فساد از نظر قرآن (قسمت اول)

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 43060

تاریخ انتشار: ۱۹ شهریور ، ۱۴۰۴

فساد از نظر قرآن (قسمت اول)

فساد از نظر قرآن (قسمت اول)

برای کلمه «فساد» تعاریف متعددی بیان شده است، از جمله:
خروج هر چیزی از حد عدالت و تعادل را فساد می‌نامند. همچنین، تخریب یا ویرانگری، چه کم و چه زیاد، فساد خوانده می‌شود. در واقع، فساد متضاد اصلاح است:
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»
یعنی وقتی به آن‌ها گفته می‌شود در زمین فساد نکنید، پاسخ می‌دهند: «فقط ما اصلاح‌گر هستیم!»

قرآن در آیه ۲۷ سوره بقره به چند ویژگی مفسدان اشاره می‌کند:
«الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ.»
۱. پیمان‌های الهی را نقض می‌کنند.
۲. روابط الهی، روابط با پیامبران و روابط انسانی را قطع می‌کنند.
۳. در زمین فساد ایجاد می‌نمایند، و هر کاری را که با افراط یا تفریط انجام دهند، فکر می‌کنند درست است.

فساد گاهی فردی است مانند کم‌فروشی، دزدی، چشم‌چرانی، پارتی‌بازی و غیره. اما گاهی فساد به شکل عمومی و فراگیر درمی‌آید که بسیار فاجعه‌بار و مبارزه با آن دشوار و پیچیده می‌شود؛ مانند باندهای احتکار، فسادهای اداری، قاچاق، و فسادهای سیاسی و حزبی.

فساد، خیانت و جرم مختص اعمال انسانی است. حیوانات بر اساس غریزه طبیعی خود عمل می‌کنند؛ مثلاً اگر عقابی از عقاب دیگر طعمه‌ای بدزدد، این رفتارش غریزی است. یا کرم‌هایی که در محیط‌های متعفن زندگی می‌کنند، رفتارشان تابع ذات و غریزه‌شان است و ما نمی‌توانیم طبیعت حیوانات را تغییر دهیم.

اما چرا انسان خیانت، جرم یا فساد ایجاد می‌کند که به دیگران آسیب می‌رساند؟ در قرآن آیات فراوانی به مفسده‌هایی اشاره دارد که انسان به اشکال مختلف ایجاد می‌کند.
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»
وقتی به آنان گفته می‌شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند: «تنها ما اصلاح‌گر هستیم!»
اما چرا فساد می‌کنند؟ پاسخ قرآن جالب است: چون شعور و درک ندارند!
«أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰکِنْ لَا یَشْعُرُونَ»
آگاه باشید، یقیناً خود آنان فسادگرند ولی درک نمی‌کنند.

این افراد فکر می‌کنند که کارشان اصلاح است. هدف قرآن از بیان مفسده‌های انسانی، در واقع نجات این افراد است؛ یعنی با شنیدن مثال‌های قرآنی به آن‌ها آگاهی و شناخت داده شود تا از اعمال مفسده‌آمیز خود دست بردارند.

با توجه به آیه ۲۷ بقره:
«الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»
این مفسدین سه ویژگی دارند:
۱. تمام پیمان‌های الهی، فطری، عقلی، اجتماعی و تشریعی را می‌شکنند.
۲. تمام اوامر الهی، رابطه با خداوند، پیامبر و مردم را قطع می‌کنند.
۳. افراط یا تفریط می‌کنند و فکر می‌کنند کارشان درست است.

اگر بر آموزش انسانی، دینی و اجتماعی پیش از وقوع جرم بیشتر تمرکز کنیم، قطعاً از لغزش هزاران انسان جلوگیری خواهیم کرد. قوه قضائیه تنها حکم دادن به مفسدان نیست؛ بلکه باید با ایجاد فضاهای آموزشی، تهیه تراکت‌های آموزشی و ارائه پیام‌های هشداردهنده، نقش مؤثری در پیشگیری از جرم در جامعه ایفا کند.

کتاب‌های دوران تحصیل و آموزش و پرورش نیز باید بیش از پیش در شناخت جرم و بزه به نوجوانان کمک کنند و خطرات احتمالی جرم و مفسده را برای آن‌ها تبیین نمایند تا آگاهی‌شان نسبت به اعمال فسادانگیز افزایش یابد. اگر در کتاب‌های اجتماعی و تعلیمات دینی، آیات قرآنی آموزش داده شود، شناخت نوجوانان نسبت به جرم‌ها بیشتر خواهد شد.

مثلاً هدف از رسالت پیامبران، که در واقع اصلاح جامعه و دور کردن مردم از گناه و مفسده است، باید آموزش داده شود. این امر باعث می‌شود مردم نسبت به پیامبران و آیات قرآن خوشبین شوند:
سوره هود، آیه ۸۸:
«إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ.»
من هرگز نمی‌خواهم چیزی که شما را از آن بازمی‌دارم، خودم مرتکب شوم. من جز اصلاح تا آنجا که توانایی دارم، نمی‌خواهم و توفیق من جز به خدا نیست؛ بر او توکل کرده‌ام.

حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا با وجود دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و مراکز دینی، همچنان در جامعه با پدیده جرم، گناه و بزه مواجهیم؟ قطعاً همه باید این سؤال را پاسخ دهند: ما برای جلوگیری از فساد و گناه چه کرده‌ایم؟ حتماً از امکانات موجود به خوبی در امر آموزش و جرم‌شناسی استفاده نکرده‌ایم.

غلام عباس علیپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *