«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»
✍️ نگارنده؛ سیدقنبر یوسفیانی
دانشآموخته علم سیاست و روابط بینالملل
«فرزند؛ خوزستان _ بهبهان»
______________________________
آموزش و پرورش بهعنوان ستون اصلی جامعه امروز با بحرانی جدی روبهروست. تعطیلیهای بیبرنامه و افسارگسیخته، وابستگی بیش از حد به فضای مجازی و ضعف در مدیریت کلاسهای حضوری، کیفیت یادگیری را به شدت کاهش داده است. همانطور که بسیاری از خانوادهها و کارشناسان هشدار دادهاند، با این روند فعلی آموزش نابود و آیندهسازان این استان بیسواد بار آمدهاند و نتیجه نهایی چیزی جز حقیقت تلخِ ضعف علمی و آموزشی نسل جدید نیست. این واقعیت نشان میدهد که اگر فکری اصولی اندیشیده نشود، نه تنها کیفیت علمی دانشآموزان، بلکه آینده اجتماعی و اقتصادی کشور نیز در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت.
تحصیل درست و یادگیری واقعی، زیربنای شخصیت علمی و اجتماعی دانشآموزان است. اگر این پایهها سست باشند، در آینده هیچ بنای علمی و مهارتی محکمی ساخته نخواهد شد. آموزش واقعی نیازمند حضور فعال معلم، تعامل مستقیم با دانشآموز و ایجاد فضای جدی و منظم در کلاس است. وابستگی صرف به نرمافزارهایی مانند شاد یا آموزشهای آنلاین، بدون نظارت و زیرساخت کافی، تنها به سرگرمی شباهت دارد و نمیتواند جایگزین آموزش حضوری شود. تعطیلیهای بیبرنامه موجب گسست در یادگیری و بیانگیزگی دانشآموزان شده است. در قرن بیستویکم که اینترنت و فضای مجازی ترند شدهاند، آموزش بیش از حد به این ابزارها وابسته شده و عملاً کیفیت یادگیری کاهش یافته است. در کلاس حضوری بسیاری از معلمان و مدیران جرات بیان جدی به دانشآموزان را ندارند و این ضعف در کلاس آنلاین شدیدتر است. چگونه میتوان انتظار داشت دانشآموزی که در کلاس حضوری حرفشنوی ندارد، در کلاس آنلاین گوش فرا دهد؟ نتیجه این روند، نسلی است که به ظاهر فارغالتحصیل میشود اما در عمل توانایی علمی و مهارتی کافی ندارد.
برای برونرفت از این وضعیت باید راهکارهای اصولی و عملی در نظر گرفت. بازگشت جدی به آموزش حضوری و کاهش تعطیلیهای بیبرنامه، توانمندسازی معلمان و مدیران در مدیریت کلاس و استفاده درست از فناوری، استفاده از اینترنت تنها بهعنوان ابزار کمکی و نه جایگزین آموزش واقعی، ایجاد کلاسهای جبرانی و تقویتی برای جبران عقبماندگیها و افزایش انگیزه دانشآموزان از طریق پروژههای عملی، فعالیتهای گروهی و ارتباط نزدیک با جامعه از جمله این راهکارهاست.
اگر این روند اصلاح نشود، آینده استانها و کشور با نسلی کمدانش و بیمهارت روبهرو خواهد شد؛ نسلی که توان رقابت در عرصههای علمی، اقتصادی و اجتماعی را ندارد. این فاجعه تنها یک بحران آموزشی نیست، بلکه تهدیدی برای آینده ملی است. تصور کنید جامعهای که جوانانش نه مهارت دارند، نه دانش کافی، نه انضباط و نه مسئولیت اجتماعی. چنین جامعهای محکوم به عقبماندگی است. آموزش و پرورش باید دوباره به جایگاه اصلی خود بازگردد؛ نهادی که نه تنها علم، بلکه اخلاق، انضباط و مسئولیت اجتماعی را در نسل آینده نهادینه میکند. اگر امروز تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا دیر خواهد بود. آینده این دانشآموزان آینده ماست، آینده کشور است. هر روز تأخیر در اصلاح این روند، گامی به سوی تاریکی است. باید با تمام توان برای نجات آموزش و پرورش برخاست، زیرا تنها در سایه آموزش درست است که میتوان امید داشت نسل فردا آگاه، مسئول و توانمند باشد. این یک هشدار نیست، یک فریاد است؛ فریادی برای بیداری، برای نجات آیندهای که در دستان همین دانشآموزان است.
۱۰ آذرماه ۱۴۰۴ خوزستان _ اهواز




