری مقتدر در صدر امور نیست.
در موضوع همسایگان، به ویژه آذربایجان و الهام علییف؛ این برادر، دوست یا دشمن دانستنها، با ترازوی منافع ملیِ ایران همخوانی ندارد. بازیهای سیاسیِ باکو پشیزی ارزش ندارد؛ برای ایرانِ قدرتمند، این دستاندازیها به دو خرمشهر بنده است و این علی یف پکوپوز میمون نما زشت چهره ، ذرهای از اقتدار ایران را نخواهد کاست.
«نمونه هایی از اظهار نظرات چند روز گذشته دولت محترم و دست اندرکاراهای این دولت را بشنویم؛
وزیر راه دولت محترم می آید در رسانه ملی می گوید دیگر هیچ راداری نداریم والا بختی هواپیماها را هدایت میکنیم 😑
سخنگوی محترمه میفرماید دشمن به درستی دست بر روی اقتصاد گذاشته وهدف خوبی را دنبال می کند 😔
معاون و پسر شازده رییس جمهور فرموده اند این چیزها که این همه انسان بخاطر حفظشون به شهادت رسیدن ناموس نیستن و باید بدیم بره دیگه😐
خود رییس جمهور محترم هم می فرمایندگرسنه ایم، نداریم. کار تمام است دیگر؟
وزیر امور خارجه هم که فعلا درگیر رییس دیپلماتیک امور بانوان شده و انجا انگار خیلی مهمتره تا این طرف جبهه»
حال این اظهارات را بایدچه نامید در مقابل پایداری و شب میدان داری مردم عزیز ایران؟
پیشنهاد صریح این است:
مدتی شما، سخنگوی دولت و وزرای بیتخصصِ کابینه، روزه سکوت اختیار کنید. کار اجرایی، کارِ میدانی میطلبد نه هیاهوی رسانهای. آب در آسیاب دشمن نریزید؛ بگذارید کارشناسان و اهل فن، مردان نظامی میدان و مهمتر از همه نوک تیز خشم ملت ایران با سجیل ها،خرمشهرها،شاهدها آرش ها… بیصدا مسیر پیشرفت و امنیت را هموار کنند. بخدا پیروزی از آنِ ملت ایران است، اگر دولت، تنها مزاحم نباشد و به جای حاشیه، به راهِ مردم برگردد.
راهکارهای اصولی برای خروج از بنبست و پیروزی در جنگ ترکیبی را میتوان به اختصار چنین برشمرد؛
۱. تغییر پارادایم دیپلماسی: خروج از انفعال و اتخاذ دیپلماسی تهاجمی. ایران نباید در موضع توضیح دادن باشد، بلکه باید در موضع تعیین تکلیف قرار گیرد.
۲. بازسازی اعتماد عمومی: پیروزی در جنگِ سخت، جز با پشتیبانی تودههای مردم ممکن نیست. با اصلاح معیشت و توقف اظهارات نسنجیده، باید وحدت ملی را به هسته اصلی قدرت بازگرداند.
۳. تثبیت دکترین بازدارندگی:
در برابر کنشهای مرزی و منطقهای مانند تحرکات قفقاز، باید از ابزار نظامی و اقتصادی، نه از خواهشهای دیپلماتیک، استفاده کرد تا پیامِ قدرت به طرف مقابل مخابره شود.
۴. تمرکز بر شایستهسالاری در کابینه:
وزرای بیآزموده و بیتجربه، بزرگترین پاشنه آشیل دولت در بحرانهای فعلی هستند. جایگزینی این افراد با مدیران جهادی و متخصص، فوریتِ استراتژیک است.
تاریخِ این سرزمین پر از فراز و فرودهایی بوده که در آن، وقتی مسئولین به جای درگیر شدن در بازیهای سیاسی، به مردم تکیه کردند و در برابر دشمن سر خم نکردند، تمدنِ ایران درخشش دوچندان یافته است. امروز جنگ ما، جنگِ ارادههاست. دشمن میخواهد ما را در تله تردید وضعف در بیان گرفتار کند. اگر دولت و حاکمیت، با ادبیاتی مقتدرانه و دستانی پر از تدبیرِ واقعی نه حرفهای بیپشتوانه به میدان بیاید، دشمن هیچ گزینهای جز عقبنشینی نخواهد داشت. این ملت، سزاوارِ بیش از اینهاست؛ سزاوارِ شنیدنِ صدای صلابت، نه لرزش. پیروزی، نه در وعدهها که در عملِ مقتدرانه نهفته است.
نتیجهگیری:
یا ایستادگی مقتدرانه، یا انحطاط در سایهی انفعال!
سخن آخر؛
ای مسئولین! بدانید که تاریخ، نه با کلماتِ نرم و دیپلماتیکِ بیروح، که با صلابتِ خون و ارادهی ملتها نوشته میشود. شما امروز در پیِ ساختنِ پلی از توجیه و عذرخواهی هستید، در حالی که ملت در پیِ یافتنِ پناهگاهی از اقتدار و غرور میگردد.
این سبک از مدیریت، که در آن ضعف پشتِ نقابِ تعقل پنهان میشود و انفعال با نامِ واقعبینی فروخته میشود، چیزی جز خودکشیِ تدریجیِ اعتبارِ ملی نیست. وقتی در برابر چشمِ خیرهی دشمن، پالسهای تردید ساطع میکنید، در واقع دارید به هر تازیانهای اجازه میدهید که بر پیکرِ این سرزمین تاخت کند. شما نباید مدیریتِ شکست را با هنرِ سیاست اشتباه بگیرید؛ سیاست، یعنی جایی که کلامِ شما، لرزه بر اندامِ دشمن بیندازد، نه اینکه لرزه بر دلِ مردم بی اندازد!
خشمِ مردم را از یاد نبرید. مردم، از معیشتِ رنجآور تا شعارهایِ تهیِ سیاسی، در بنبستِ ناشی از بیتدبیریِ شما گرفتار شدهاند. اگر فکر میکنید با سکوتِ گذرا یا با کلماتِ زیبا و دل خوش کن مهندسی شده ، میتوان از آتشِ خشمِ حقطلبان گریخت، در اشتباه هستید. پیروزی، از آنِ کسانی است که در میدانِ جنگ، نه با امید به گذشتِ دشمن، که با تکیه بر قدرتِ خود میجنگند و این میدان است که برنده و پیروز را معرفی می کند نه آن کاغذ پاره های بی ارزش دیپلماتیک که هیچ ارزش و بهایی ندارند.
ای دولت محترم ! اگر نمیتوانید تندبادهای استکبار را مهار کنید و نمیتوانید عصایِ دستِ مردمی باشید که در میانهی طوفان ایستادهاند، پس دست از مداوایِ اشتباه بردارید و پالس ضعف خود را به جای ملت برای دشمن نفرستید، اجازه دهید این ملتِ مقتدر، با همان خونِ گرمی که در رگهایش جاری است،و با حس وحال انتقام خون خواهی امام شهیدش، سرداران شجاع وملت بی گناهش، مسیرِ خویش را از میانِ خاکسترِ بیکفایتیهای شما، بازسازی کند.
*ایران، نه به شما، که به ارادهی مردمی که از خاکِ این سرزمین برخاسته، مدیونِ بقاست!*
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ خوزستان _اهواز





