بازنشستگان؛ سرمایه‌های خاموشی که پس از سال‌ها خدمت، خود به احترام و حمایت نیاز دارند

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49681

تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ، ۱۴۰۵

بازنشستگان؛ سرمایه‌های خاموشی که پس از سال‌ها خدمت، خود به احترام و حمایت نیاز دارند

زندگی، همچون کتابی پربرگ است؛ صفحات نخست آن پر از شور جوانی و تلاش برای ساختن فردایی بهتر، و صفحات پایانی‌اش فرصتی برای چشیدن طعم آسایش پس از سال‌ها مجاهدت. اما چه تلخ است وقتی در واپسین فصل این کتاب، قلم به دستِ خسته از نوشتن، دیگر قادر به تأمین مرکبِ داروی خویش و شادیِ نوه‌هایش نیست. روز خانواده و تکریم بازنشستگان، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه آیینه تمام‌نمای تعهد ما به کسانی است که فردای این سرزمین را رقم زدند. امّا آیا این تکریم فقط به یک شاخه گل و یک پیام کوتاه خلاصه می‌شود؟
بیست و پنجم ذی‌الحجه، روزی که به نام «خانواده و تکریم بازنشستگان» مزین شده است، فرصتی ارزشمند است تا نگاهی عمیق به جایگاه قشری بیندازیم که سرمایه‌های انسانی و تجربی این مرزوبوم هستند. بازنشستگی آغاز یک زندگی تازه است؛ زمانی برای آرامش، سفر، عبادت و کنارخانواده بودن. اما تلخی ماجرا جایی است که این آرامش با دغدغه‌های معیشتی، درمانی و تورم گره می‌خورد.
در بسیاری از سازمان‌ها، شرکت‌ها و کارخانه‌های کشور، بازنشستگان هنوز جزئی از خانواده محسوب می‌شوند. آن‌ها از مزایایی همچون کمک‌هزینه‌های درمانی، بسته‌های تشویقی مناسبتی (عیدنوروز، فطر، قربان و بازگشایی مدارس)، و حتی تفریحات و اردوهای سازمانی بهره می‌برند. متأسفانه اما قشر فرهنگی کشور که زحمت تعلیم و تربیت نسل‌ها را بر دوش کشیده است، در این میان، طعم تلخ نابرابری را می‌چشد.

شاغلان فرهنگی در مناسبت‌های مختلف، هدایای ناچیز دو تا سه میلیون تومانی دریافت می‌کنند که خود با توجه به تورم افسارگسیخته و کاهش ارزش پول ملی، حداکثر توانایی خرید یک سبد کوچک اقلام را دارد.در آن سو، بازنشسته فرهنگی نه از این هدیه‌ها بهره‌ای می‌برد، نه هیچ یادبودی برای جشن‌های خانوادگی (از عروسی فرزندان تا تولد نوه‌ها) دریافت می‌کند. این در حالی است که هزینه‌های دارو، درمان، ویزیت پزشک و حتی تفریحات ساده، بعد از بازنشستگی نه‌تنها کمتر، که چندین برابر بیشتر می‌شود.
نکته تأمل‌برانگیز دیگر، گاه‌وبیگاه دیده می‌شود که برخی بازنشستگان فرهنگی وقتی برای پیگیری یک کار اداری ساده به اداره‌ای که سال‌ها در آن خدمت کرده‌اند مراجعه می‌کنند، با رفتاری سرد و خالی از احترامی که شأن یک همکار پیشکسوت و ارباب‌رجوع راداشته باشد،مواجه می‌شوند. هرچند این رفتار مربوط به همه کارکنان نیست و بسیاری از همکاران جوان با بزرگداشت مقام پیشکسوتان، میراث‌دار خوبی برای فرهنگ اداری این سرزمین هستند، اما تکرار همین موارد محدود نیز می‌تواند زخمی عمیق بر دل کسی بگذارد که تمام عمر خود را پای میز همان اداره سپری کرده است.
واقعیت این است که یک بازنشسته در هر دستگاهی، هنوز شهروند این جامعه است و تکریم او باید فراتر از جملات شعاری باشد. متأسفانه در بسیاری از ارگان‌های کشوری،نهادها وحتی کارخانه‌های خصوصی مرسوم است که به بازنشستگان همانند کارکنان فعال، مزایایی تعلق گیرد، اما جامعه فرهنگی و برخی قشرهای خاص آموزش‌وپرورش، طعم تلخ «فراموشی پس از بازنشستگی» را می‌چشند.

به عنوان یک شهروند و خبرنگار، معتقدم که تکریم واقعی بازنشستگان، فقط به برگزاری یک مراسم یا سرزدن یک پیام تبریک ختم نمی‌شود. تکریم یعنی دیدن زحمات سی ساله یک معلم، یک کارمند، یک کارگر و… آن هم در روزهایی که کمر خمیده و موهای سفیدش، دیگر یارای دویدن ندارد.
مسئولان و دولتمردان باید بدانند که بازنشستگان، «پیش‌فروش‌های رایگان» آینده نیستند. آنها عروس و داماد دارند، نوه دارند، خرج دارو ودرمان دارند. اگر امروز از کنار نیازهای مادی و معنوی آنان به سادگی عبور کنیم، فردا نوبت خود ماست. لازم است نگاه ما به قشر بازنشسته از نگاه «صدقه و احسان» به «حق و حقوق شهروندی» تغییر کند. تکریم بازنشسته یعنی اختصاص بودجه کافی برای درمان، یعنی تفریحات ارزان‌قیمت و باکیفیت برای آنها، یعنی مزایای مادی که گوشه‌ای از تورم را برایشان جبران کند، و مهم‌تر از همه، یعنی احترامی که پیش از این با تمام وجود برای آبادانی ایران عزیز هزینه کردند. از یاد نبریم که احترام به پیشکسوت، آیینه تمام‌نمای فرهنگ یک جامعه است.

🖋عبدالحمید گل‌افشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *