معاونین آموزشی واجرایی ومعلمان خوزستان در سکوت می سوزند!”
گزارشی از دردِ دلِ معلمان و معاونان مدارس استان خوزستان
روزهایی که باید با نشاط و انرژی برای تربیت نسل آینده شروع شود، گاهی با نگاه های تند و برخوردهای ناعادلانهٔ برخی مدیران مدارس تیره وتار می شود.
معلمان، معاونان آموزشی واجرایی، که باید پشتیبان یکدیگر باشند، گاهی زیر سایهٔ مدیریت های نامناسب، خسته و فرسوده می شوند.
این گزارش، روایتی است از *دردِ دلِ* آنهایی که هر روز با تمام وجود برای دانش آموزان تلاش می کنند، اما گاهی از سوی برخی مدیران خود نادیده گرفته می شوند.
مدیرانی که به جای همراهی، سنگ اندازی می کنند
در برخی مدارس استان خوزستان، مدیرانی وجود دارند که به جای ایجاد فضایی صمیمی و حمایتی، با رفتارهای نامناسب، روحیهٔ همکاران خود را تضعیف می کنند.
بهانه گیری های بی مورد، انتقادهای غیرمنصفانه و برخوردهای تحکم آمیز، بخشی از روزمرهٔ برخی معلمان و معاونان شده است.
حتی گاهی معاونان اجرایی و آموزشی مجبور می شوند در روزهای تعطیل یا ساعات غیراداری در مدرسه حاضر شوند، بدون اینکه توجهی به مشکلات شخصی یا خانوادگی آنها شود.
برخی از این مدیران به جای اینکه الگوی اخلاق و مدیریت صحیح باشند، با رفتارهای خود فضایی پر از تنش ایجاد
می کنند.
معلمی که باید با آرامش به تدریس بپردازد، گاهی از ترس مواجهه با مدیر، استرس و نگرانی را با خود به کلاس درس می برد.
معاونی که باید برنامه ریزی آموزشی را پیش ببرد، مجبور است ساعت های طولانی به کارهای غیرضروری بپردازد، فقط به این دلیل که مدیر می خواهد کنترل همه چیز را در دست داشته باشد.
چرا آموزش وپرورش سکوت کرده است؟
سوال بزرگی که در ذهن بسیاری از فرهنگیان مطرح است این است: چرا آموزش وپرورش در برابر این رفتارهای نادرست مدیران سکوت کرده است؟
چرا با وجود شکایت های مکرر، اقدامی برای تغییر این مدیران انجام نمی شود؟ آیا نظارتی بر عملکرد آنها وجود دارد؟
متأسفانه در بسیاری از موارد، رابطه بازی جایگزین شایسته سالاری شده است.
برخی مدیران با حمایت افراد بانفوذ، سالها در یک سمت باقی می مانند، بدون اینکه بازخواست شوند.
از سوی دیگر، ترس از انتقال به مناطق محروم یا تنبیه های اداری، باعث می شود معلمان و معاونان جرات اعتراض نداشته باشند.
راهکارهایی برای بهبود وضعیت
نظارت مستمر و مردمی:
تشکیل تیم های ناظر مستقل از سوی آموزش وپرورش که بدون اطلاع قبلی از مدارس بازدید کنند و نظر معلمان و کارکنان را جویا شوند.
تشکیل کمیتهٔ رسیدگی به شکایات:
ایجاد سیستمی که به شکایت های کارکنان به سرعت رسیدگی کند و مدیران متخلف به موقع تذکر یا جایگزین شوند.
دوره های آموزش مدیریت برای مدیران:
بسیاری از مدیران آموزش های لازم برای رهبری و ارتباط مؤثر با کارکنان را ندیده اند. برگزاری کارگاه های مدیریتی اجباری می تواند کمک کننده باشد.
تشویق معلمان به بیان مشکلات:
ایجاد فضایی امن که معلمان بدون ترس از تبعات، مشکلات خود را مطرح کنند.
چرخش مدیریتی:
جلوگیری از ماندن طولانی مدت یک مدیر در یک مدرسه، زیرا قدرت مطلق، فساد می آورد.
به اعتقاد نگارنده مدیران مدارس باید پدر یا مادر دوم مجموعه باشند، نه عاملی برای استرس و ناامیدی.
اگر آموزش وپرورش به فکر بهبود کیفیت مدارس است، باید پیش از هر چیز، به فکر بهبود روابط انسانی درون مدرسه باشد.
معلمان و معاونان، قلب تپندهٔ نظام آموزشی هستند و اگر این قلب شکسته شود، دانش آموزان اولین قربانیان خواهند بود.
به امید روزی که همهٔ مدیران مدارس، یاور همکاران خود باشند، نه مانعی بر سر راه پیشرفت آنها.
به قلم عبدالحمید گلافشان



