تنبیه بدنی درمدارس
زخمی کهنه برپیکر آموزش وپرورش
قسمت دوم
از علل تا راهکارها؛ در جستجوی راهی برای فرونشاندن آتش خشم در مدرسه
در قسمت اول به شرح مشکل تنبیه بدنی و پیامدهای آن پرداختیم.
اکنون در این قسمت، به واکاری ریشههای این پدیده و ارائه راهکارهایی برای خروج از این بحران میپردازیم.
مهمترین علل و عوامل منجر به تنبیه بدنی:
فشارهای روانی و اقتصادی بر معلمان:
معلمان امروزبا دغدغههای معیشتی، حجم بالای کلاسهای درس، اجرای طرحهای متعدد اداری و انتظارات فراوان از سوی خانوادهها روبرو هستند.
این فشارها، به شدت تابآوری روانی آنان را کاهش داده و آنان را در برابر کوچکترین محرکها مستعد عصبانیت میکند.
کمرنگ شدن نقش تربیتی خانواده:
متأسفانه برخی خانوادهها، تمامی مسئولیت تربیت را به مدرسه محول کرده و خود را از آموزش مهارتهای اجتماعی و اخلاقی به فرزندانشان مبرا میدانند.
نتیجه این امرحضور دانشآموزانی با پرخاشگری بالا و احترام پایین در کلاس درس است.
ضعف در آموزش مهارتهای زندگی و مدیریت کلاس:
سیستم تربیت معلم و دورههای ضمن خدمت، به اندازه کافی بر روی آموزش مهارتهای کنترل خشم، روانشناسی نوجوان، ارتباط مؤثر و روشهای نوین مدیریت کلاس (غیر از تنبیه) تأکید ندارد.
هراس از بی نظمی و افت تحصیلی:
برخی معلمان با این باور غلط که “اگر سختگیری نکنم، کلاس از کنترل خارج میشود”، به تنبیه بدنی به عنوان یک ابزار سریع و بازدارنده متوسل میشوند.
راهکارهای جلوگیری از تنبیه بدنی و نظرکارشناسان:
کارشناسان تعلیم و تربیت بر این باورند که برای برطرف کردن این معضل، باید به صورت ریشهای و چندجانبه عمل کرد:
نظر کارشناس اول (روانشناسی تربیتی):
“تنبیه بدنی یک شکست سهجانبه است: شکست معلم در مدیریت خود، شکست دانشآموز در کنترل رفتارش و شکست سیستم در حمایت از هر دوی آنها. راهکار جایگزینی “انضباط مثبت” به جای “تنبیه منفی” است.
در انضباط مثبت، تمرکز بر درک علت رفتار نادرست، آموزش پیامدهای منطقی به جای تنبیه، و تقویت رفتارهای مطلوب است.”
نظر کارشناس دوم (مدیریت آموزشی):
آموزش و پرورش باید به صورت جدی دورههای “مدیریت خشم و استرس” را برای فرهنگیان اجباری کند.
همچنین باید سیستم پشتیبانی روانی برای معلمان ایجاد شود تا بتوانند فشارهای کاری خود را در محیطی امن تخلیه کنند.
از سوی دیگر، برگزاری کارگاههای مشترک اولیا و مربیان با موضوع “الگوی تربیتی یکپارچه” میتواند شکاف بین خانه و مدرسه را پر کند.”
نظر کارشناس سوم (حقوق آموزش و پرورش):
قانون به وضوح گفته است: هرگونه تنبیه بدنی و تحقیرآمیز ممنوع است.
اما قانون باید پشتوانه اجرایی داشته باشد.
علاوه بر برخورد با متخلفان، باید برای معلمانی که در شرایط سخت، بهترین برخورد را داشته و از روشهای خلاقانه برای مدیریت کلاس استفاده میکنند، مشوقهای مادی و معنوی در نظر گرفت.”
به اعتقاد نگارنده مدرسه خانه دوم فرزندان ماست ومعلمان مهربانترین افراد پس از پدر و مادرهستند.
آنچه امروز شاهدیم، نه ناشی از بدذاتی که حاصل فشار یک سیستم فرسوده برپیکره فرهنگیان و خانوادههاست. برای برطرف کردن این مشکل، نیاز به یک عزم ملی داریم؛
عزمی که در آن:
آموزش و پرورش با برگزاری کارگاههای کاربردی، پشتیبانی روانی و تجلیل از معلمان خلاق، پیشگام شود.
خانوادهها مسئولیت تربیتی خود را جدی گرفته و با مدرسه همگام شوند.
معلمان با تقویت مهارتهای فردی و باوربه این که تنبیه نشانه درماندگی است، نه اقتدار”، الگوهای تابآوری و خلاقیت باشند.تنها در این صورت است که میتوانیم مدرسهای داشته باشیم که در آن،نه اثری از خشونت باشد و نه صدای فریاد؛ فقط نوای دلنشین آموختن و رشد به گوش برسد.
️ عبدالحمید گلافشان




