در سالهای اخیر، گزاره «اشتغال زنان» و «بیکاری مردان جوان» به موضوعی بحثبرانگیز در جامعه ایران تبدیل شده است. بر اساس آمارهای رسمی، سهم زنان از مشاغل دولتی به ۴۵ درصد رسیده و تعداد زنان شاغل در برخی بخشها از مردان پیشی گرفته است. این تغییر، در جامعهای با بافت سنتی و مذهبی، واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. گروه قلیلی آن را نشاندهنده پیشرفت اجتماعی میدانند! اما بیشتر مردم از آن به عنوان «تهدید بنیان خانواده» یاد میکنند. این مقاله میکوشد با نگاهی منطقی، ریشههای این پدیده و پیامدهای منفی آن را بررسی کند.
تحول آماری یا تغییر ساختاری؟!
طبق گزارش مرکز آمار ایران، در دهههای گذشته تنها ۱۲ درصد از زنان بالای ۱۵ سال شاغل بودند، اما امروز این رقم رشد چشمگیری داشته است. برای مثال، در سال ۱۴۰۲، حدود ۱ میلیون زن در بخشهای دولتی غیرنظامی مشغول به کار بودهاند. این افزایش، تا حدی نتیجه سیاستهای اخیر دولتها در اختصاص سهمیههای استخدامی به زنان است. از سوی دیگر، نرخ بیکاری مردان جوان (۱۵ تا ۲۴ سال) به بیش از ۲۰ درصد رسیده که فشار اقتصادی بر خانوادهها را افزایش داده است. این آمارها نشان میدهد تغییر در ساختار اشتغال، صرفاً یک تحول جمعیتی نیست، بلکه بازتابی از سیاستگذاریهای اشتباه دولتی و تحولات اقتصادی است.
ریشههای اقتصادی و اجتماعی؛
۱. افزایش تحصیلات زنان: حضور پررنگتر زنان در دانشگاهها (بیش از ۵۰ درصد پذیرفتهشدگان دانشگاهها) موجب شده تا تقاضای آنان برای مشاغل افزایش یابد.
۲. سیاستهای دولتی: اختصاص سهمیههای جنسیتی در برخی مشاغل دولتی، مانند آموزش و پرورش، ، بدون در نظر گرفتن عواقب منفی آن سهم زنان را بالا برده است.
۳. رکود اقتصادی و تحریمها: کاهش سرمایهگذاری در بخشهای صنعتی و خصوصی، که عموماً مردانه محسوب میشوند، فرصتهای شغلی مردان را محدود کرده است.
چرا اشتغال بیش از حد زنان تهدید است؟!
در جوامع سنتی، مرد به عنوان «نانآور اصلی» شناخته میشود. این نگرش ریشه در باورهای مذهبی و فرهنگی دارد که مسئولیت معیشت را بر دوش مردان میگذارد. بنابراین، وقتی زنان به طور گسترده وارد بازار کار میشوند، دو پیامد احتمالی رخ میدهد:
– کاهش انگیزه مردان برای تشکیل خانواده: برخی مردان به دلیل بیکاری یا درآمد پایین، از ازدواج سر باز میزنند.
– تعارض نقشهای جنسیتی: اگر جامعه و خانوادهها نتوانند با نقشهای جدید سازگار شوند، تنشهای داخلی افزایش مییابد.
نتیجهگیری؛
اشتغال بیش از حد زنان به مثابه «رقابت با مردان» تعبیر میشود، و نشاندهنده گسترش حقوق اجتماعی نیست. اما بیتوجهی به تأثیرات جانبی این تحول منفی، مانند بیکاری مردان، جامعه را با چالشهای عمیقتری روبهرو میکند. کلید حل این معضل، در اصلاح الگوهای اشتباه است.
صادق سلامت دوم




