*«جابه‌جایی عاطفه در جامعه ایرانی؛ از فروپاشی نقش‌های اصیل خانوادگی ایرانی تا تهاجم سبک زندگی غربی و حیوان‌ محور»*

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49409

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ، ۱۴۰۵

*«جابه‌جایی عاطفه در جامعه ایرانی؛ از فروپاشی نقش‌های اصیل خانوادگی ایرانی تا تهاجم سبک زندگی غربی و حیوان‌ محور»*

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»
✍️ نویسنده؛ سیدقنبر یوسفیانی
دانش‌آموخته علم سیاست و روابط بین‌الملل
«فرزند؛ خوزستان –بهبهان»
________________________
*«جابه‌جایی عاطفه در جامعه ایرانی؛ از فروپاشی نقش‌های اصیل خانوادگی ایرانی تا تهاجم سبک زندگی غربی و حیوان‌ محور»*

مقدمه؛
در سال‌های اخیر، جامعهٔ اصیل ایرانی با موجی از دگرگونی‌های فرهنگی واجتماعی روبه‌رو شده است؛ دگرگونی‌هایی که نه‌تنها سبک زندگی، بلکه بنیان‌های فکری، احساسی و هویتی نسل‌ها را تحت تأثیر قرار داده‌اند. این تغییرات، حاصل ترکیبی از رواج بدون ضابطه اینترنت بین المللی، فشارهای اقتصادی، گسترش رسانه‌های نوین، جهانی‌شدن فرهنگ و فاصله گرفتن تدریجی از الگوهای اصیل ایرانی اسلامی است. در چنین فضایی، خانواده که روزگاری محور ثبات و انتقال ارزش‌ها بود، اکنون با چالش‌هایی روبه‌روست که اگر درست فهمیده نشوند، می‌توانند به شکاف‌های عمیق اجتماعی وانحطاط جامعه ایرانی منجر شوند.

*«دراین مقاله تلاش خواهیم کرد با نگاهی واقع‌بینانه، این تحولات کنونی منفی را بررسی کرده و راه‌هایی برای بازسازی آرامش و انسجام اجتماعی ارائه دهیم امیدوارم که با توجه به سبک و سیاق حرکت جامعه خصوصا در بین جوانان و نوجوانان دهه های کنونی ایران اسلامی بتوانیم حق مطلب را ادا و از این معظلات فراگیر و در حال گسترش در جامعه و خانواده های ایرانی، با کمک مسئولان و متولیان امر فعال در این حوزه های زیستی، اجتماعی، فرهنگی جلوگیری جدی بعمل آورد در غیر اینصورت اگر این وضعیت به همین منوال پیش برود در چند سال آینده چیزی به عنوان خانواده اصیل ایرانی درکار نخواهد بود و بالطبع کشور ایران نیز در زمینه های فرهنگی، اجتماعی دچار مشکلات و دگرگونی های غیر قابل جبرانی خواهد شد پس تا کار از کار نگذشته باید این معظلات و ذائقه های منفی و تحمیل شده غربی در میان نسل جوان و خانواده ها را درمان ریشه ای کرد.»*

«از خانواده تا ناکجا آباد؛ روایت یک تغییر فرهنگی نگران‌کننده»

⬅️ “در متن زندگی امروز، تغییر سبک زندگی شهری وروستایی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد. مصرف‌گرایی جای ساده‌زیستی را گرفته، شبکه‌های اجتماعی جای گفت‌وگوهای خانوادگی را پر کرده، و فردگرایی بر جمع‌گرایی سایه انداخته است. در کنار این تحولات، پدیده‌ای تازه و قابل تأمل نیز به چشم می‌خورد: تهاجم فرهنگی سگ‌گردانی و حیوان‌پروری افراطی، آنچه زمانی در فرهنگ ایرانی جایگاهی نداشت یا اگر داشت بسیار محدود و مشخص بود، امروز به یک سبک زندگی خطرناک تبدیل شده است. جوانانی که حیوانات خانگی را در خودروهای لوکس با خود حمل می‌کنند، سالمندان غرب زده ای که به‌جای فرزند، سگ یا گربه را نوازش و پرورش می‌دهند، و خانواده‌هایی که هزینه‌های میلیونی و سرسام‌آور برای نگهداری حیوانات می‌پردازند، وبیشتر از بودن در کنار شریک زندگی خود در کنار سگ وگربه خانگیشان هستند، همه نشانه‌هایی از تغییر ذائقه فرهنگی و جابه‌جایی اولویت‌هاست.ذائقه ای که دشمنان و غرب خوب به آن پی برده و با این حرکت اصالت خانواده و بنیان خانودگی اصیل ایرانی را هدف قرار داده اند ومی توان گفت در رواج این سبک زندگی خصوصا در بین جوانان ایرانی موفق هم بوده اند.
این پدیده، اگرچه در ظاهر نشانه محبت و توجه است، اما در عمق، گاهی جایگزینی برای خلأ عاطفی، تنهایی، یا گسست روابط خانوادگی شده است.

