پیام تصویری مینهای هوایی سپاه؛
در دنیای سیاست و امنیت، پیامها گاهی از جنس تصویرند، نه بیانیه. تصاویری که از آزمایش مینهای هوایی سپاه در یکی از جزایر ایرانی منتشر شده، دقیقاً همین کار را میکند: یک پیام راهبردی، آتشین و کوبنده به دشمن. این تصاویر نشان میدهد که ایران برای هر سناریویی، حتی هلیبرن نیروهای آمریکایی، پاسخ آماده دارد. آمریکا باید بداند که دوران تهدید از آسمان به سر آمده است. آسمان ایران، قبرستان چتربازان آمریکایی است.
مینهای هوایی؛ سلاح راهبردی برای پایان هلیبرن
مینهای هوایی سپاه، یک فناوری پیشرفته و راهبردی است که برای جلوگیری از پیادهسازی نیرو توسط بالگرد یا هواپیما طراحی شده است. این مینها در سطحی از زمین، با فاصله لازم، پخش میشوند و از یک فاصله معین منفجر میگردند. نتیجه، کشته شدن نیروهای متجاوز پیش از رسیدن به زمین است. این تکنولوژی تاکنون از دید دشمنان پنهان بود، اما اکنون برای پیشگیری از حملات دشمن و تقویت بازدارندگی به نمایش درآمده است. این نمایش، یک پیام روشن دارد: هر بالگرد، هر هواپیما و هر چتربازی که بخواهد از آسمان ایران عبور کند، با دیوار آتش روبرو میشود. مینهای هوایی فقط یک سلاح نیستند؛ یک راهبرد دفاعیاند: انکار، انهدام، بازدارندگی. این فناوری در کنار رادار، پدافند، جنگ الکترونیک و آمادگی نیروهای مسلح، زنجیرهای از مرگ را برای متجاوز میسازد و هر منطقه فرود را به تله مرگ تبدیل میکند.
آمریکا و گزینههای محدود
آمریکا به صورت زمینی امکان ورود به سرزمین ما را ندارد. وسعت جغرافیایی، عمق راهبردی، قدرت نیروهای مسلح و پیوند مردمی، هر طرح اشغال زمینی را به شکست میکشاند. تنها امکانی که برای آمریکا باقی میماند، هلیبرن نیروها توسط هلیکوپتر و هواپیما است؛ آن هم فقط در حد تئوری. در عمل، آینده این نیروها معلوم نیست. آمریکاییها باید بدانند در صورت هلیبرن، حتی یک نفر از آنان به زمین نخواهد رسید. در آسمان ایران تکهتکه خواهند شد و حتی جنازه پارهپاره آنان به دشمنان تحویل نخواهد شد. در دریا ریخته خواهند شد تا خوراک کوسهها شوند یا طعمه سگهای وحشی گردند. این یک شعار احساسی نیست؛ یک محاسبه راهبردی است. وقتی دشمن بداند بازگشتی در کار نیست، هزینه ماجراجویی از فایده آن پیشی میگیرد. این منطق بازدارندگی است.
هر کس با آل علی در افتد، ور افتاد
ایرانیان برای هر گونه ماجراجویی آمریکاییها، به ویژه هلیبرن، آمادگی کامل دارند و به آنان رحم نخواهند کرد. حتی اگر به فرض محال، نفراتی از آنان زنده به زمین برسند، در کوتاهترین مدت زمانی به درک و جهنم ارسال خواهند شد و جنازه آنان به دریا ریخته خواهد شد یا به سگهای وحشی داده میشود. این جمله، خلاصه یک راهبرد است: بازدارندگی آتشین، پاسخ کوبنده و اقتدار باصلابت. آمریکا باید از هر ماجراجویی در آسمان و خاک ایران پرهیز کند؛ چرا که نه چتربازش به زمین میرسد، نه جنازهاش بازمیگردد.
هلیبرن در حد تئوری؛ در عمل تکهتکه در آسمان
هلیبرن آمریکا در حد تئوری است. در عمل، تکهتکه در آسمان. مینهای هوایی، پدافند، رصد اطلاعاتی و آمادگی نیروهای مسلح، زنجیرهای از مرگ را برای متجاوزان میسازد. نه پیادهسازی ممکن است، نه فرار. جنازه متجاوزان تحویل داده نمیشود. این یعنی پایان بیبازگشت. آمریکا بداند ورود به آسمان ایران، پایان بیبازگشت است. از سرزمین ایران تا کام کوسهها، سرنوشت نیروهای آمریکایی روشن است. برای طراحان آمریکایی، محاسبه تغییر میکند: چند بالگرد؟ چند چترباز؟ کدام منطقه فرود؟ کدام تخلیه؟ پاسخ روشن است: هیچکدام امن نیست. مینهای هوایی مناطق فرود را به قتلگاه تبدیل میکنند، پدافند، کریدورها را میبندد و مقاومت مردمی بقای زمینی را ناممکن میسازد. پس هلیبرن یک گزینه واقعی نیست؛ یک توهم است.
نتیجهگیری
منتظر چترباز آمریکایی نباشید؛ حتی جنازه آنان به زمین نخواهد رسید. این جمله، خلاصه یک راهبرد است: بازدارندگی آتشین، پاسخ کوبنده و اقتدار باصلابت. آمریکا باید از هر ماجراجویی در آسمان و خاک ایران پرهیز کند؛ چرا که نه چتربازش به زمین میرسد، نه جنازهاش بازمیگردد. این میدان، میدان آمادگی، اقتدار و پاسخ کوبنده، آتشین و زهرآگین است. ایرانیان برای هر ماجراجویی آمریکایی، به ویژه هلیبرن، آمادهاند و به آنان رحم نخواهند کرد. آسمان ایران، قبرستان چتربازان آمریکایی است.
صادق سلامت
روزنامهنگار
۱۷ مهرماه ۱۴۰۵
