«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»
✍️ دل نوشته؛
سیدقنبر یوسفیانی
دانشآموخته علم سیاست و روابط بینالملل
«فرزند؛ خوزستان –بهبهان»
_____________________
« من و خیابان؛ شبهای دلتنگی و خونخواهی»
⬅️ خیابان، همیشه بیش از یک مسیر برای عبور بوده است؛ برای من، خیابان روایتگرِ حافظهی تاریخیِ ملتی است که ایستادن را در میانهی طوفان آموخته است. شبهایی که بر ما گذشت، شبی معمولی نبود. گویی زمان در نقطهای از تاریخ منجمد شده بود؛ همان لحظهای که خبرِ رفتنِ «ایشان» پیچید.
من در این شبها، خیابان را نه با آسفالت و چراغهایش، که با ضربآهنگِ قدمهای مردمی شناختم که دلی در دست و خونی در رگ داشتند. خیابان، آینهی تمامنمایِ دلتنگی بود. در هر گوشهی این شهر، وقتی به چهرههای تکیده و چشمهای نمناکِ هموطنانم مینگریستم، گویی تصویرِ همان فقدان بزرگ را میدیدم که در قابِ هر نگاهی تکرار میشد. ما در خیابانها نه فقط برای قدم زدن، که برای خونخواهیِ یک آرمان حاضر بودیم. ما برای عدالت، برای کرامت و برای آنچه «سید ما» در جانمان کاشته بود، سوگوار بودیم.
سرمای آن شبها، از جنسِ سوزِ باد نبود؛ سرمایی بود که از عمقِ تنهاییِ یک امت برآمده بود. اما در میان این همه سیاهی و سنگینیِ فقدان، در چشمانِ پیرمردی که به افق خیره بود و در دستانِ جوانی که پرچمِ افتخار را محکمتر در مشت میفشرد، جرقهای میدیدم که حقیقتِ وجودیِ ماست.
⬅️ حرف آخر؛ در امتدادِ غروب، طلوعی است که فقدانِ یک رهبر، نه پایانِ راه، که آغازِ آزمونی بزرگتر است. ما اگر در خیابان ماندیم، اگر سوختیم و اگر از سوزِ فراق گفتیم، نه برای ماندن در گذشته، که برای بنا کردنِ آیندهای بود که او به ما وعده داده بود.
این غم، جانکاه است، حق داریم اگر شانههایمان از بارِ این دلتنگی میلرزد. اما به یاد داشته باشیم؛ خونخواهیِ امت، تنها با اشکِ چشم نیست؛ با ساختن است، با شکست دشمن صهیون و امریکای جنایتکار است. ما با قلمهایمان، با ایستادگیمان و با ایمانِ راسخمان به فردایی که در آن خبری از ستم نباشد، مطمعنا انتقامِ این فقدان را خواهیم گرفت زیرا خورشید، حتی بعد از تاریکترین شبها، بازمیگردد. شک ندارم که این خیابانها، روزی شاهدِ قدمهایِ نسلی خواهند بود که از دلِ همین شبهایِ خونخواهی، سرافرازانه به سمتِ تمدنی تازه حرکت میکنند. ما به آیندهمان ایمان داریم، نه چون سادهلوحانه به رویاها دل بستهایم، بلکه چون میدانیم این ملت، آبدیدهیِ رنجهاست و رنج، صیقلدهندهیِ ارادههاست.
باید بلند شویم و از خانه ها بیرون بزنیم و به خیابان بیاییم وسرود هیهات منا الذله را بسرایبم و بنویسیم که هر واژهی آن در این شبهای دلتنگی، آجری است بر دیوارِ بلندِ آن آیندهای که در انتظارِ ماست.
بدانیم که شبروانِ ما، طلوع را در آغوش خواهند کشید و پیروزی جامعه و امت اسلامی را رقم خواهد زد بلاشک. انشالله.
۸ خرداد۱۴۰۵ خوزستان _اهواز