در کنار این تغییرات، تحول در روابط عاطفی و ازدواج نیز یکی از مهم‌ترین نشانه‌های دوران جدید است. معیارهای انتخاب همسر تغییر کرده، انتظارات نسل جدید از زندگی مشترک متفاوت شده، و الگوهای سنتی ازدواج جای خود را به روابط سریع، هیجانی و کم‌عمق داده‌اند. این تغییرات، اگرچه در ظاهر نشانه آزادی و انتخاب بیشتر است، اما در عمل گاهی به افزایش تنهایی، بی‌ثباتی عاطفی و کاهش مسئولیت‌پذیری منجر می‌شود. خانواده‌ای که بر پایه احساسات زودگذر شکل بگیرد، در برابر بحران‌ها تاب نمی‌آورد و همین امر، چرخه‌ای از نارضایتی و گسست اجتماعی ایجاد می‌کند و آمار طلاقهای جامعه ایرانی را که در زمانهای گذشته صد به یک بود ویا تنها در فوت یکی از زوجین باطل می شد به شدت بالا برده که طبق آمار اعلامی سرشماری های معتبر داخلی اینک از هر ۱۰ ازدواج ثبت شده ۸ ازدواج به طلاق کشیده میشود .
در همین راستا، تغییر نقش‌ها و مسئولیت‌های خانوادگی نیز موضوعی جدی است. اقتدار پدرانه و مادری، که زمانی بر پایه احترام و تجربه بود، اکنون زیر فشار رسانه‌ها و الگوهای غربی برنامه ریزی شده برای جامعه اصیل و یکدست ایرانی، تضعیف شده است.

احساسات بر منطق غلبه کرده و تصمیم‌های مهم زندگی، گاه بر اساس هیجان‌های لحظه‌ای گرفته می‌شود. نوجوانان و جوانان، بدون داشتن الگوهای پایدار، در برابر کوچک‌ترین ناملایمات اجتماعی واکنش‌های تند و هیجانی نشان می‌دهند؛ واکنش‌هایی که در سال‌های اخیر در قالب موج‌های اعتراضی و رفتارهای پرخطر دیده شده است. و در هر اعتراض صنفی یا معیشتی، اقتصادی، در خیابانهای کشور عزیزمان ایران،در دهه های اخیر، دختران و پسران جوان دهه هشتادی و نودی پای ثابت آن بوده اند بدون اینکه درک درستی از آن اعتراض داشته باشند. باز این وضعیت نابسامان اشفتگی اخلاقی وبلاتکلیفی ذهنی و تربیتی همراه با پدیده‌هایی مانند حیوان‌پروری افراطی، همراه می شود و نشان می‌دهد که بخشی از جامعه در حال تجربه نوعی جابجایی عاطفی است؛ یعنی انتقال محبت، مسئولیت و توجه از خانواده و فرزند به عناصر جایگزین مثل سگ و گربه و دیگر حیوانات.

«بحران عاطفه در ایران معاصر؛ وقتی سبک زندگی اینترنتی جای هویت اصیل واسلامی ایرانی را می گیرد»

این تحولات، مشکلاتی را پدید آورده که نمی‌توان از آن چشم پوشید:
ومی توان به کاهش شدید ولا علاج انسجام خانواده، افزایش اضطراب نسل نوجوان، بی‌ثباتی روابط عاطفی، تضعیف هویت فرهنگی، رشد رفتارهای هیجانی، و تغییر اولویت‌های عاطفی و اقتصادی خانواده‌ها. اما این مشکلات پایان راه نیستند؛ بلکه نشانه‌هایی هستند که ما را به فکر وادار می‌کنند تا راهی برای بازسازی آرامش و تعادل بیابیم.

“راهکار:
راهکارها، برخلاف تصور، پیچیده نیستند. نخستین گام، بازگشت به گفت‌وگو است؛ گفت‌وگوی واقعی، نه پیام‌رسانی و نه کامنت‌گذاری. خانواده باید دوباره به مرکز تربیت، محبت و انتقال تجربه تبدیل شود واین وظیفه رسانه های ملی و جراید دلسوز وکار کردن فرهنگستان ایرانی بر روی این موضوع است .
دومین گام، تقویت سواد رسانه‌ای است؛ نوجوانی که قدرت تشخیص دارد، اسیر موج‌های هیجانی نمی‌شود باید با دلیل و برهان و برنامه های آموزشی و جذاب فکر و ذهن ابتدا کودکان و بعد مرحله بالاتر نوجوانان و جوانان را در گیر کرد.
سومین گام، احیای ارزش‌های اصیل ایرانی و اسلامی است؛ باید با بزرگنمایی ارزش‌هایی چون غیرت ایرانی،شهادت پروری،جنگجویی،دلاوری، شهامت مخصوص ایرانیان البته نه با تحمیل، بلکه با رفتار و الگو بودن به نسل z یا همان نسل جوان منتقل کرد.
چهارمین گام، تعادل میان سنت و مدرنیته است؛ نه بازگشت کامل به گذشته خوب است و نه رها شدن در جریان بی‌هویت امروز و غرق در تبلیغات منفی این روزها دشمنان جامعه اصیل ایرانی اسلامی . و در نهایت، باید مرز میان محبت و افراط را شناخت؛ محبت به حیوانات ارزشمند است، اما جایگزین خانواده، فرزند، مسئولیت اجتماعی و هویت فرهنگی نمی‌شود.

در پایان، این دوران گذار هرچند نگران‌کننده است، اما می‌تواند فرصتی برای بازسازی جامعه نیز باشد. اگر خانواده دوباره جایگاه خود را بیابد، اگر نسل جدید با هویت، عقلانیت و محبت تربیت شود، و اگر جامعه بتواند میان احساس و منطق تعادل برقرار کند، آنگاه این تحولات به نقطه‌ای روشن خواهد رسید. پیروزی جامعه اسلامی بر کفر، تنها در میدان نبرد نیست؛ در میدان فرهنگ، اخلاق، تربیت و هویت نیز معنا پیدا می‌کند. هر خانواده‌ای که فرزندی با ایمان، عقلانیت و مسئولیت‌پذیری تربیت کند، سنگری از سنگرهای پیروزی را بنا کرده است. آینده از آنِ کسانی است که تغییر را می‌فهمند، مدیریت می‌کنند و به سمت خیر هدایت می‌نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *