استانداران بومی و چالش مدیریت در خوزستان؛ مسئله کجاست؟

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49684

تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ، ۱۴۰۵

استانداران بومی و چالش مدیریت در خوزستان؛ مسئله کجاست؟

نگارش :منوچهربرون
خوزستان سرزمینی است با ظرفیت‌های کم‌نظیر اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، فرهنگی و انسانی. استانی که نفت، گاز، آب، بنادر، صنایع بزرگ، کشاورزی و تنوع فرهنگی را یکجا در خود جای داده است. اما همین تنوع و گستردگی، مدیریت آن را به یکی از پیچیده‌ترین مسئولیت‌های اجرایی کشور تبدیل کرده است.
همواره این پرسش مطرح بوده که چرا برخی استانداران بومی، با وجود شناخت عمیق از استان، گاه در مسیر مدیریت با چالش‌ها و مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوند؟ در نگاه نخست، تصور می‌شود مدیر بومی به دلیل آشنایی با جغرافیا، فرهنگ، اقوام و ظرفیت‌های منطقه باید موفق‌تر از دیگران باشد، اما واقعیت‌های مدیریتی نشان می‌دهد که مسئله به این سادگی نیست.
یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، تعدد مطالبات و انتظارات است. استاندار بومی معمولاً سال‌ها در میان مردم زندگی کرده و با گروه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و قومی ارتباط داشته است. همین موضوع سبب می‌شود هر گروه خود را به او نزدیک‌تر بداند و انتظار توجه ویژه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ تعادل میان مطالبات گوناگون به کاری دشوار تبدیل می‌شود.
از سوی دیگر، خوزستان استانی است که مسائل آن تنها در سطح استانی تعریف نمی‌شود. آب، محیط زیست، صنایع نفت و گاز، بنادر، کشاورزی، ریزگردها، اشتغال و توسعه زیرساخت‌ها موضوعاتی ملی هستند و حل آن‌ها نیازمند هماهنگی گسترده با دستگاه‌های مختلف در سطح کشور است. بنابراین حتی توانمندترین مدیران نیز بدون حمایت‌های ملی با محدودیت‌هایی روبه‌رو خواهند شد.
عامل دیگری که گاهی روند توسعه را کند می‌کند، غلبه نگاه‌های جناحی، قومی و محلی بر نگاه‌های توسعه‌محور است. هرگاه رقابت‌های سیاسی و سهم‌خواهی جای برنامه‌محوری را بگیرد، مدیران ناچار می‌شوند بخشی از انرژی خود را صرف حاشیه‌ها کنند؛ انرژی‌ای که می‌تواند صرف حل مشکلات مردم شود.
در کنار این مسائل، یکی از آسیب‌های جدی، کم‌رنگ بودن فرهنگ حمایت از مدیران توانمند است. در بسیاری از نقاط توسعه‌یافته، موفقیت یک مدیر به موفقیت یک منطقه تعبیر می‌شود، اما گاه در فضای عمومی به جای نقد سازنده، شاهد تخریب‌های زودهنگام و قضاوت‌های شتاب‌زده هستیم. این رفتار نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی‌کند، بلکه فضای تصمیم‌گیری را نیز دشوارتر می‌سازد.
البته این سخنان به معنای نادیده گرفتن مسئولیت مدیران نیست. هر مدیری باید پاسخگوی عملکرد خود باشد و برنامه، شفافیت، تخصص و مردم‌داری را سرلوحه کار قرار دهد. اما توسعه زمانی محقق می‌شود که مدیران، نخبگان، رسانه‌ها، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و مردم در کنار یکدیگر قرار گیرند و هدف مشترکی به نام پیشرفت استان را دنبال کنند.
خوزستان بیش از هر چیز به همدلی نیاز دارد. استانی با این حجم از ظرفیت، سزاوار آن است که اختلاف‌های کوچک را کنار بگذارد و توسعه را به اولویت نخست خود تبدیل کند. استانداران می‌آیند و می‌روند، اما آنچه باقی می‌ماند سرنوشت استان و آینده نسل‌های بعدی است.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای جست‌وجوی مقصر، به دنبال راه‌حل باشیم؛ راه‌حلی که از دل وحدت، اعتماد متقابل، شایسته‌سالاری و نگاه توسعه‌گرا بیرون می‌آید. در چنین شرایطی، نه فقط استانداران بومی، بلکه همه فرزندان خوزستان می‌توانند در ساختن آینده‌ای روشن برای این سرزمین سهمی ماندگار داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *