✍️ یادداشتی از دامون رونق
اینجا ایران است، سرزمینی که قرنها به مهربانی، مهماننوازی و صبوری شهره بوده است. اما امسال، در آستانهی نوروز، آنچه بیش از شکوفههای بهاری در کوچهها و بازارها به چشم میخورد، غبار غم و نگرانی بر چهرهی مردمان نجیب این دیار است.
چند سالیست که نوروز، بهجای جشن و سرور، برای بسیاری از خانوادهها یادآور مشقت و حسابوکتابهای دردناک شده است. از مادری که در میان قفسههای فروشگاهها چشم به برچسب قیمتها دوخته و آهسته زیر لب حساب میکند، تا پدری که به امید خرید لباس نو برای فرزندانش، در برابر نرخهای نجومی پوشاک مات و مبهوت مانده است. این روزها، سفرهی هفتسین مردم ما نه با سکه، که با شرمندگی پدران و حسرت کودکان پر شده است.
نرخ تورم افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید و بیثباتی اقتصادی، بر دوش مردم سنگینی میکند. در حالی که برخی سودجویان و دلالان از هر نوسان اقتصادی برای پر کردن جیبهای خود استفاده میکنند، بسیاری از مردم نجیب این سرزمین برای تهیهی حداقلهای معیشتی دچار مشقتاند. کارگران، کارمندان، بازنشستگان، معلمان و بسیاری از اقشار جامعه با دریافتیهایی که دیگر پاسخگوی هزینههای ابتدایی زندگی هم نیست، در گرداب مشکلات اقتصادی دستوپا میزنند.
اما در این میان، پرسش اصلی این است: چرا چنین وضعیتی بر مردم تحمیل شده؟ آیا این حجم از گرانی، نوسانات بازار و فشار اقتصادی اجتنابناپذیر بوده است؟ آیا نظارت، تدبیر و ارادهای برای کنترل قیمتها و حمایت از اقشار آسیبپذیر وجود ندارد؟
مردم ایران همیشه پای این سرزمین ایستادهاند؛ در سختترین دورانها، بحرانها و تحریمها، خم به ابرو نیاوردهاند. اما امروز، آنچه بیشتر از هر چیزی آنان را آزار میدهد، نه صرفاً گرانی، بلکه بیتفاوتی و ناکارآمدی برخی مسئولان در مدیریت بحران معیشت است. چه کسی پاسخگوی پدری است که شرمندهی فرزندانش شده؟ چه کسی صدای مادری را میشنود که به خاطر قیمتهای سرسامآور، از خرید مواد غذایی کافی بازمانده است؟
مردم حق دارند در کشوری با این همه منابع، ثروت و ظرفیت، زندگی شرافتمندانه داشته باشند. حق دارند نوروز را با دل خوش و سفرهای آبرومند جشن بگیرند، نه با اضطراب و نگرانی از فردای نامعلوم.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، مسئولان باید به جای شعار، به میدان عمل بیایند. کنترل واقعی تورم، مبارزه با فساد اقتصادی، حمایت از تولید داخلی، و ایجاد ثبات در بازار، اقداماتی است که باید در اولویت باشد. تا زمانی که نگاه برنامهریزان اقتصادی از منفعت گروههای خاص به سمت منافع عمومی تغییر نکند، این چرخهی تلخ ادامه خواهد داشت.
نوروز نزدیک است، اما آیا امیدی به بهار اقتصادی برای مردم ایران هست؟ این سؤال، پاسخی روشن و اقدامی عاجل میطلبد؛ نه وعدههای تکراری و بیسرانجام.




