چند روز پیش، یکی از مدیران ارشد فرهنگی کشور در گفتوگویی تلویزیونی، به رفتاری اشاره کرد که در روزهای سخت جنگ تحمیلی، بیش از هر سلاحی، سرمایه اجتماعی ایران را بیمه کرد؛ «بزرگمنشی» مردمی که در اوج بحران، مدارا و فرهیختگی را از دست ندادند. او تأکید کرد آنچه در آن روزها آشکار شد، چیزی نبود جز «مدنیت و خویشتنداری» ایرانیان؛ رفتاری که حتی ناظران خارجی را شگفتزده کرد. اما این پرسش جدی پیش میآید که چرا این گوهر ارزشمند، در رفتار روزمره بسیاری از ما کمرنگ شده است؟
بزرگمنشی را نمیتوان با شعارهای کلیشهای و پستهای احساسی در شبکههای مجازی به تصویر کشید. ارسطو، فیلسوف یونانی، این ویژگی را «زیور همه فضیلتها» میدانست و معتقد بود انسان بزرگمنش کسی است که خود را لایق بزرگترین افتخارات میداند و در عمل نیز لایق آنهاست. از نگاه او، بزرگمنشی حد وسط میان دو رذیلت «خودبینی» و «خوارشمردن خویشتن» است؛ هنری که بدون برخورداری از فضایل دیگر، هرگز به دست نمیآید.
اما در زندگی امروزی، این مفهوم گاهی به «بزرگی کردن» و نمایشهای ظاهری تقلیل یافته است. در جمعهای خانوادگی که باید بستری برای مهرورزی باشند، گاه شاهد قضاوتهای تند، حساسیتهای بیمورد و برچسبزدن به یکدیگر هستیم. در دورهمیهای دوستانه، گاهی لطیفهای نابجا یا بیتوجهی به احساسات طرف مقابل، همه آن صمیمیت را خدشهدار میکند. حتی در گروههای مجازی که قرار است محل تبادل نظر باشد، بهسرعت تبدیل به میدان تخریب و ناسزاگویی میشود؛ آنجا که سادهترین اختلافنظر، به جنگ تمامعیار کلمات می انجامد.
آمارها هم این فاصله را نشان میدهند. بر اساس نظرسنجیهای اخیر در فضای مجازی، بیش از شصت درصد کاربران ایرانی حداقل یک بار تجربه قطع رابطه دوستانه یا فامیلی را به دلیل یک پیام تند یا قضاوت عجولانه داشتهاند. از سوی دیگر، در همین بسترها، واکنشهای صبورانه و پاسخهای محترمانه، بیشترین بازخورد مثبت و اثرگذاری را به همراه داشتهاند؛ گواهی بر این که مردم تشنه رفتارهای بزرگمنشانهاند، اما گاه الگوی درستی در دست ندارند.
بزرگمنشی در عمل، یعنی عادلانه قضاوت کردن، نه از روی احساسات لحظهای؛ یعنی برای خود ارزش قائل شدن، اما هرگز خود را برتر از دیگران ندیدن؛ یعنی کنترل خشم و هیجان در همان ثانیههای بحرانی که میتوانند یک رابطه را نابود کنند. یعنی در جمعهای خانوادگی، بهجای پرخاش، با صبوری به حرفهای بزرگترها گوش دهیم و در میان دوستان، پیش از پاسخ دادن، چند نفس عمیق بکشیم. در گروههای مجازی نیز بزرگمنش کسی است که مغلوب قطبیسازی نمیشود و با نیکاندیشی، بهدنبال نقاط مشترک میگردد؛ نه دامنزدن به اختلافسلیقهها.
از سوی دیگر، بزرگمنشی فقط به برخورد با دیگران محدود نمیشود. شجاعت در پذیرش اشتباه، وفای به عهد در کوچکترین قولها، پرهیز از چاپلوسی و ریا، و شادکردن دل دیگران، همه نشانههای یک انسان بزرگمنش است. کسی که این ویژگیها را در خود نهادینه کند، هم در جمعهای صمیمی محبوب است و هم در فضای مجازی، پیامش شنیده میشود، زیرا مخاطب میداند با کسی روبهروست که حرف و عملش یکی است.
آسیبشناسی این موضوع نشان میدهد تفرقهافکنان و دشمنان اجتماعی، دقیقاً از همین نقطه نفوذ میکنند؛ با بزرگنمایی اختلافسلیقهها و تحریک حساسیتها، سعی دارند سرمایه اعتماد را از جامعه بگیرند. اما جامعهای که افرادش بزرگمنش باشند، خودبهخود در برابر این ترفندها ایمن میشود. در چنین جامعهای، نیازی به توصیههای اخلاقی تکراری نیست؛ زیرا هر شهروندی، خود را سرباز حفظ کرامت انسانی میداند.
به باور نویسنده، گام نخست برای بازیابی بزرگمنشی، تمرین عملی آن در کوچکترین کنشهای روزانه است؛ از یک احوالپرسی گرم با همسایه تا پرهیز از قضاوت عجولانه درباره یک پیامک ساده. بزرگمنش بودن، سفارشی برای موقعیتهای خاص نیست؛ شیوهای از زیستن است که اگر در کوچه و خیابان و جمعهای خودمانی جاری شود، دیگر سخن از تفرقه بیمعنا خواهد شد و لبخند، جای خشم را میگیرد.
🖋عبدالحمید گلافشان





