منوچهربرون
بعضی آدمها را نمیتوان فقط با عنوان و مدرک معرفی کرد. نامشان از مرز یک شغل و تخصص فراتر میرود و به بخشی از خاطره و افتخار یک سرزمین تبدیل میشود. پروفسور جلیل کلانتر هرمزی از همین جنس آدمهاست؛ پزشکی که اگرچه سالهاست نامش با جراحی پلاستیک و عملهای پیچیده پزشکی گره خورده، اما ریشههای زندگیاش همچنان در کوچههای رامهرمز و خاطرات کودکیاش قرار دارد.
او زاده رامهرمز است؛ شهری که کودکیهایش در آن گذشت. از همان سالهای نخست، درس خواندن برایش جدی بود، اما زندگی تنها پشت میز مدرسه خلاصه نمیشد. در کنار خانواده گاهی کار میکرد و از نزدیک با زندگی مردم و دشواریهای آنان آشنا شد. شاید همین تجربههای ساده کودکی بود که بعدها در وجود او به یک نگاه انسانی تبدیل شد؛ نگاهی که بیمار را فقط یک پرونده پزشکی نمیدید، بلکه انسانی میدید که باید برای بازگشت امید و زندگی به او تلاش کرد.
کلانتر هرمزی در سال ۱۳۳۷ در رامهرمز متولد شد و مسیر تحصیل را با جدیت پیمود. رتبه نخست دیپلم، تحصیل پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اهواز، جراحی عمومی و سپس فوقتخصص جراحی پلاستیک، بخشی از مسیر علمی اوست. در ادامه نیز دورههای تکمیلی را در فرانسه و آلمان گذراند و در دانشگاه ییل آمریکا فرصت مطالعاتی جراحی پلاستیک جمجمه، فک و صورت را تجربه کرد.
اما آنچه نام او را برای بسیاری از مردم ماندگار کرد، فقط کارنامه علمی و پزشکیاش نبود؛ او پزشکی را از مطب و بیمارستان به میان مردم برد.
در دوران دفاع مقدس، پزشکی برای او فقط یک حرفه نبود و خدمت به انسان را در میدان دیگری دنبال کرد. سالها بعد نیز با شکلگیری گروه خیریه «مرهم»، فصل دیگری از زندگی حرفهای او آغاز شد؛ فصلی که در آن مفهوم کار گروهی، جهاد پزشکی و خدمت داوطلبانه به شکلی گستردهتر معنا پیدا کرد.
سفرهای متعدد جهادی گروه مرهم به نقاط مختلف کشور، نشان داد که تخصص وقتی با مسئولیت اجتماعی همراه شود، میتواند از مرزهای بیمارستان عبور کند و به دورترین نقاط ایران برسد. انجام جراحیهای دشوار و نادر و درمان بیمارانی که گاه سالها با مشکلات جسمی و ظاهری زندگی کردهاند، برای بسیاری از خانوادهها تنها یک عمل پزشکی نبود؛ بازگرداندن بخشی از اعتمادبهنفس و امید به زندگی بود.
از پیوندهای پیچیده دست تا جراحیهای سر و گردن و صورت، نام او در میان متخصصان این حوزه شناخته شده است؛ اما شاید مهمتر از همه این باشد که او توانست نشان دهد دانش پزشکی وقتی با نیت خدمت همراه شود، میتواند شکل دیگری از جهاد باشد.
در کارنامه او بیش از دانش پزشکی، یک ویژگی دیگر نیز چشمگیر است: اعتقاد به کار تیمی. او نشان داد که در پزشکی امروز، قهرمان واقعی الزاماً یک نفر نیست؛ گاهی یک گروه است که دانش، تجربه و توان خود را کنار هم میگذارد تا یک انسان را دوباره به زندگی امیدوار کند.
اما شخصیت کلانتر هرمزی تنها در اتاق عمل خلاصه نمیشود. او به ادبیات نیز علاقهمند است؛ شاعر و پژوهشگر ادبی است، با شعر و مثنوی مأنوس است و در حوزه شاهنامهپژوهی نیز مطالعات و فعالیتهایی داشته است. داشتن چنین علایقی در کنار یک حرفه تخصصی، تصویری متفاوت از او ارائه میدهد؛ پزشکی که در کنار شناخت جسم، با جهان واژه و فرهنگ نیز زندگی میکند.
شاید بتوان گفت آن کودک درسخوان رامهرمزی که روزگاری در کنار خانواده زندگی سادهای را تجربه میکرد، بعدها در مسیر زندگی به جایی رسید که اتاق عمل برایش تنها محل کار نبود؛ به میدان خدمت تبدیل شد.
این همان نقطهای است که یک پزشک را از یک متخصص صرف فراتر میبرد.
رامهرمز فرزندان بسیاری به ایران معرفی کرده است؛ اما برخی نامها فقط متعلق به شهر زادگاهشان نیستند. آنان بخشی از سرمایه ملیاند. جلیل کلانتر هرمزی نیز یکی از همین چهرههاست؛ انسانی برخاسته از جنوب که دانش را آموخت، تجربه را اندوخت و بخش مهمی از آن را دوباره به مردم بازگرداند.
امروز وقتی از او سخن میگوییم، بهتر است فقط از تعداد عملها، مدارج دانشگاهی یا سفرهای جهادی نپرسیم. باید از یک پرسش مهمتر سخن گفت: چگونه میتوان دانش و تخصص را به خدمت انسان تبدیل کرد؟
پاسخ را شاید بتوان در مسیر زندگی همین مرد یافت؛ از مدرسههای رامهرمز تا دانشگاه، از میدان دفاع مقدس تا اتاقهای عمل، از سفرهای جهادی تا شعر و شاهنامه.
این مسیر، روایت پزشکی است که تلاش کرده میان «دانش» و «انسانیت» فاصلهای نباشد؛ و شاید همین است که نام یک پزشک را از دفتر پروندههای پزشکی بیرون میآورد و در حافظه مردم ماندگار میکند.
برای پروفسور جلیل کلانتر هرمزی، فرزند رامهرمز، که نام زادگاهش را در عرصه پزشکی ایران بلندآوازه کرده است، سلامتی و توفیق روزافزون آرزو میکنیم.





