ضرورت بازگشت به ادب در گفتار رسانه‌ای

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49413

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ، ۱۴۰۵

ضرورت بازگشت به ادب در گفتار رسانه‌ای

وقتی واژه‌ها زخم کهنه می‌زنند؛

ضرورت بازگشت به ادب در گفتار رسانه‌ای

در روزگاری که سرعت انتشار خبر از سرعت اندیشیدن پیشی گرفته و واژه‌ها بی‌درنگ از ذهن به صفحه و از صفحه به افکارعمومی می‌رسند،بیش ازهرزمان دیگری نیازمند مکث،تأمل ومسولیت پذیری هستیم. رسانه، اگرچه میدان بیان و آگاهی است،امازمانی که زبان به بی‌حرمتی، توهین و بددهنی آلوده شود، از رسالت اصلی خود فاصله می‌گیرد وبه جای روشنگری،زخمی براعتماد عمومی بر جا می‌گذارد.

توهین وبدزبانی، هرگزنشانه قدرت نیست؛ بلکه اغلب پرده‌ای است بر ناتوانی در گفت‌وگوی سالم، کم‌حوصلگی در شنیدن نظر مخالف و ناتوانی در مدیریت خشم و اختلاف.
انسانی که برای دفاع از دیدگاه خود به حرمت‌شکنی پناه می‌برد در حقیقت بیش از آن‌که بر دیگری بتازد، از ضعف درونی خویش پرده برمی‌دارد. در چنین فضایی، واژه‌ها دیگر ابزار تفاهم نیستند؛ به ابزاری برنده بدل می‌شوند که هم گوینده را آزار می‌دهد و هم شنونده را.
این مسئله در جامعه رسانه‌ای اهمیتی دوچندان دارد. خبرنگار تنها رساننده خبر نیست؛ او حامل اعتماد مردم است.
قلم او باید به حرمت آگاهی، صداقت و انصاف آراسته باشد.از همین رو خبرنگاری که شأن حرفه خودرامی‌شناسد هرگز اجازه نمی‌دهد کلماتش به ابزار تحقیر و تخریب تبدیل شوند.در کنار کسانی که در هیاهوی رقابت و فشارهای کاری، گاه ازمرز ادب عبور می‌کنند، خبرنگاران متعهد، شریف و مسئولیت‌شناس نیز حضور دارند؛ زنانی و مردانی که با زبان محترمانه، نگاه منصفانه و رفتاری حرفه‌ای، شأن رسانه را حفظ می‌کنند و نشان می‌دهند که می‌توان منتقد بود،اما بی‌ادب نبود؛ می‌توان تند پرسید، اما بی‌حرمتی نکرد؛ می‌توان حقیقت را گفت، اما کرامت انسان را نگه داشت.
ریشه‌های این نابسامانی را باید در چند ساحت جست‌وجو کرد:
درتربیت نادرست، در ضعف فرهنگ گفت و گو،درکمبود مهارت‌های ارتباطی و در فضای مجازی‌ای که گاه به افراداین توهم را می‌دهد که می‌توان بدون هزینه، هر سخنی را بر زبان آورد.
از سوی دیگر، فشارهای روانی، ناکامی‌های فردی ورقابت‌های ناسالم نیزمی‌توانند آتش این رفتاررا شعله‌ورترکنند.بااین حال هیچ یک از این عوامل توجیهی برای عبور از مرز احترام نیست.

راه اصلاح از بازسازی فرهنگ گفت‌وگو آغاز می‌شود. باید از خانه و مدرسه تا دانشگاه و رسانه، دوباره به انسان‌ها آموخت که مخالفت دشمنی نیست و نقد الزاماً به معنای تحقیر نیست.
بایدمهارت شنیدن، فهمیدن و پاسخ دادن را تقویت کرد. بایدآموخت که درجهان امروزشأن واژه‌ها کمتر از شأن انسان‌ها نیست.هرجمله‌ای که برزبان می‌آید،می‌تواندیا پلی برای تفاهم بسازد یا دیواری برای جدایی.
رسانه نیز در این میان مسئولیتی سنگین دارد. رسانه‌ای که به اخلاق پایبند باشد،نه تنها از انتشار ادبیات توهین‌ آمیز پرهیز می‌کند بلکه با الگوسازی از خبرنگاران مؤدب، متعهد و اخلاق‌مدار،می‌تواند فرهنگ عمومی را نیز ارتقادهد. جامعه به الگو نیاز دارد؛ به خبرنگاری که با صلابت می‌پرسد اما حرمت را نمی‌شکند، با شجاعت می‌نویسد اما کرامت را قربانی نمی‌کند، و با دلسوزی نقد می‌کند اما از مسیر انصاف خارج نمی‌شود.

در نهایت شاید مهم‌ترین درس این باشد که جامعه‌ای سالم‌ترخواهدبود اگرآدم‌ها پیش ازسخن گفتن اندکی بیشتر بیندیشند؛ پیش از نقد کردن، اندکی بیشتر بفهمند؛و پیش ازقضاوت، اندکی بیشتر همدل باشند.
درچنین فضایی واژه‌ها دیگرزخمی نخواهند شد،بلکه به مرهمی برای فهم متقابل تبدیل می‌شوند.

آری کاش به جای توهین، بیشتر همدیگر را می‌فهمیدیم؛ کاش به جای تحقیر، بیشتر احترام می‌گذاشتیم؛
و کاش رسانه آینه‌ای می‌بود ازنجابت قلم‌ها،نه میدان تاخت‌وتازکلماتِ بی‌ ادبانه.

🖋عبدالحمید گل‌افشان

خردادماه ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *