خادم النخیل در ویژه برنامه صدای خبر جهان اخبار: امروز در خوزستان جنگ تمام نشده، فقط شکل آن عوض شده؛ از نابودی نخلستانها تا فروپاشی اقتصاد بومی

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

کد خبر: 49402

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ، ۱۴۰۵

خادم النخیل در ویژه برنامه صدای خبر جهان اخبار: امروز در خوزستان جنگ تمام نشده، فقط شکل آن عوض شده؛ از نابودی نخلستانها تا فروپاشی اقتصاد بومی

به گزارش مهدی محمدزاده، خبرنگار روزنامه جهان اخبار در گفتوگوی ویژه «صدای خبر» مجموعه خبری جهان اخبار، جناب آقای مسعود کنعانی (خادم النخیل) فعال برجسته محیط زیست، در اظهاراتی بیسابقه و تفصیلی، تصویری مستند، هشداردهنده و عمیقاً انتقادی از وضعیت اسفبار محیط زیست، اقتصاد بومی و معیشت انسانی در استان خوزستان ارائه داد. کنعانی که سالهاست در خط مقدم دفاع از زیستبومهای فرسایشیافته جنوب غرب ایران فعالیت میکند، در این گفتوگو، پرده از یک حقیقت تلخ برداشت: خوزستان نه با یک بحران، بلکه با شبکه بههمتنیدهای از بحرانهای مزمن، تاریخساز و خودساخته دست و پنجه نرم میکند. بحرانهایی که ریشه در عدم تعادل میان توسعه صنعتی و الزامات حفظ محیط زیست، بیتوجهی مزمن به مطالعات بومی، و فراموشی کامل «مسئولیت اجتماعی» در قبال مردمانی دارد که هزاران سال در این سرزمین، میراثدار تمدن و طبیعت بودهاند.

کنعانی در ابتدای این گفتوگوی بلند، با لحنی آموزنده اما توأم با نگرانی عمیق، به بازتعریف جایگاه محیط زیست در سلسلهمراتب نیازهای انسانی پرداخت و گفت: «تا کمی گذرا سعی می کنم عرض کنم که محیط زیست اول چیست و چالش های ما در خوزستان در حوزه ی محیط زیست چگونه تعریف می شوند. انسان از وقتی که زاده می شود، از همان دم اول، در چالش با محیط پیرامونی خودش است. او با تهدیدها و خطرها رو به روست و این تهدیدها و خطرها، حیات او را در واقع تهدید می کنند و او ناگزیر است که خودش را برای مقابله با این تهدیدها آماده کند. جانداران دیگر هم همین وضعیت را دارند؛ گیاهان، جانوران و همه موجودات زنده این وضعیت را دارند.» او بلافاصله با ارجاع به نظم ذاتی جهان آفرینش، تأکید کرد: «برای همین خداوند یک نظمی ایجاد کرده در جهان آفرینش و آن چرخه ی زیستی است. این چرخه که بسیار منظم هم هست، تنها زمانی به کار خود ادامه می دهد که ما متوازن حرکت بکنیم.» این عبارت کلیدی «حرکت متوازن» بعدها بارها توسط او تکرار شد و به محور اصلی نقدهای تندش علیه سیاستهای توسعه در خوزستان تبدیل گردید.

این فعال محیط زیست سپس نقطه عطف فروپاشی این تعادل تاریخی را به دقت و با استناد به شواهد عینی، عصر استخراج صنعتی نفت در خوزستان معرفی کرد و گفت: «از وقتی که نفت در خوزستان استخراج شد و شرکت های نفتی، پالایشگاه ها، پتروشیمی ها در خوزستان، صنایع دیگر مثل فولاد و خیلی از صنایع دیگر متولد شدند، انسان خوزستانی و محیط زیست خوزستانی، انباره در معرض این تهدیدها بوده است.» او این تهدیدها را نه تهدیدهایی ساده و گذرا، بلکه تهدیدهایی مزمن و ساختاری توصیف کرد که لایههای مختلف زندگی را درگیر کرده است. اما نکته تکاندهندهتر در ادامه صحبتهای کنعانی، اضافه شدن سه لایه جنگی بر روی این معادله پیچیده بود. او با اشاره به تاریخ پرتنش این خطه گفت: «در کنار این، ما در خوزستان سه جنگ واقعاً سخت را تجربه کردیم. اول جنگ تحمیلی هشت ساله را که با تلفات زیاد و آسیب های زیاد، به ویژه برای خوزستان بود. و اخیراً هم جنگ دوازده روزه و جنگ چهل روزه و جنگ رمضان را پشت سر گذاشتیم که این ها، انسان خوزستانی و محیط زیست خوزستانی را مستقیماً مورد هدف قرار دادند.» اما به گفته کنعانی، پایان جنگ تحمیلی پایان مصائب نبود، بلکه سرآغاز فاجعهای دیگر به نام «بازسازی ناقص و سیاستهای انتقال توسعه» بود.

کنعانی با نافذترین لحن انتقادی خود در این بخش از صحبتها، از فرصتسوزی تاریخی پس از پایان جنگ تحمیلی پرده برداشت و گفت: «در کنار این جنگ ها و بعد از جنگ تحمیلی اول و برای اینکه مسئولین دولت وقت، سیاست های بازسازی و توسعه ای را عمیق و عمیق تر شد. یعنی زمانی که باید بازسازی صورت می گرفت از جنگ، زمانی که باید انسان خسته ی خوزستانی و انسان غم زده ی خوزستانی که هشت سال در جنگ خانمان سوزی درگیر بود، این انسان می خواست دوباره رنگ زندگی رو ببیند، متاسفانه سیاست های انتقال و تمرکز توسعه در غربال مرکزی ایران و انتقال های آب و نگاه امنیتی یا نگاه تراماتور (تراماتور: اشاره به نگاه مقطعی و غیرتخصصی) برنامه ریزان و برنامه سازان برای استمرار توسعه در خوزستان، باعث شد که ما شاهد ابتدا نابودی زیستگاه های جانوری و زیستگاه های گیاهی بشیم.» او با ذکر آماری که تلخی ماجرا را دوچندان می کند، ادامه داد: «میلیون ها نفر نخل رو از دست دادیم. ویژه در اروند، در چوبه، در منیوحی، در شادگان و نقاط دیگر، اصلاً میلیون ها نفر نخل از بین رفت. تالاب های ما خشک شد.»

این خادم النخیل (خدمتگزار نخلها) که نام و کارنامهاش گواه دغدغه دیرینهاش برای احیای نخلستانهای خوزستان است، با اشاره به پیامدهای زنجیرهای این نابودی گسترده، توضیح داد: «متاسفانه وقتی که این تکانه و لرزه ی شدید به محیط زیست ما وارد شد، خب اشتغال بومی، اقتصاد بومی و سنتی که هزاران سال این مردم در این نقطه با آن امرار معاش می کردند، این اقتصاد آسیب دید.» او توصیف کرد که چگونه یک جامعه خودکفا و مبتنی بر منابع طبیعی، ظرف چند دهه به جامعهای وابسته و فقیر تبدیل شد: «هزاران هزار بیکار به جامعه ی خوزستانی اضافه شد. مراتع ما از بین رفت و این نابودی مراتع باعث شد که دامداری و دامپروری آسیب ببیند. و رشد فزاینده ی بیکاری ها، آسیب های اجتماعی رو شکل داد. آسیب های متعدد اجتماعی و فرهنگی در لایه های مختلف اجتماعی، دلایل کاملاً زیست محیطی داشتند.» این جمله کنعانی، یکی از مهمترین ابداعات نظری او در این گفتوگو بود: پیوند مستقیم میان بحران محیط زیست و بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی.

کنعانی در ادامه با تأکید بر تجربه بیست ساله خود در عرصه محیط زیست و رسانه، این نظریه را بسط داد و گفت: «بنده در طول این بیست سالی که در حوزه ی محیط زیست فعالیت دارم و حتی رسانه، همواره در خیلی از مصاحبه ها، نشست ها، جلسات و سخنرانی ها این رو عرض کردم که مشکلات خوزستان، معضلات خوزستان و حتی بحران های خوزستان، شروعی زیست محیطی دارند. غالباً مشکلات زیست محیطی هستند که در ادامه تبدیل می شوند به چالش های اجتماعی و حتی گاهی سیاسی و امنیتی.» او با ذکر چند مثال عینی از این تحولات، نشان داد که چگونه آلودگی هوا و آب، خشکسالی و بیکاری ناشی از تخریب زیستبوم، به بستری برای نارضایتیهای گسترده و تنشهای منطقهای تبدیل شده است. به همین دلیل، او اصرار کرد: «به همین دلیل اصرار و تاکید من به عنوان یک دغدغه مند محیط زیست این است که ما باید اولاً آسیب شناسی کنیم، ریشه یابی بکنیم و برای محیط زیست یک جایگاه شایسته و بایسته خودش را در نظر بگیریم.» او مخاطبان خود را به طیف وسیعی از جامعه معرفی کرد: «ما که عرض می کنم یعنی مجموعه ی انسان های درگیر با این زیست بوم؛ هم شهروندان، هم ما شهروندان عادی، هم کنشگران، مطالبه گران، اهالی رسانه، و البته مسئولین و مدیران، برنامه ریزان، تصمیم سازان، برنامه ریزان، همه ی اینها، دانشگاهیان، اهالی تریبون، صاحبان تریبون، علما و روحانیت.» به عبارت دیگر، کنعانی خواستار یک بسیج همگانی برای تغییر نگاه به مقوله محیط زیست شد و این تغییر نگاه را پیششرط هر راهکار عملی دانست.

به گفته کنعانی، پس از شکلگیری این «گفتمان والد» یا گفتمان مادر درباره تقدم محیط زیست، آنگاه می توان به سراغ راهکارها رفت. او تأکید کرد: «وقتی دغدغه، وقتی این نگرانی ایجاد شد و همه این رو دریافتیم که محیط زیست خوزستان، محیط زیستی بسیار شکننده است که هر لحظه می تونه یک بحران ایجاد بکنه، آنگاه با توجه به این نگاه و این نگرانی، به دنبال راهکار خواهیم بود و راهکارهای حفاظت از محیط زیست، ما رو به سمت و سوی توسعه ی پایدار خواهد کشوند.» اما او بلافاصله به یک واقعیت انکارناپذیر اجتماعی در خوزستان اشاره کرد و آن «موزاییکی بودن» جامعه خوزستان بود: «همه ی ما می دونیم خوزستان یک استان موزاییکی است. یعنی جامعه ی خوزستانی جامعه ای متکثر و متنوع از اقوام و نژادهای مختلف است و این مردم به حکم تاریخ و به جبر جغرافیا، هزاران سال در کنار هم زیست کرده اند. برای توسعه ی پایدار این جوامع انسانی، باید با نگاه منافع متقابل و متبادل، با نگاه احترام به یک دیگر، یک هم زیستی مسالمت آمیز، معنا دار و توسعه محور رو داشته باشن.» به عبارت دیگر، کنعانی هشدار داد که هرگونه توسعه بدون در نظر گرفتن منافع همه اقوام و گروههای خوزستان، محکوم به شکست است.

نکته بسیار مهمی که کنعانی در ادامه به آن پرداخت، نقد «مسئولیت اجتماعی صنایع» و نحوه تعامل صنایع بزرگ با جوامع محلی بود. او گفت: «همه به فکر توسعه ای باشن که این توسعه پایدار و متوازن باشه. به محیط زیست همدیگر نباید آسیب بزنیم. اگر قراره صنعتی ایجاد بشه و این صنعت با نگاه ملی ایجاد شده، اگر پروژه ای در خوزستان می خواهد اجرایی بشه، اگر کالایشگاهی، پتروشیمی یا سازه ای می خواد ساخته بشه، این سازه و این کارخانه و شرکت و تولیدی باید همزمان که به منافع ملی توجه می کنه، همزمان باید به منافع محلی و بومی و البته به زیست مردمان این خطه هم توجه کنه.» او از شکاف عمیق میان شعار و عمل در این زمینه ابراز تأسف کرد و گفت: «خیلی می شنویم که می گن مسئولیت های اجتماعی صنایع. اما مسئولیت های اجتماعی صنایع، حتی در قانون خودمون هم شفاف نیست. با اینکه قوانینی وضع شده و در مجلس ما در رابطه با مسئولیت های اجتماعی و در ردیف های بودجه مواردی رو می بینیم، اما خب تبصره هایی هم وجود داره که می بینیم نه در بحث مسئولیت های اجتماعی و نه در حوزه ی اعتبارات و عوارض آلایندگی، آن هدف قانون گذار تأمین نشده.»

کنعانی سپس صریحترین و انتقادیترین بخش صحبتهای خود را با خطاب قرار دادن نمایندگان مجلس، به ویژه نمایندگان خوزستان، مطرح کرد و گفت: «این نیازمند این است که نمایندگان مجلس در این حوزه وارد شوند. نمایندگان خوزستان باید به دنبال این باشند که قوانینی رو طرح بکنن و به تصویب مجلس برسونن که این قوانین، انسان خوزستانی و محیط زیست خوزستانی رو از گزند خطرات و تهدیدات توسعه ی ناپایدار و نامتوازن در امان بگذاره. من در طول این بیست سال اخیر که مطالعات زیادی در حوزه محیط زیست داشتم، ندیدم که نمایندگان به دنبال تصویب چنین طرحی باشند یا حتی تدوین آن. از نمایندگان خواستیم و البته از این تریبون، از صاحبان صنایع و شرکت ها و البته وزارت خانه ها و دولت محترم این رو انتظار داریم که مسئله ی پیوست محیط زیست، یک زنگ تفریح نباشه برای پروژه ها. اگر قراره پیوست محیط زیست داشته باشه یک پروژه ای یا شرکتی و اگر قرار باشه که توجیه زیست محیطی داشته باشه، این رو به عنوان یک اولویت و به عنوان یک اهمیت در نظر بگیرن.» این بخش از سخنان کنعانی، به صراحت، نمایندگان فعلی و پیشین خوزستان را به غفلت تاریخی متهم می کرد.

کنعانی برای روشنتر شدن نگرانی خود، از یک تمثیل زیبا و در عین حال هشداردهنده استفاده کرد: «توسعه ای که مبتنی بر رعایت حقوق بومیان و البته رعایت بدیهیات حفاظت از زیست بوم و زادبوم ها باشه، وگرنه آن توسعه به سرانجام نخواهد رسید. پرنده ی توسعه نیاز داره که یک بالش، بال مردم باشه و جوامع پیرامونی و جوامع محلی. اگر این جوامع رو تقویت نکنیم، به هیچ نتیجه ای نخواهیم رسید.» او با اشاره به جنگهای اخیر (منظور تنشهای سیاسی-نظامی منطقه) بر فشار مضاعفی که بر مردم خوزستان وارد شده صحه گذاشت و گفت: «ما اخیراً دو تا جنگ رو پشت سر گذاشتیم؛ یک جنگ دوازده روزه و یک جنگ رمضان. این ها بدون تردید بر انسان خوزستانی آثار خودش رو خواهد گذاشت. انسان خوزستانی، انسان خسته ای است؛ انسانیست که یک جنگ هشت ساله رو پشت سر گذاشته، بازسازی نشده، سیاست های ناقص دوران سازندگی و متاسفانه بعضی از کج اندیشی ها در سیاست گذاری ها که منجر شده به عقب ماندگی توسعه ای خوزستان.»

او از منظر جوامع محلی به ارزیابی عملکرد صنایع بزرگ پرداخت و گفت: «از نظر جوامع محلی یعنی تقویت جوامع محلی، ممکنه گفته بشه خب در سال های اخیر در خوزستان پتروشیمی ها ساخته شد یا صنعت نیشکر توسعه پیدا کرد یا مثلاً بگن که شرکت های نفتی توسعه پیدا کردن. اما اینجا برمی گردیم به همون نقطه ی اول که عرض کردم که این توسعه ها پایدار نبوده، متوازن نبوده. جوامع خوزستانی، تناسبی و نسبتی با رشدی که در آن توسعه های صنعتی دیدیم، کسب نکردند. یعنی رشد بیکاری، نرخ بیکاری در این جوامع، رشد فقر و آسیب پذیر شدن، آسیب پذیرتر شدن انسان خوزستانی و جوامع محلی خوزستانی و عدم توانمندسازی این جوامع، این ها باعث می شود که ما از یک توسعه نامتوازن صحبت بکنیم.» او هشدار داد که ادامه این روند عواقب جبرانناپذیری برای ثبات و آرامش استان خواهد داشت: «برای اینکه عواقب خیلی سر بسته عرض کنم، عواقب و عوارض توسعه ناپایدار گریبان ما رو نگیره و برای حفظ نظم و آرامش و البته پویایی و نشاط در جامعه ی خوزستانی، مسئولین محترم به ویژه شرکت ها و سازمان هایی که در خوزستان فعال هستند به این نکته توجه کنن که مسئولیت اجتماعی اون ها در قبال انسان خوزستانی فقط در حرف خلاصه نمی شه.»

کنعانی در نهاییترین و شفافترین بخش انتقاد خود، نحوه اجرای مسئولیتهای اجتماعی را نیز نشانه رفت و گفت: «مسئولیت های اجتماعی رو نباید بیایم به صورت لابی های تنگ و پستویی حل کنیم. این مسئله پستویی حل نمی شه. باید شفاف و علنی بشه. باید نیازسنجی بشه. باید ببینیم جوامع پیرامون مثلاً فلان صندوق یا جوامع پیرامون فلان پروژه از چه رنجی می برن، چه نیازی دارن. انسان خوزستانی، جوامع خوزستانی، آیا امروز اولویتشون زیرساخت های بهداشت و درمانه یا آموزش یا حوزه های دیگر؟ و بر اساس این اولویت ها، مسئولیت های اجتماعی رو توزیع کنیم. اگر قراره اعتبارات آلایندگی و عوارض آلایندگی تخصیص داده می شه، این نباشه که بعد از پنج سال مردم بپرسن چه شد و هیچ پاسخی دریافت نکنند. متاسفانه امروز شاهد این وضعیت هستیم.» او بار دیگر بر لزوم مطالبهگری مردم و رسانهها تأکید کرد و گفت که بدون فشار افکار عمومی، هیچ تغییری رخ نخواهد داد.

در بخش دیگری از این گفتوگوی مفصل، کنعانی با اشاره به تجربه زیسته خود در مناطق مختلف خوزستان، از جمله مناطق نخلنشین آبادان، خرمشهر، شادگان و هویزه، به تفکیک به تشریح آسیبهای وارد شده به هر منطقه پرداخت. او گفت: «در منطقه اروند، جایی که زمانی انبوه نخلستانها به صورت کمربند سبز حفاظتی و اقتصادی عمل می کردند، امروز فقط اسکلت های سوخته و خشکیده از نخل ها باقی مانده است. جنگ تحمیلی، بمباران شیمیایی و سپس سیاست های آبی غلط، سه ضربه مهلک به این نخلستان ها وارد کرد. اما متاسفانه بعد از جنگ، به جای احیای این میراث ملی، شاهد بودیم که زمین های نخلستان ها به پروژه های عمرانی و صنعتی واگذار شد و ریشه هزاران اصله نخل کهنسال از خاک درآمد.» او از تالاب بینالمللی شادگان به عنوان زخمی دیگر از این بحران نام برد و گفت: «تالاب شادگان که زمانی مامن میلیونها پرنده مهاجر و منبع معیشت صدها خانواده صیاد بود، امروز به کانون تولید ریزگرد تبدیل شده است. هر سال که خشکی این تالاب بیشتر می شود، بر شدت بیماری های تنفسی در شهرها و روستاهای اطراف افزوده می شود و بر تعداد خانواده های بی کار و فقیر نیز اضافه می شود. این یعنی ارتباط مستقیم خشکی تالاب با فقر و بیماری.»

کنعانی در ادامه به نقش رسانه ها در پوشش این بحران ها اشاره کرد و از جهان اخبار و رسانه های مستقل بابت پرداختن به این موضوعات قدردانی کرد، اما هشدار داد که پوشش مقطعی کافی نیست و نیاز به یک کمپین دائمی برای یادآوری این فجایع به مسئولان وجود دارد. او گفت: «رسانه ها باید هر روز نام تالاب های خشک شده، نخل های از بین رفته و بیماران ریوی خوزستان را زنده نگه دارند. تا زمانی که این آمارها در پاورقی خبرها قرار دارند، هیچ مدیری احساس تعهد عملی نخواهد کرد. ما نیازمند یک نهضت رسانه ای برای مطالبه حقوق زیست محیطی خوزستان هستیم. جایی که جان مردم در خطر است، خبرنگاری هم جهادی مقدس است.» او از همکاران رسانه ای خود خواست که با دقت و ظرافت، اما با قاطعیت، به مستندسازی این فجایع ادامه دهند و به هیچ وجه تحت تاثیر فشارهای صنایع بزرگ یا مدیران محلی قرار نگیرند.

یکی از نکات جذاب و مغفول مانده صحبت های کنعانی، اشاره او به پتانسیل های عظیم گردشگری طبیعی خوزستان بود که به خاطر بحران های زیست محیطی از بین رفته است. او گفت: «آیا می دانید که خوزستان زمانی یکی از مقاصد اصلی گردشگری طبیعی ایران بود؟ نخلستان های آبادان، تالاب های شادگان و هورالعظیم، رودخانه های پرآب کارون و دز، همه و همه می توانستند منبع درآمدی پایدار و پاک برای مردم این خطه باشند. اما امروز، به خاطر آلودگی صنایع، خشکی تالاب ها و نابودی جنگل ها، نه تنها گردشگری طبیعی از بین رفته، بلکه حتی خود مردم بومی هم ترجیح می دهند از این استان مهاجرت کنند.» او با ذکر آمار غیررسمی از مهاجرت گسترده جوانان خوزستانی به استان های دیگر، این پدیده را «خونریزی جمعیتی» نامید و هشدار داد که اگر این روند ادامه یابد، خوزستان در آینده نه چندان دور با کمبود شدید نیروی کار ماهر و متخصص روبرو خواهد شد و این به معنای تضعیف پایه های توسعه استان است.

کنعانی در انتقادی دیگر به روند صدور مجوزهای صنعتی در خوزستان پرداخت و گفت: «متاسفانه شاهد هستیم که برخی از مجوزهای ایجاد صنایع آلاینده در حریم شهرها و روستاها صادر می شود. نزدیکی بیش از حد پتروشیمی ها به مناطق مسکونی ماهشهر و بندر امام، یک فاجعه برنامه ریزی شده است. هر روز که از کنار این مجتمع ها عبور می کنم، بوی گازها و ترکیبات شیمیایی را احساس می کنم که نه تنها برای انسان، بلکه برای هر موجود زنده ای کشنده است. سوال من این است: چرا استانداردهای بین المللی فاصله صنایع تا مناطق مسکونی در خوزستان رعایت نمی شود؟ چرا پیوست های زیست محیطی این صنایع، به جای اینکه توسط کارشناسان مستقل بررسی شود، توسط مشاوران وابسته به خود صنایع تایید می شود؟ این یعنی قاضی به نفع متهم رای می دهد.» او این روند را فساد سیستمی خواند و خواستار ورود قوه قضاییه به این موضوع شد.

این فعال محیط زیست در ادامه با اشاره به وضعیت اسفناک رودخانه های خوزستان، به ویژه رودخانه کارون، گفت: «کارون، این شریان حیاتی خوزستان، امروز به یک فاضلاب روباز تبدیل شده است. ورود پساب های صنعتی، فاضلاب های شهری و روان آب های کشاورزی مملو از کود و سموم، کارون را به یک رودخانه مرده تبدیل کرده است. آبی که امروز در کارون جریان دارد، برای هیچ موجود زنده ای، حتی برای آبیاری درختان مناسب نیست. کشاورزی که با این آب زمینش را آبیاری کند، محصولش پر از فلزات سنگین خواهد بود. ماهیانی که در این آب زندگی می کنند، سمی هستند. متاسفانه اما همچنان شاهد هستیم که برخی کشاورزان ناچارند از این آب استفاده کنند، چون منبع دیگری ندارند. این یعنی ما مردم را به خوردن سم دعوت می کنیم.» او خواستار ایجاد یک سیستم پایش دائمی و شفاف برای کیفیت آب رودخانه ها شد و گفت که نتایج این پایش باید به صورت روزانه در دسترس عموم قرار گیرد تا مردم بدانند چه آبی مصرف می کنند.

کنعانی همچنین به موضوع ریزگردها و نقش داخلی و خارجی آن اشاره کرد و گفت: «نمی توانیم همه تقصیرها را بیندازیم گردن کشورهای همسایه و خشکسالی های منطقه. سهم عمدهای از ریزگردهایی که امروز خوزستان را فرا گرفته، از داخل کشور و از بستر خشک شده تالاب های خود ما بلند می شود. هورالعظیم، تالاب شادگان و تالاب های دیگر، زمانی رطوبت منطقه را تامین می کردند، اما امروز به کانون های تولید گرد و غبار تبدیل شده اند. ما با سیاست های غلط آبی و سدسازی های بی رویه، تیشه به ریشه این تالاب ها زدیم. ریزگردها تازه بعد از خشک شدن تالاب ها شروع شدند. یعنی ما خودمان با دست خودمان، زمینه ساز این بحران شدیم. حالا هم هر سال با آمدن ریزگردها، مدارس و ادارات تعطیل می شود، اقتصاد فلج می شود و هزاران نفر راهی بیمارستان ها می شوند.» او خواستار تخصیص سریع اعتبارات برای احیای تالاب ها و نیز تغییر رویکرد در مدیریت منابع آب در بالادست شد و گفت که تا زمانی که سدهای بزرگ روی رودخانه های منتهی به تالاب ها باز نشوند، احیای تالاب ها غیرممکن است.

در بخش دیگری از اظهارات کنعانی، او به نقش وزرای نفت و نیرو در ادوار مختلف اشاره کرد و گفت که برخی از این وزرا به خوزستان سفر کرده و وعده های بزرگ داده اند، اما عملاً هیچ تغییری ایجاد نشده است. او گفت: «من شخصاً در جلسات متعددی با وزرای مختلف شرکت کرده ام. در آن جلسات، همه وعده می دهند که مشکلات حل می شود. گزارشی از آخرین وضعیت می خواهند، قول پیگیری می دهند و بعد می روند و هیچ اتفاقی نمی افتد. انگار یک رویه شده است: وزیر جدید می آید، سفر استانی به خوزستان می کند، چند وعده بزرگ می دهد، زمین می بوسد و برمی گردد. و تا وزیر بعدی می آید، همان قصه تکرار می شود. در این میان، مردم خوزستان دارند جان می دهند و محیط زیست دارد نابود می شود. وقت آن رسیده که دیگر وعده بس است. وقت عمل است.» او از رئیس جمهور و معاونانش خواست که شخصاً بر روند حل مشکلات زیست محیطی خوزستان نظارت کنند و یک ضرب الاجل مشخص برای حل هر مشکل تعیین کنند.

کنعانی همچنین به موضوع فرونشست زمین در استان خوزستان اشاره کرد که یکی از پیامدهای جدی برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی و خشکی تالاب هاست. او گفت: «در برخی مناطق خوزستان، زمین سالانه چندین سانتی متر فرونشست دارد. این فرونشست به معنی نابودی تدریجی زمین های کشاورزی، تخریب زیرساخت ها و ساختمان هاست. اگر این روند ادامه یابد، در آینده نزدیک شاهد ترک خوردن دیوار سدها و خطوط لوله انتقال نفت و گاز خواهیم بود. این یک فاجعه ملی است. متاسفانه آنقدر درگیر بحران های روزمره شده ایم که به بحران هایی که آهسته و بی صدا پیش می آیند، توجه نمی کنیم. فرونشست زمین، مثل یک سرطان خاموش در حال خوردن جان خوزستان است. یک روز که بیدار شویم، می بینیم دیگر دیر شده است.» او خواستار ممنوعیت فوری حفر چاه های غیرمجاز و نظارت شدید بر برداشت از آب های زیرزمینی شد.

این فعال محیط زیست در پایان این گفتوگوی مفصل و تفصیلی، بار دیگر بر نقش مردم و مطالبه گری مدنی تأکید کرد و گفت: «آخرین حرف من این است که ناامید نباشید. بله، شرایط بسیار دشوار است و شاید هیچ وقت به این بدی نبوده است. اما اگر ما تسلیم شویم و دست روی دست بگذاریم، قطعاً هیچ تغییری رخ نخواهد داد. باید بلند شویم، باید فریاد بزنیم، باید رسانه ها را پر کنیم از مطالباتمان، باید به نمایندگانمان فشار بیاوریم، باید از حق قانونی خود برای داشتن محیط زیستی سالم دفاع کنیم. من سی سال است در این راه قدم می زنم. خسته شده ام؟ بله، خیلی خسته شده ام. اما دست از تلاش برنمی دارم. چون معتقدم که خوزستان شایسته بهتر بودن است. مردم خوزستان شایسته زندگی شرافتمندانه و سالم هستند. نخل های خوزستان شایسته سرسبزی و باروری هستند. تالاب های خوزستان شایسته حیات دوباره هستند. این را باور دارم و تا آخرین قطره خونم برایش می جنگم.»

به گزارش خبرنگار ما، این گفتوگوی ویژه در شرایطی منتشر می شود که بار دیگر استان خوزستان در روزهای اخیر شاهد افزایش آلاینده های هوا، خشکی بخش های وسیعی از تالاب ها و نارضایتی های اجتماعی ناشی از بیکاری و مشکلات معیشتی بوده است. به نظر می رسد هشدارهای مکرر فعالان محیط زیست، از جمله هشدارهای مستند و مستدل آقای مسعود کنعانی (خادم النخیل)، هنوز به یک عزم جدی و عملی در سطوح بالای تصمیم گیری تبدیل نشده است. اکنون این پرسش مطرح است: آیا مسئولان کشوری و استانی، به ویژه نمایندگان مجلس و مدیران ارشد وزارتخانه های نفت، نیرو و کشور، این بار به این هشدارها توجه خواهند کرد یا باید منتظر فاجعه ای بزرگتر از آنچه تاکنون رخ داده، باشیم؟ جهان اخبار، به عنوان وظیفه ذاتی خود، همچنان پرونده بحران زیست محیطی خوزستان را با حساسیت تمام دنبال خواهد کرد و هر گونه اظهارنظر یا اقدام مسئولان را بازتاب خواهد داد. از سوی دیگر، این رسانه آمادگی دارد تا پای صحبت های هر یک از مسئولان ذیربط برای پاسخگویی به این انتقادات بنشیند و دیدگاه های آنان را نیز در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهد. آنچه مشخص است، خوزستان دیگر فرصت چندانی برای آزمون و خطا ندارد. زنگ خطر فاجعه اکولوژیک و انسانی به صدا درآمده است و هر تاخیری می تواند جبران ناپذیر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *