در نظام جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی به عنوان رکن اصلی قانونگذاری و نهاد نظارتی بر عملکرد قوه مجریه جایگاهی بیبدیل دارد. نمایندگان مجلس، بر اساس اصل “نمایندگی ملت” و برپایه وظایف تعریف شده درقانون اساسی موظف به قانونگذاری،نظارت براجرای قوانین و پیگیری مسائل کلان ملی هستند.اما امروزه شاهد تحولی عجیب در نقشآفرینی برخی از این نمایندگان هستیم؛ تحولی که گویا “افتتاح پروژه” و “روبانبری” را به نماد خدمتگزاری تبدیل کرده است.اینگونه اقدامات نه تنها در حیطه وظایف ذاتی نمایندگان مجلس نیست بلکه میتواند نشانهای از کمرنگ شدن مسئولیتهای اصلی آنان باشد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون اساسی سه وظیفه عمده بر عهده دارند: تقنین، نظارت بر اجرای قوانین و پیگیری امور کشور در سطح کلان.
با این حال در سالیان اخیر تصویر برخی نمایندگان در رسانهها بیش از آنکه معطوف به حضور مؤثر در صحن مجلس و مشارکت در کمیسیونهای تخصصی باشد به حضور در مراسم افتتاح پروژههای عمرانی محلی محدود شده است.
براساس مشاهدات میدانی برخی نمایندگان ترجیح میدهند به جای ایفای نقش نظارتی بر عملکرد وزارتخانهها در روستاها و شهرهای کوچک حاضر شوند و پروژههایی مانند آسفالت جاده، افتتاح مدرسه یا راهاندازی سیستم روشنایی را به نام خود به بهرهبرداری برسانند.
نکته قابل تأمل این است که این قبیل اقدامات اساساً در حیطه مسئولیت مدیران اجرایی محلی قرار دارد و نماینده مجلس میتواند با اعزام کارشناسان و نظارت مستمراز پیشرفت این پروژهها اطمینان حاصل کند بدون آنکه شخصاً در جایگاه مجری قرار گیرد.
موضوع نگرانکننده دیگردخالت برخی نمایندگان در عزل و نصب مدیران در ادارات دولتی است.
گزارشهای متعددی نشان میدهد که برخی نمایندگان با استفاده از نفوذ خود مدیران توانمند و متخصص را برکنار کرده و به جای آنان افرادی را منصوب میکنند که ممکن است صلاحیت لازم رانداشته باشند اما وابستگی خانوادگی، سیاسی یا قومی به آن نماینده دارند.
این اقدام نه تنها باعث تضعیف مدیریت سالم میشودبلکه موجبات نارضایتی کارکنان و مردم را فراهم میآورد.
منتقدان بر این باورند که اینگونه رفتارها عمدتاً ماهیت نمایشی دارند و دو هدف عمده را دنبال میکنند: نخست معرفی خود به عنوان فردی عملگرا در دید عموم، و دوم آمادهسازی زمینه برای تبلیغات انتخاباتی در دورههای آتی.
در مورد دخالت در امور مدیریتی نیز این نگرش وجود دارد که برخی نمایندگان از این طریق درصدد گسترش نفوذ خود در منطقه و ایجاد شبکه حامیپروری هستند.
این نگرش از آن رو خطرناک است که میتواند به تدریج فرهنگ نمایندگی را به فرهنگ مدیریت اجرایی محلی تقلیل دهد و باعث غفلت از مسئولیتهای بزرگتر نماینده در صحن مجلس شود.
نمایندهای که باید بر تدوین بودجه ملی نظارت کند و در طرحهای کلان مشارکت کند نمیتواند زمان و انرژی خود را صرف اموری کند که توسط مدیران میانی قابل انجام است.
این رویکرد نه تنها از اقتدار مجلس به عنوان نهاد نظارتی میکاهدبلکه میتواند به ابزاری برای عوامفریبی نیز تبدیل شود، چرا که مردم ممکن است تحت تأثیر این اقدامات نمایشی، از پیگیری عملکرد واقعی نماینده در مجلس غافل بمانند.
به اعتقاد نگارنده نمایندگی مجلس مقامی است قانونگذار و ناظر، نه مجری و مدیر. آنچه عزت و اعتبار واقعی یک نماینده را حفظ میکند قدرت تحلیل مسائل کلان کشور و جسارت نظارت بیامان بر دستگاههای اجرایی است نه تعداد پروژههایی که در روستاها افتتاح میکند.
دخالت در عزل و نصب مدیران نیز از جمله رفتارهای نادرستی است که به شدت به اعتبار نمایندگان لطمه میزند.
یک نماینده باید از مدیران توانمند حمایت کندنه اینکه عامل برکناری مدیران شایسته و انتصاب افراد نزدیک به خود باشد.
متأسفانه برخی نمایندگان به جای یافتن راهکارهای ساختاری برای مشکلات ملی ترجیح میدهند با افتتاح پروژههای محلی تصویر فوری از “خدماترسانی” ارائه دهند.
این در حالی است که اگر همان زمان و انرژی صرف بررسی لایحه بودجه، اصلاح قوانین یا پیگیری فسادهای مالی میشد، تأثیر آن به مراتب گستردهتر و پایدارتر بود.
امید است نمایندگان مجلس شورای اسلامی باردیگربه خویشتن اصلی خود بازگردندو به جای روبانبری، بر قانوننگاری تمرکز کنند. همچنین باید از دخالت در امور اجرایی پرهیز کرده و اجازه دهند مدیران متخصص و توانمند به کار خود ادامه دهند.
مردم ایران به نمایندگانی نیاز دارند که در میدان قانونگذاری و نظارت بدرخشند، نه در مراسم نمایشی یا در پشت پرده عزل و نصب مدیران.
🖋عبدالحمید گلافشان
بهمن ماه ۱۴۰۴




