رامین هامدپور: سرمایه اجتماعی محبوبیت ورزشکاران را تشدید میکند
مسئولیت اجتماعی باید در ساختارهای رسمی ورزش نهادینه شود
یک فعال ورزشی در استان خوزستان با بیان اینکه مسئولیت اجتماعی قلب مأموریت ورزش است و ورزشکاران در تولید و تقویت سرمایه اجتماعی نقش مهمی دارند، گفت: یکی از عوامل بنیادی برای بقای هر جامعه، مسئولیتپذیری اجتماعی است. همه افراد، سازمانها و اصناف، علاوه بر تکالیف مرتبط با حوزه تخصصی خود، وظایفی نیز در قبال جامعه بر عهده دارند که توجه به آنها میتواند به حل بسیاری از مسائل اجتماعی و نیز حفظ و تقویت همبستگی اجتماعی منجر شود و در این میان، مسئولیت اجتماعی ورزشکاران بهعنوان یکی از اقشار مهم و اثرگذار جامعه، از اهمیت ویژهای برخوردار است و مسئولیتی که بر پایه نفوذ و شهرت آنان شکل میگیرد و این امکان را فراهم میسازد تا تأثیری مثبت بر جامعه بگذارند و به این معنا که ورزشکاران، علاوه بر حضور در میدانهای رقابتی، میتوانند در ترویج ارزشهای اخلاقی، حمایت از فعالیتهای خیریه و ارتقای وضعیت فرهنگی جامعه نیز نقشآفرینی کنند.
رامین هامد پور اظهار داشت: مسئولیت اجتماعی در ورزش رویکردی چندسطحی، داوطلبانه و اخلاقمحور است که در آن همه بازیگران حوزه ورزش -از ورزشکاران و باشگاهها گرفته تا لیگها، فدراسیونها، حامیان مالی، رسانهها و تماشاگران- فراتر از اهداف مالی و الزامات قانونی عمل میکنند و هدف این رویکرد آن است که از ظرفیتهای ویژه ورزش برای بهبود جامعه استفاده شود؛ از جمله ارتقای سلامت عمومی، افزایش عدالت اجتماعی، تقویت پایداری محیطزیست و کمک به توسعه جوامع محلی و جهانی. به بیان سادهتر، مسئولیت اجتماعی یعنی استفاده از نفوذ و امکانات ورزش برای ایجاد اثر مثبت در جامعه. برابری جنسیتی، مقابله با تبعیض، ترویج سبک زندگی سالم و فعال، حمایت از گروههای آسیبپذیر، استفاده درست از منابع، رعایت بازی جوانمردانه، مقابله با فساد در ورزش و کمک به حل مسائل اجتماعی، از نمونههای مهم این مسئولیت هستند.
در این میان، نکته اساسی این است که مسئولیت اجتماعی نباید فقط یک برنامه جانبی باشد، بلکه باید در قلب مأموریت، تصمیمگیری و ارزیابی عملکرد نهادهای ورزشی قرار گیرد.
وی تاکید کرد: در جامعهشناسی ورزش نمیتوان کنش فردی ورزشکار و ساختارهای نهادی را کاملاً از هم جدا کرد و مسئولیت اجتماعی ورزشکاران را باید در پیوند میان این دو سطح فهمید.از یک سو، این مسئولیت میتواند نوعی کنش آگاهانه و هدفمند باشد. برای مثال، ورزشکاری که بر اساس باور شخصی خود نسبت به عدالت، علیه تبعیض موضع میگیرد، کنشی مبتنی بر ارزش انجام میدهد. همچنین ورزشکاری که از فعالیت اجتماعی برای افزایش اعتبار یا جذب حمایتهای مالی استفاده میکند، در واقع کنشی هدفمند و معطوف به منافع نمادین انجام داده است. در نتیجه، این کنشها همیشه با نوعی محاسبه از هزینهها و منافع اجتماعی و نمادین همراه هستند.از طرف دیگر، مجموعههای ورزشی مانند باشگاهها، لیگها، فدراسیونها و حامیان مالی نیز با استفاده از فشارهای هنجاری، تقلیدی، ورزشکاران را به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی سوق میدهند. به همین دلیل در سطح حرفهای، مسئولیت اجتماعی تا حدی به یک الگوی نهادی و همسان تبدیل میشود.
فعال رسانه ای خوزستان افزود: ورزشکار حرفهای، تا حدی و در شرایطی مشخص، میتواند نقشی فراتر از میدان ورزش ایفا کند. این موضوع چند دلیل دارد.نخست آنکه ورزشکاران به دلیل شهرت، اعتماد عمومی و دسترسی گسترده به رسانهها، از سرمایه اجتماعی قابل توجهی برخوردارند. بیتوجهی به این ظرفیت، نوعی از دست رفتن فرصت اجتماعی تلقی میشود. دوم آنکه جامعه، بویژه نسل جوان، از چهرههای ورزشی انتظار دارد در برابر مسائل مهمی مانند سلامت، محیطزیست یا عدالت اجتماعی بیتفاوت نباشند. در این معنا، سکوت نیز خود نوعی موضعگیری اجتماعی تلقی میشود. سوم آنکه تجربه تاریخی ورزش نشان داده است که ورود آگاهانه و مسئولانه ورزشکاران به مسائل اجتماعی، در بسیاری موارد نهتنها به آسیب ورزشی منجر نشده، بلکه محبوبیت آنان را نیز افزایش داده است؛ نمونههایی مانند جهانپهلوان تختی گواه این امر است. ورزشکاران، همانطور که پیشتر اشاره شد، در تولید و تقویت سرمایه اجتماعی نقش مهمی دارند. انسجام اجتماعی نیز یکی از جلوههای همین سرمایه اجتماعی است. در شرایطی که چالشهای طولانیمدت، سرمایه و پیوندهای اجتماعی را تضعیف کردهاند، ورزشکاران میتوانند نقش مؤثری در بازسازی آن ایفا کنند.ورزشکاران محبوب، بهواسطه جایگاه نمادین خود، میتوانند به عنوان نمایندگان یک هویت مشترک عمل کنند و گروههای مختلف اجتماعی، حتی گروههای منتقد را حول ارزشهای مشترک گرد هم آورند.
هامدپور در پاسخ به این سوال آیا رسانهها چگونه تصویر ورزشکار مسئول اجتماعی را میسازند؟ گفت: رسانهها از میان
هزاران اقدام اجتماعی ورزشکاران، فقط تعداد محدودی را انتخاب و برجسته میکنند و آنها را به «رویداد رسانهای» تبدیل میسازند. معیارهای این انتخاب معمولاً شامل شهرت ورزشکار، دراماتیک بودن اقدام (مثل نجات یک فرد)، ارزش خبری و همخوانی با گفتمان غالب رسانه (مانند مبارزه با نژادپرستی یا تغییرات اقلیمی) است.رسانهها با استفاده از ابزارهای داستانسرایی، موسیقی و تصاویر احساسی، یک عمل ساده را به روایتی حماسی تبدیل میکنند. در نتیجه، ورزشکار از یک فرد عادی به چهرهای نیمهاسطورهای تبدیل میشود که هم قهرمان میدان ورزش است و هم قهرمان عرصه زندگی.تکرار این روایت در قالبهایی مانند مستند، مصاحبه و گزارشهای ویژه باعث تثبیت این تصویر در ذهن مخاطب میشود. وقتی یک رسانه معتبر یا روزنامه پرنفوذ، ورزشکاری را به عنوان الگوی اخلاقی یا سفیر مسئولیت اجتماعی معرفی میکند، این تأیید نهادی سرمایه نمادین او را افزایش میدهد. در این فرآیند، رسانهها نقش «دروازهبان مشروعیت» را دارند و تعیین میکنند چه کسی شایسته عنوان ورزشکار مسئول است و چه کسی نیست. همچنین رسانهها اغلب میان ورزشکار، برندهای تجاری و نهادهای خیریه ارتباط برقرار میکنند.
وی تاکید کرد: رسانهها میتوانند نقش مهمی در شفافسازی و ترویج مسئولیت اجتماعی داشته باشند. در بهترین حالت، آنها تصویر «ورزشکار مسئول» را تقویت میکنند.اما اگر این تصویر بیش از حد تجاری و کالایی شود، نتیجه برعکس خواهد بود؛ نه تنها سرمایه نمادین واقعی تولید نمیشود، بلکه به مرور اعتماد عمومی نسبت به فعالیتهای اجتماعی ورزشکاران نیز کاهش مییابد و به همین دلیل، مدیریت تصویر باید در خدمت واقعیت و اثر اجتماعی باشد، نه اینکه خود واقعیت را تحت تأثیر ساخت تصویر رسانهای قرار دهد. وقتی رسانهها فعالیتهای اجتماعی یک ورزشکار محبوب را پوشش میدهند، نوعی فراخوان غیرمستقیم برای همذاتپنداری ایجاد میشود. مخاطب با خود میگوید اگر او که قهرمان من است میتواند به فکر دیگران باشد، من هم میتوانم. این فرآیند احساس تعلق به یک اجتماع اخلاقی را تقویت میکند.همچنین تکرار پیامهای نوعدوستانه در رسانهها به تدریج نگاه مخاطب به جهان اجتماعی را تغییر میدهد. اگر مردم به طور مداوم ببینند که ورزشکاران به فقرا، بیماران یا محیطزیست کمک میکنند، این باور در آنها شکل میگیرد که جامعهای که در آن زندگی میکنند، جامعهای است که افراد موفق به دیگران اهمیت میدهند. چنین باوری میتواند زمینهساز افزایش همکاریهای جمعی گستردهتر شود.




