به قلم عبدالحسین کلانتری پور کارشناس بخش سیاسی مجموعه خبری جهان اخبار
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
شعارها در تاریخ تشیع، صرفاً جملات احساسی یا واکنشی نیستند؛ آنها حامل حافظه تاریخی، تعهد اعتقادی و مسئولیت اجتماعیاند. یکی از مهمترین و پرکاربردترین این شعارها، جمله مشهور «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» است؛ شعاری که اگر درست فهم نشود، به تکرار بیاثر تبدیل میشود و اگر درست فهم شود، به یک منش دائمی در زیست دینی و سیاسی بدل خواهد شد.
برای فهم این شعار، باید به نقطهای بازگردیم که تاریخ اسلام از آنجا دچار شکاف شد. پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، جامعه اسلامی با وجود تصریحهای روشن در واقعه غدیر خم، مسیر دیگری را انتخاب کرد. پیامبر در بازگشت از آخرین حج، در حضور هزاران نفر، دست امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». این اعلام ولایت، حجت را تمام کرده بود، اما تاریخ نشان داد که تمامشدن حجت، الزاماً به معنای وفاداری مردم نیست.
امیرالمؤمنین علیهالسلام بنا بر وصیت پیامبر، مأمور به صبر بود. به او گفته شده بود که پس از من، به تو جفا خواهد شد، حق تو پایمال میشود، اما تا زمانی که اصل اسلام در خطر نیفتاده، دست به شمشیر مبر. همین وصیت، سنگینترین بار تاریخ را بر دوش علی گذاشت. بیست و پنج سال خانهنشینی امام، نه از سر ناتوانی، که از سر مصلحتسنجی برای حفظ اصل دین بود. گفتن «بیست و پنج سال» ساده است، اما تحملش برای کسی که شجاعترین مرد میدانهای نبرد بود، کار هر کسی نیست.
اوج این مظلومیت، پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها رخ داد. وصیت بانوی اسلام بر دفن شبانه و مخفیانه، سندی تاریخی از اعتراض خاموش به انحراف ایجادشده بود. امیرالمؤمنین برای وفاداری به وصیت همسرش، حتی محل قبر را پنهان کرد؛ اقدامی که تا امروز، یکی از پرمعناترین اعتراضهای تاریخ تشیع به شمار میرود. تهدید قاطع امام به استفاده از ذوالفقار در برابر هرگونه هتک حرمت، نشان داد که صبر علی، صبرِ ضعف نبود؛ صبرِ آگاهانه بود.
شعار «ما اهل کوفه نیستیم» دقیقاً از همینجا معنا پیدا میکند. کوفه، فقط یک شهر جغرافیایی نبود؛ یک الگوی رفتاری بود. مردم کوفه، امام خود را شناختند، دعوت کردند، اما در لحظه هزینهدادن، عقب نشستند. این الگو در طول تاریخ تکرار شده و هر بار، چهرهای جدید به خود گرفته است.
در عصر حاضر، این شعار دیگر صرفاً یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه یک موضعگیری روشن نسبت به «امام زمانِ هر عصر» است. در منظومه فکری شیعه، در دوران غیبت، ولیفقیه نایب امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف است. بر همین اساس، حمایت از ولیفقیه، یک انتخاب سیاسی صرف نیست؛ یک تکلیف دینی و تاریخی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، در این چارچوب، صرفاً یک رهبر اجرایی نیست؛ او ادامه همان خط ولایت است. شعار «علی تنها نخواهد ماند» در زمان ما، ترجمان عملی وفاداری به این خط است. این شعار، نه شعاری احساسی، بلکه اعلام آمادگی برای ایستادن در میدانهای سخت است؛ چه در عرصه جنگ نرم، چه در عرصه فشارهای اقتصادی، و چه در بزنگاههای اجتماعی.
دشمنان این ملت، دقیقاً از همین پیوند اعتقادی هراس دارند. اغتشاش، تحریف، جنگ رسانهای و شبههافکنی، ابزارهایی هستند برای بازتولید همان الگوی کوفه؛ یعنی تردید، خستگی و عقبنشینی. اما تجربه نشان داده که جامعهای که تاریخ خود را درست فهمیده باشد، این دامها را میشناسد.
شعار «ما اهل کوفه نیستیم» در امتداد خود، به «ما اهل کوفه نیستیم، مهدی تنها بماند» میرسد. این یعنی جامعهای که از اکنون تمرین وفاداری میکند، نه جامعهای که در روز ظهور، تازه به فکر انتخاب میافتد. انتظار، سکون نیست؛ آمادگی فعال است.
در نهایت، این شعار یک آزمون دائمی است؛ آزمونی که هر نسل باید پاسخ خود را به آن بدهد. تاریخ نشان داده که علیها تنها نمیمانند، اگر مردمی باشند که فهم، شجاعت و ثبات قدم داشته باشند. امروز نیز، مسئولیت ما نه تکرار لفظی شعار، بلکه زندگیکردن بر اساس آن است.




